پادشاهی در یک شب سرد زمستانی درقصر به یکی از نگهبانان برخورد
گفت:سردت نیست؟
گفت:عادت دارم
شاه گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند
شاه فراموش کرد
صبح جنازه نگهبان را پیدا کردندکه روی دیوار نوشته بود:
من سالها به سرما عادت داشتم وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد
 
 


تاريخ : سه‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳٩۱ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.