می‌گویند نمک خورده نمکدان نمی‌شکند اما حساب من با آدم‌ها فرق دارد، آخر اگر آدم بودم....
   بهتر از هرکسی حالم را می‌دانی، نمی‌دانم من در زندگی‌ام چه کرده‌ام که مستحق این همه لطف تو‌ام درست در همان لحظه‌هایی که دستی نیاز دارم تا دستم را بگیرد و نگذارد غرق شوم در منجلاب خودم.   
می‌ترسم، می‌ترسم از خودم و از این که تک تک بلیط‌هایم را خرج کنم و دیگر روزی سرآید که حنایم پیش‌ات رنگ باخته باشد.
   موقع دعوتنامه‌هایت که می‌رسد می‌فهمم بو گرفته‌ام، بوی تعفن گناه. و تو طبیب من، بر این بیمارت لازم دانسته‌ای در چشمه سار نور خودت تطهیر شود و کثافت دنیای دنی را از تن و روح بزاید.
   چقدر خوبی که خودت حال خراب روحم را می‌فهمی و به نجات می‌آیی!
   من اگر تو را نداشتم بارها مُرده بودم.


___________________________________________
   کمکم کن هنوز آنقدر بی رگ نشده باشم تا بیایم و دست خالی برگردم. هبه کن...در کاسه ی خالی دستانم
   من که هنوز روی رویارویی با خدایم را ندارم بیا تو آب رویم باش

منبع: کاغذ و قلم



تاريخ : یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳٩۱ | ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.