حضرت یوسف (ع) زیبایی درونش به جمالش ظاهر شده بود. ما انسانها نیز نسبت به خوبیمان زیبا هستیم اما روز قیامت جلوه خواهد کرد . که در قرآن آمده که خوبیهای ما چراغ راهمان است در روز حساب. و نوری است پیش رویمان و جمالمان.

و چه انسانهایی در قیامت و بهشت جمال، نور و زیبایی فراتر از  فرشتگان دارند.

این آدمی است از عرش تا فرش، تا چه باشیم با اعمالمان

به انسان بودنت به بال و قدرش را بدان.


جمال یوسف(ع)

یکی از ویژگی‌های حضرت یوسف(ع)، زیبایی آن بزرگوار است که تابش نور جمالش خیره کننده چشم‌ها و نگاه نافذ و قامت موزونش مجذوب کننده دل‌ها بود‌. در ابتدای این مقال به گوشه‌ای از جذبات جمال آن حضرت اشاره نموده و در پایان، حقیقتِ جمال و زیبایی را از دیدگاه روایات مورد بررسی قرار داده و بعد درونی و ولایی آن‌ را به تصویر خواهیم کشید.
حضرت یوسف(ع) در ظاهر به جمال زیبا آراسته بود و در باطن به زیور کمال پیراسته، صورت زیبایش از سیرت زیبای او خبر می‌داد و کمال معنی و زوایای وجود پاکش را آیینه‌وار جلوه‌گر می‌ساخت.
در روایت است خداوند چهار دانک حسن به یوسف ارزانى و دو دانک دیگر بر جمیع بندگان قسمت نمود.
و در خبر است که حضرت آدم(ع) در اول خلقت بر صورت و جمال یوسف بود و چون از شجره منهیه تناول کرد، حسن و بهاء و نور را از او گرفته و به یوسف عطا فرمود.
ابو سعید خدرى از پیامبر (ص) روایت کرده که آن حضرت فرمود که شب معراج که مرا به آسمان بردند در آسمان دوم مردی را دیدم که صورتش مانند ماه شب چهارده می‌درخشید. از جبرئیل پرسیدم: این فرد کیست ؟ گفت:
قال: هذا أخوک یوسف
برادرت یوسف.
پیامبر‌(ص) در مقام مقایسه خود با یوسف می‌فرمایند: ِ
یُوسُفُ(ع) إِنْ کَانَ لَهُ جَمَالٌ فَلِمُحَمَّدٍ مَلَاحَةٌ وَ کَمَالٌ وقال(ص): کَانَ یُوسُفُ(ع) أَحْسَنَ وَ لَکِنَّنِی أَمْلَح
اگر یوسف دارای جمال زیبا بود محمد(ص) نمکین و صاحب کمال است. و فرمود: یوسف از من زیباتر بود ولی من نمکین‌ترم.
حضرت یوسف(ع) حسن و جمال و زیبائى را از جدش حضرت اسحاق و ساره مادر اسحاق که همچون حورالعین زیبا آفریده شده بود به ارث برده بود. گفته‌اند: شب تار از نور جمال حضرت یوسف(ع) مثل روز نورانی می‌شد و میان دو چشم او علامتی نورانی بود که مانند ماه تابان بود و چون می‌خندید یا سخن می‌گفت نوری از دندان‌های او بیرون می‌آمد که در و دیوار را روشن می‌کرد.

دلباختگی زلیخا وزنان مصر

زیبایی وصف ناپذیر یوسف(ع) زلیخا را آنچنان تحت تأثیر خویش قرار داده بود که قرآن می‌فرماید:
قَدْ شَغَفَها حُبًّا(یوسف 30)
سخت خاطرخواه او شده بود.‏
قرآن، زیبایی یوسف و دلباختگی زلیخا و واکنش زنان مصر را هنگام دیدن ماه جمال او چنین بیان می‌فرماید:
هنگامی‌که همسر عزیز، از مکر زنان حیله‏گر مصر، آگاه شد (چاره‏ای اندیشید و آن این بود که) به سراغشان فرستاد و از آنها دعوت کرد و برای آنها پشتی (گرانبها) فراهم ساخت و به دست هر کدام چاقویی برای بریدن میوه داد
در این موقع به یوسف گفت: اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ «وارد مجلس آنان شو»! تا زنان سرزنش‌گر، با دیدن جمال او، وی را ملامت نکنند.
زنان مصر، هنگامی‌که آن قامت زیبا و چهره نورانی را دیدند و چشمشان به صورت دلربای یوسف افتاد، چنان از خود بی‌خود شدند که دست از پا و ترنج از دست، نمی‏شناختند. فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ «هنگامى که چشمشان به او افتاد، او را بسیار بزرگ و زیبا شمردند» وَ قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ و به جای ترنج انگشت‌های خود را بریدند.
و هنگامی که رخسار معصومش را در هاله‌ای از حیا و شرم مشاهده نمودند، همگی فریاد برآوردند که:
حاشَ‌لِلَّهِ ما هذا بَشَراً إِنْ‌هذا إِلَّا مَلَک‌ کَرِیم
نه، این جوان هرگز آلوده نیست، او اصلا بشر نیست، او یک فرشته بزرگوار آسمانی است.
در این هنگام، زلیخا که می‌دید زنان مصر نیز به درد او گرفتار آمده‌اند از فرصت استفاده کرده و گفت:
«قالَتْ فَذلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ»
این است آن کسی که مرا به خاطر محبتش سرزنش می‌کردید»

جمال ، زیبایی سیرت یا صورت ؟

زیبایی چهره، مطلوب همگان است و اولین بهره سعادت و از عنایات ویژه پروردگار می‌باشد. خداوند، خود، زیباست و خالق زیبایی‌هاست و زیبایی را نیز دوست دارد انجام اعمال نیکو از خوبرویان انتظار می رود.
اما آنچه مسلم است این است که زیبایی جمال، فقط نمایانگر زیبایی ظاهری است چنانچه امیرالمؤمنین(ع) فرمود:
حِسْنَ الصّورَة الْجَمال الظاهِر
چراکه زیبایی ظاهر، ناپایدار است و با گذشت زمان، از بین می‌رود. باید در جستجوی زیبایی‌هایی باشیم که پایدار بوده و ما را با مبدأ زیباییها و کمالات پیوند می‌دهد.

جمال، در روایات

آنچه از روایات برمی‌آید این است که: جمال، بیش از اینکه به زیبایی ظاهر و آراستگی برون دلالت کند، بر پیراستگی درون و صفات پسندیده اشعار دارد. اینک به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:
امام صادق(ع) می‌فرمایند: اخلاق نیکو، جمال و زیبایی در دنیا و تفرج در آخرت است.
امام عسگری(ع) فرمودند: زیبایی چهره، تنها زیبایی ظاهر را آشکار می‌نماید و اگر کسی خواهان زیبایی باطن است باید آنرا در زیبایی عقل جستجو نماید.
امیرالمؤمنین(ع)فرمودند:...زیبایی مردان در عقل‌های ایشان است. جمالی زینت‏بخش‏تر از عقل نیست. عقل نیکو داشتن، زیبایی و آراستگی ظاهر و باطن است
نیکویى نیّت، زیبایى درونهاست
زیبایی بنده اطاعت‌و‌فرمانبرداری است‌.
راستگویى، زیبایى انسان و پشتوانه ایمان است.
زیبایی مرد وقار و سنگینی اوست.
زیبائى مرد به پارسائى او است
جمال و زیبایی دین به پارسایی است.
جمال و زیبایی مرد به بردباری‌ اوست‌.
روزی رسول خدا (ص) عباس عموی خود را که قامتی بلند و موزون داشت دید و تبسم کنان به وی فرمود: ای عمو! تو هم زیبایی! عباس که در جستجوی زیبایی درون بود پرسید: ای رسول خدا! زیبایی و جمال مرد در چیست؟ فرمود:بِصَوَابِ الْقَوْلِ بِالْحَقِّ قَالَ فَمَا الْکَمَالُ قَالَ تَقْوَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ
حق‌گویی بجا. عرض کرد: کمال چیست؟ فرمود: رعایت حدود تقوای الهی و نیک خویی.
در اشعار منسوب به امیرالمؤمنین(ع) می‌خوانیم:
لَیْسَ الْجَمال بِأثْوابِ تُزَیِّنُها
إِنَّ الْجَمالْ جَمالُ الْعِلْمُ وَألاَدَبْ
زیبائی و جمال با پوشیدن لباس‌های زینتی حاصل نمی‌شود، بلکه زیبائی و جمال به سبب علم و ادب حاصل می‌گردد.

جمال‌یوسف کجا و جمال محمد(ص) کجا

امام صادق(ع) فرمودند: زلیخا در دوران سلطنت یوسف، از او اجازه دیدار گرفت. به او گفتند: می‌ترسیم که مورد بی‌اعتنایی یوسف قرار گیری، زلیخا گفت: من از کسی که از خدا می‌ترسد، نمی‌ترسم و چون یوسف از علت رنگ پریدگی زلیخا پرسید، او خدا را بر فرمانروایی یوسف و بیچارگی خود شکر کرد و چون علت آن ماجرا را از زلیخا پرسید، گفت: زیبائی تو مرا فریفت، یوسف فرمود:
کَیْفَ لَوْ رَأَیْتِ نَبِیّاً یُقَالُ لَهُ مُحَمَّدٌ یَکُونُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ أَحْسَنَ مِنِّی وَجْهاً وَ أَحْسَنَ مِنِّی خُلُقاً وَ أَسْمَحَ مِنِّی کَفّاً قَالَتْ صَدَقْتَ قَالَ وَ کَیْفَ عَلِمْتِ أَنِّی صَدَقْتُ قَالَتْ لِأَنَّکَ حِینَ ذَکَرْتَهُ وَقَعَ حُبُّهُ فِی قَلْبِی فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى یُوسُفَ أَنَّهَا قَدْ صَدَقَتْ وَ أَنِّی قَدْ أَحْبَبْتُهَا لِحُبِّهَا مُحَمَّداً ص فَأَمَرَهُ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى أَنْ یَتَزَوَّجَهَا
چه می‌گوئی اگر رسول آخرالزمان را مشاهده کنی که از من زیباتر و خوش‌خلق‌تر و سخی‌تر است؟ زلیخا، قول یوسف را تصدیق کرد و گفت: راست می‌گویی، زیرا به محض اینکه نام او را آوردی، حُب او در قلبم جای گرفت، در اینجا بود که خداوند به یوسف فرمود: به سبب علاقه و محبت زلیخا به محمد(ص) با او ازدواج کن.
اشاره: جمالی که یوسف به سبب زیبایی چهره‌اش از آن خبر می‌داد کنایه از آبرو و جمالی بود که به سبب تن دادن به رسالت رسول گرامی اسلام(ص) حاصل می‌شود و متمسکین به این رسالت را نزد خداوند، زیبا و آبرومند می‌گرداند.



تاريخ : دوشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٩ | ۳:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.