تحلیل فیلم:

 

تولید و ساخت فیلمِ نمایشِ ترومن - 60 میلیون دلار هزینه در بر داشت، و در هفتة اول نمایش - 31 میلیون دلار فروش کرد. در روزهای اول نمایش، «پارامونت پیکچرز» و اسکات رودین (تهیه‌کنندة فیلم) و آندرو نیکول (فیلم‌نامه‌نویس) از سوی یک نویسندة نیویورکی، که ادعا می‌کرد فیلم براساس ایده‌های او ساخته و پرداخته شده، شکایت شدند. نویسندة شاکی مدعی بود که در سال - 1992 فیلم‌نامه‌ای به‌نامِ زندگیِ فرانکی را به پارامونت تحویل داده، که توسط مدیران و مسئولان مربوطه رد شده بود؛ اما پارامونت با ارایة سندی ثابت کرد که آندرو نیکول فیلم‌نامه‌اش را با نامِ مالکوم شو، یک سال پیش‌تر، در سال - 1991 در پارامونت ثبت کرده بوده است، و بدین وسیله ادعاهای شاکی را بی‌اساس دانستند. مسئولانِ کمپانی، فیلم‌نامه را برای اظهار نظر به کارگردانِ مهاجرِ استرالیایی (پیتر ویر) ارایه دادند، که فیلم‌های موفقی در کارنامة فیلم‌سازی‌اش در هالیوود داشت.
پیتر ویر پس از خواندن فیلم‌نامه، نویسندة آن‌را تحسین ‌کرد؛ اما به یقین نمی‌دانست که خودش توانایی این‌را دارد تا فیلم‌نامة نیکول ‌را با همة ابعادش به‌تصویر درآورد یا نه. نسخة اصلیِ فیلم‌نامه، مضمونی به‌مراتب تیره‌تر از آن‌چه به‌تصویر درآمد داشت، و شخصیت اصلی (یعنی ترومن بربنک) به‌نحوی ترسیم شده بود که فراتر از یک فرد عادی به‌نظر می‌رسید. فیلم‌نامة اصلی شبیه به داستان‌های علمی ـ خیالی (یا Science Fiction) بود، که به نوعی از داستانِ انگلیسی ـ امریکایی با ویژگی‌های تکنولوژیکی اطلاق می‌شود، که به‌ویژه در قرن بیستم با پیدایش سینما ابعاد گسترده‌تری یافت.
نقل قول پیتر ویر :
آن‌چه آندرو نیکول نوشته بود، از نوع فیلم‌نامه‌های متداولِ هالیوود نبود. ایده‌هایی که در نمایشِ ترومن مطرح می‌شود، از آن قبیل فیلم‌نامه‌هایی نیستند که غالباً هالیوودی‌ها در صدد مطرح‌کردن آن باشند. به‌علاوه فیلم و موضوع آن روی لبة تیغ قرار داشت. اگر جیم کری (به‌عنوان بازیگرِ نقشِ ترومن بربنک) از این معادله حذف می‌شد به‌احتمالِ زیاد این فیلم هیچ‌گاه ساخته نمی‌شد.
در روزهایی که پیتر ویر برای ساختن و تولید فیلمِ نمایشِ ترومن تردید داشت، تهیه‌کنندة او (اسکات رودین) خبر داد که جیم کری برای بازی در نمایشِ ترومن اعلام آمادگی کرده است. پیتر ویر فیلم‌هایی را که جیم کری در آن‌ها نقش داشت، دیده بود و تحت تأثیرِ بازیِ اصیل و غیرتقلیدی او بود. بازیِ جیم کری توجه خاص و عام را برانگیخته بود، و به‌ویژه نقش‌آفرینیِ او از حیث جنبه‌های کاریکاتورگونه و لحن صدا و حرکت‌های لب و فک‌هایش به‌نحوی بود که در نظرِ بسیاری از تماشاگران به حرکت‌های شخصیت‌های فیلم‌های کارتونی شباهت داشت.
نقل قول پیتر ویر :
طبعاً به بازیگرانِ فیلمِ ترومن شو‌ فکر می‌کردم و به‌این نتیجه رسیدم که او حتماً باید یک ستارة سینما باشد. این برای منطقِ داستان ضرورت داشت. چرا مردم - 24 ساعته این مرد را تماشا می‌کنند؟ پاسخ باید این می‌بود که او ذاتاً یک ستاره است. من همچنین احساس می‌کردم آدمی که در چنین شرایط غیرعادی و فضایِ متفاوتی رشد می‌کند و بزرگ می‌شود بایستی شخصیتش از پاره‌ای جهات، اندکی عجیب و غریب باشد. درست نمی‌دانم؛ اما به‌نظرم می‌رسد جیم تا حدودی یک بیگانه است و مردی معمولی نیست.
ترومن ترکیبی از دو واژة True (به‌معنایِ حقیقی) و Man (به معنی انسان) است، و ظاهراً پیتر ویر شخصیت نمادین و سمبلیک ترومن بربنک را در فیلمِ نمایشِ ترومن به‌معنایِ انسانِ حقیقی گرفته بوده است. از وقتی ترومن بربنک متولد شده و رشد کرده همه‌جا و همواره نگاه‌های آمیخته به لبخند بدرقه‌اش بوده است. آدم‌های کوچک و بزرگ شهر، فقیر و غنی، برخوردهای بسیاری با او داشته‌اند و رفتارهای غیرطبیعیِ فراوانی نسبت به‌ وی بروز داده‌اند؛ زیرا مردمی که گرداگردِ او را گرفته‌اند، همگی بازیگرانِ نقشِ دوم و سوم‌اند، و مثل هر بازیگرِ نقش‌های دو و سوم دوست دارند در کنارِ بازیگرِ نقشِ اصلی حضور داشته باشند تا در صحنه‌های بیش‌تری از فیلم دیده شوند. این افراد می‌دانند که اگر با ترومن بربنک طرح دوستی بریزند، بخشی از بازیگرانِ فیلمِ - 24 ساعتة «نمایشِ ترومن» خواهند بود. بنابراین ترومن ـ که تا سی سالگی از ساخته‌شدنِ فیلم دربارة خودش بی‌اطلاع است ـ به چنین برخوردهایی خو کرده، و به‌طور ناخودآگاه تصور می‌کند بایستی به سایر افراد کمک کند، تا آن‌ها احساسِ بهتری نسبت به‌ وی و زندگی داشته باشند. او همواره به‌صورتِ خودآگاه در دنیایی پّر از پرسش قرار دارد، و گمان می‌کند شغل بسیار مهمی دارد، که از طریق آن عشق و امیدواری را با لبخندهایش تسری می‌دهد. از این لحاظ وقتی کریستف تمامِ جریان را برای او شرح می‌دهد درک بسیاری از موضوع‌ها و رفتار و سکناتِ آدم‌ها برایش مشکل به‌نظر می‌آید، و همان حالی را پیدا می‌کند که موقع ورود و خروج به اداره‌ای همراه با درِ ورودی بارها دورِ خود می‌چرخد، و گیج و منگ می‌شود.
ترومن بربنک شخصیت اصلی و محوریِ فیلمِ ترومن شو است، که در بخشِ قالب و اعظمِ فیلم حضور دارد؛ اما آن‌طور که پیتر ویر و فیلم‌نامه‌نویس‌اش (آندرو نیکول) گفته‌اند پرداختن و پرورشِ شخصیت کریستف برای آن‌ها بسیار دشوارتر از هر شخصِ دیگری بوده است. کریستف تنها شخصیتی است که آن‌ها کم‌ترین اطلاعات را دربارة او داشته‌اند. کریستف در شخصیتی که آندرو نیکول از وی پرداخته بود تفاوت زیادی با سایر شخصیت‌های گروه کارگردانی نداشت؛ فاقد عمق و فردیت خودویژه بود، و به‌شکل همه‌جانبه و یکدست پرورش نیافته بود. ایده‌ای که در مورد کریستف وجود داشت این بود که شخصیتی زیرک و در عین حال اصیل است که خود را یک هنرمند می‌داند، و بزرگ‌ترین آفریده‌اش ترومن (یا انسانِ حقیقی) است. از این لحاظ کریستف، نوعی دکتر فرانکنستین محسوب می‌شود.
در نمایش ترومن صدها دوربین در گوشه و کنارِ شهر و محلِ کار و زندگیِ ترومن بربنک کار گذاشته شده است تا نه واقعیت زندگیِ ترومن، بلکه آن‌چه را که کارگردانِ فیلم زندگی‌اش (یعنی کریستف) می‌خواهد به‌نمایش درآورند. با چنین تعبیری واقعیت زندگیِ ترومن آن چیزی که جریان دارد، و بایستی تعبیر شود نیست، بلکه آن چیزی است که کریستف از زندگیِ ترومن گزینش می‌کند و پیش چشمِ هزاران علاقه‌مند زندگیِ او قرار می‌دهد.
قصد کریستف ـ و درواقع پیتر ویر ـ این است تا با تفتیش و کندوکاو، زندگیِ ترومن را از حیث خانوادگی و اجتماعی و رابطة او با اطرافیانش به‌نمایش بگذارند، و احوالات وی را روان‌کاوی کنند. دیدگاه پیتر ویر دربارة واقعیت زندگی و روان‌کاویِ شخصیتی مثل ترومن بربنک آمیخته‌ای از نظر و آرای فروید، ژاک لاک و کارل گوستاو یونگ است. خودِ ویر منکر این تأثیرپذیری نیست. او دربارة بخشی از زندگیِ ترومن، که رسانه‌ها نمی‌توانند به‌آن‌جا رسوخ کنند؛ یعنی اتاقکی پنهان در زیرزمین، به‌عنوان مکانی بسیار نمادین، که ناخودآگاه را یادآور می‌شود، چنین می‌گوید:
نقل قول پیتر ویر :
خّب، من همیشه شیفتة آن بخش از خاطرات، رؤیاها، اندیشه‌ها و تأملاتی هستم که مورد اشاره قرار می‌گیرند. هنگامی‌که یونگ در آثارش دربارة زیرزمین صحبت می‌کند، و برخی تجلیات و توفیق‌های خود را درباره اندیشه و اندیشیدن ـ با توجه به جنبه‌های نمادینِ زیرزمین و ابعادِ پنهانِ آن ـ بیان می‌کند، ارتباط رمزگونه با جنبة ازلیِ تجاربِ انسان را شرح می‌دهد. در فیلم‌نامة آندرو نیکول آن‌چه در فیلمِ ما در زیرزمین اتفاق می‌افتد، در پارکینگِ خانة ترومن می‌گذاشت. من گفتم می‌خواهم این اتفاق‌ها در زیرزمین بیفتد؛ یعنی جایی‌که ترومن، به‌شکل ترحم‌برانگیزی، رازهای خود را ـ به‌صورت جعبه‌هایی درون جعبه‌های دیگر و بالاخره درون کشو ـ محفوظ نگه می‌دارد. در آن صحنه، ما سمتِ تاریک‌ترِ ترومن را می‌بینیم. او در زیرزمین‌اش آن‌قدرها هم مردی دوست‌داشتنی نیست. ترومن به همسرش پرخاشمی‌کند، در حالی‌که اطرافش از وسایل مخوف و بچه‌گانه انباشته شده است. (تصاویر پیتر ویر با صحنه‌های مورد بحث ترکیب شود.)                                                                                                     منبع : سینما ۱

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸٩ | ٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.