بنام خدایی که هر چه دارم از اوست و متعلق به خود اوست.

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت...هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است ...

 

 

دشمن دانا بلندت می کند

بر زمینت می زند نادان دوست

 

 

آدمی پرنده نیست‌
تا به هر کران که پرکشد، برای او وطن شود
سرنوشت برگ دارد آدمی‌
برگ‌، وقتی از بلند شاخه‌اش جدا شود،
پایمال عابران کوچه‌ها شود

سروده : قنبر علی تابش

 

نظر شما در مورد این شعر چیه

سرنوشت آدمی همینه

آدمی پرنده نیست

سرنوشت برگ دارد

 

خدا

که همه جا هست

امید که هست

آرزو........ امید....

ای دل غم دیده  حالت به شود دل بد مکن .... پس چی...

این کائینات با ادراک، فهم ، عاطفه، احساس خلق شده

 

متفکر

یه چیزی بگو.....

 

ای که از رگ گردن به من نزدیکتر

 


 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.