چگونه با انگیزه و هدفمند باشیم

 

 

 

اگر احساس می کنید که بی انگیزه شده اید، سؤالات زیادی وجود دارد که می توانید از خودتان بپرسید:

● در گذشته چگونه در خود ایجاد انگیزه می کردید؟

●آیا در زندگی اهداف متفاوتی را در پیش گرفته اید؟

●چه چیزی مانع انجام کار دلخواهتان می شود؟

انگیزه توسط خود ما ایجاد می شود. سطح انگیزه ی ما هم، تحت تأثیر عوامل مختلفی نظیر استرس، اضطراب و افسردگی قرار می گیرد، همچنین می تواند علتی برای آنها باشد. انگیزه با ایجاد یک سری از اهداف و تعیین روش های مناسب برای رسیدن به آن شروع می شود. عوامل زیر در ایجاد انگیزه دخیل هستند:

هدف گزینی

ابتدا اهداف بایستی شناسایی شوند و واقعی و قابل حصول باشند. تعیین اهداف کوتاه مدت در آغاز هدف ها اهمیت بسیار دارد، زیرا دسترسی به آنها غالباً ساده تر است و همچنین حس موفقیت بیشتری را در فرد ایجاد می کند و وی را به سوی اهداف بزرگتر رهنمون می سازد.

انتظارات

انتظارات ما از خودمان و انتظارات دیگران از ما، می تواند منبع استرس باشد. انتظارات باید واقعی باشند. همچنین باورهایمان درباره ی توانایی دسترسی به اهداف بایستی مطابق با واقعیات فعلی باشد. انتظار بیش از اندازه از خویشتن باعث کاهش انگیزه می شود.

رغبت

آنچه را که مایلید واقعاً بدان دست یابید مشخص کنید و در جهت آن حرکت نمایید. تشخیص این که چه چیزی واقعاً در ما ایجاد رغبت می کند ، می تواند مفید باشد ولی ما نمی توانیم فقط به این اکتفا کنیم.

محیط

از موانع موجود در انجام خواسته هایتان آگاه شوید. اگر برای مثال، سعی می کنید که مطالعه را آغاز نمایید (قصد مطالعه دارید)، محیطی آرام و بدون هرگونه مزاحمت برای مطالعه انتخاب کنید. چیزهایی را که ممکن است تأثیر منفی در انگیزه داشته باشند بشناسید. مثلاً هنگام مطالعه، عوامل منفی در حفظ انگیزه عبارت اند از: تلویزیون، تلفن، رادیو، برنامه های پیش بینی نشده و ...

 

 

 

پاداش (تشویق)

انجام اهداف واقعی بایستی پاداشی را به دنبال داشته باشد. قدردانی از خودتان به خاطر انجام کار مورد نظرتان بخش عمده ی برنامه می باشد. تشویق، توجه ما را به نتایج پایانی کار معطوف می دارد؛ همانطور که به شروع آن نیز کمک می کند. این کار در ایجاد حس کنترل و تسلط بر مسئله مؤثر است.

راهبردهای دیگر

"انگیزه" و "عملکرد" با یکدیگر در تعاملند. انگیزه منجر به عملکرد بهتر شده و عملکرد بهتر نیز می تواند انگیزه را افزایش دهد.

بنابراین مایلید از کجا شروع کنید...؟

○ عبارات مثبت را درباره ی خودتان به کار ببرید. نسبت به چیزهایی که به خودتان می گویید آگاه باشید. عبارات و جملاتی نظیر: «من باید این کار را انجام دهم» می تواند استرس را زیاد کند. به همین منظور عبارت «من می توانم این کار را انجام بدهم» به کار ببرید و یا به جای عبارت «من لازم است که این کار را انجام دهم» عبارت «من مایلم این کار را انجام دهم» به کار برید.

خودتان را تشویق کنید. تغییرات کوچک خوب هستند. موفقیت هایتان را یادداشت کنید و پیشرفتی را که داشته اید، بازنگری کنید. دیدن پیشرفت هایتان به نوبه ی خود عاملی است در ایجاد انگیزه. نسبت به خودتان مهربان باشید.

○ از تجسم (تصویر سازی ذهنی) استفاده کنید. برای مثال زمانی را تجسم کنید که شما واقعاً خودتان را با انگیزه احساس می کردید. چه چیزی فرق کرده است؟ آن تفاوت ها را باز شناسید.

○ ببینید چگونه افکار و احساساتتان، برانگیزه ی شما تأثیر می گذارد.در مواجهه با برخی از موقعیت ها ما به شیوه ای عکس العمل نشان می دهیم که مبتنی بر نظام افکار یا باورهایمان می باشد. شیوه ی پاسخگویی ما به مسایل، عکس العمل ها یا احساساتی را در پی دارد که همین عکس العمل ها و احساسات سطح انگیزه ما را تحت تأثیر قرار می دهند. آگاهی یافتن از علت و چگونگی واکنش هایمان به برخی رویدادها، اولین گام در درک این واقعیت است. اگر همچنان در ارتباط با موارد مطرح شده دچار مشکل هستید، مطالعه کتاب های موجود و صحبت و مشورت با یک مشاور می تواند روشی کارآمد برای بررسی دقیق تر موضوع باشد.

 

منبع: نبیان



تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩ | ٤:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.