قدر معاشرت دوستان خوب، معاشرت با عاقلان.

عجب داستانی ها، این تنهایی. اما همین که عمرت را به بی بهرگی بکشی.عدم معاشرت با دوستان خوب، یا  یک هم صحبت عاقل، همکار خوب ، ....تنهایی . تنها. خودش غصه است.

سرنوشت را خودمان با تصمیماتمان رقم می زنیم. و  تصمیمات دیگران نیز تاثیر خواهد داشت.

فرز-متخصصان روانشناسی در شیکاگو تاکید کرده‌اند که تنهایی به اندازه سیگارکشیدن پیامدهای خطرناک و مضری برای انسان دارد.
حالا که تنهایی و از چشمها دور ، فکر کن توفیق اجباریه، تنهایی یه سلامی کنی، من که عشق سلاما قولا سلاما، ی قران را دارم..  اینجوری فکر کنم.
 
سمفونی زندگی - خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی ...

قصه ای که باد با خود برد

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید . سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه کوچک بود .
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمیدانست چگونه . گاهی سوار باد میشد و از جلوی چشم ها می گذشت . گاهی خودش را روی زمینه روشن برگها می انداخت . و گاهی فریاد میزد و می گفت :من هستم ،من اینجا هستم ، تماشایم کنید. اما هیچکس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که او را به چشم آذوقه زمستان به او نگاه میکردند ، کسی به او توجه نمی کرد .
دانه خسته بود ازاین زندگی ، از این همه گم بودن و کوچک بودن خسته بود و رو به خدا کرد و گفت : نهاین رسمش نیست . من هم به چشم هیچ کس نمی آیم . کاشکی کمی بزرگتر کمی بزرگتر مرا می افریدی .
گفت : اما عزیز کوچکم ! تو بزرگی ، بزرگتر از آنچه فکر میکنی . حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی . رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کردهای. راستی یادت باشد که تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی ، دیده نمی شوی . خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی .
دانه کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید امارفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد . رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند .
سالهای بعد دانه کوجک سپیداری بلند و با شکوه بود که هیچ کس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد . سپیدار بارها و بارها قصه خدا و دانه کوچم را به باد گفته بود و میدانست که باد قصه او را همه جا با خود خواهد برد .

 عجب معمایی

 وقتی که می خواهی به چشم بیایی ، دیده نمی شوی . خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.
 ادعونی استجب لکم، بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را،
لیس انسان الا ما سعی،انسان در سایه تلاش به هدفش می رسد،
خداوند روزی اش را از جایی مقرر می کند که ندانی،
بعضی وقتها می گویند، تا نگرید طفل کی نوشد لبش،
بعضی وقتها هم می گویند،
هر چه در این پرده نشانت دهند، گر نستانی به از آنت دهند.
 
کلید این معما ؟
 
 
 
 
 
 

 
 


تاريخ : دوشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٠ | ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.