اصل قضیه مورفی یه تنوع ذائقه ذهنی منبع هم کپی 

 

موندم بد جوری هم موندم که چرا دنیای ما این طوریه و خدا چرا دنیای ما و سرشت آدمی رو چنین آفریده : اونی که تشنه ی محبته هیچ محبتی بهش نمیشه اونی که بهش محبت میشه قدر محبت رو نمیدونه اونی که دوست داره که دوست داشته باشنش هیچکی دوسش نداره اونی رو که خیلی دوسش دارن طاقچه بالا میزاره و خودشو لوس میکنه اونی که خوش فکره و فهیم گرفتار یه آدم کج فهم میشه اونی که احساستی و عاشق پیشه است گرفتار یه آدم سرد و بی روح میشه اونی که اهل گردش و تفریح گیر  یه آدم عزلت نشین و گوشه گیر میفته اونی خوشحال با یه اهل غم زندگی میکنه اونی که شاده با یه غمگین اونی که خوشگله با یه هیولا اون چیزی که مردم میخوان و دلشون به اون تمایل داره دقیقا" برعکسش اتفاق میفته ظالم همیشه سالمه و بیشتر درد و مرض ها برای بدبخت بیچاره هاست و به قول معروف هر چی سنگه مال پای لنگه هر غذای خوشمزه ای برای سلامتی ضرر داره هر چیز ممنوع باحاله و دوست داشتنی و وسوسه انگیز و امور حلال کسل کننده و بی حال اونجا که آدم باید حرف بزنه لال میشه و اونجایی که باید دهن آدم هم باشه پرچونه میشه و دردسر برای خودش درست میکنه اونایی رو که دوست داریشون نمیتونی تمام وقت باهاشون باشی و اونایی که معاشرت باهاشون برات عذابه دم به دم جلوی چشمت سبز میشن زن لاغر دوست داری زن چاق قسمتت میشه چاق دوست داری لاغر قد بلند دوست داری کوتاه و قد کوتاه نردبوم زن سفید میخوای سبزه قسنتت میشه زن گندمی دوست داری سفید شیر برنجی قسمتت میشه شوهر پولدار میکنی و فکر میکنی همه چی آرومه یهو شوهره کلاه بردار در میاد و بدبخت و ندار میشه فکر میکنی شوهرت تکه و فقط مال خودته و سر به راهه بعد از چند وقت سند خیانت هاش رو میشه و خیط میشی از بقیه ی برادر و خواهرهات بیشتر به پدر و ماردت احترام میزاری و بهشون میرسی بین تو اونا فرق میزارن و حالت رو میگیرن بچه نمیخوای خانمت دو قلو میاره میخوای بچه دار نمیشی و باید دوا درمون کنی پسر میخوای دختر خدا بهت میده میگی دومی پسر میشه و بازم دختر میشه و تا چشم وا کنی میبینی ۵ تا دختر داری دختر میخوای پسر خدا بهت میده پسر خواستی خدا بهت پسر داده بزرگ میشه باباتو میاره جلوی چشت یا معتاد میشه میفته تو جوب یا درس نمیخونه گریه تو درمیاره یا دنبال ناموس مردم میفته و سرافکنده ات میکنه دختر میخوای دختر دار میشی بزرگ میشه باید چهار چشمی مواظبش باشی که گرگهای بیرون نخورنش با هزار تا مواظبت شوهرش میدی و فکر میکنی راحت شدی دامادت عوضی از آب در میاد و دخترت رو میزنه میری میزنی تو گوش دامادت و میگیریش زیر مشت و لگد یه جاش عیب میکنه و میبرنت زندان تازه اونجا دخترت میاد ملاقات میرینه تو اعصابت که چی؟ که چرا شوهرش رو زدی برای پسرت با هزار آرزو و زحمت زن میگیری عروست با زنت نمیسازه زنت میگه پسرم رو زفت کرده به عروست محبت میکنی زنت حالتو میگیره نمیکنی پسرت میگه بابا شما احساس نداری پول دار میشی . فکر میکنی که دیگه دوران خوشیته میری یه چند پرس چلوکباب که همیشه عقدشو داشتی میخوری بعدش بالا میاری و معده ات میسوزه میری دکتر میفهمی زخم معده داری و باید مراعات غذاتو بکنی ماشین مدل بالا میخری و باهاش پز میدی چشمت میزنن تصادف میکنی آه دنیا چی بگم که نمیزاری یه آب خوشی از گلومون پایین بره و هر نوشی نیشی به همراه داره و هر شادی پشتش غصه است و هر خنده ای پشتش گریه تازه باید روزی هزار بار هم خدا رو شکر کنیم که یه موقع بدتر از این نشه و در حقیقت از ترسمونه که شکوه نمیکنیم.

ای چرخ و فلک خرابی از کینه ی توست

بیداگری شیوه ی دیرینه ی توست

آه از من و از این همه بی صفتی

وای بر تو این چرخ بد آیینه ی توست

البته این منفی بافیه. برای تغییر ذائقه بخون

 


از وبلاگ http://rendaneha.persianblog.ir//



تاريخ : یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.