غول درون انسان (بخش دوم)

 

چگونه این موجود عظیم را تربیت کنیم؟

در ادامه بحث زیبای ضمیر ناخودآگاه تصمیم داریم که سلسله کارهایی انجام دهیم تا این کودک ما بدرستی هدایت و تربیت شود و یا این صفحه سفیدی که در اختیار داریم را با آگاهی درست پر کنیم از برنامه های مفید ..و ارورهای برنامه وجودمان را برطرف کینم..

برای دستیابی به آنچه میخواهید اعم از شادی , ثروت , موفقیت ,....مهمترین مسئله روشنایی ذهن شماست , شما در ذهن تاریک هرگز کلیدهای موفقیت را پیدا نخواهید کرد مثل مکان تاریکی که اول باید روشن شود شناخته شود و بعد بدنبال وسیله مورد نیاز گشت...انسانی که ذهنش را درگیر منفی بافی میکند و آن را از دادن ورودی های مثبت محروم میکند,انرژی ذهن خود را از بین میبرد و وقتی انرژی و سوخت نباشد خاموشی به دنبال دارد.. یادتان باشد انسان موفق صرفا کسی نیست که ثروت یا تحصیلات آنچنانی داشته باشد ...کسی در زندگی موفق است که سکاندار موفقی باشد و این کشتی عظیم وجودش را بدرستی هدایت کند پس شخصی که شما او را به هر جهتی موفق میدانید نمی تواند صرفا انسان موفقی باشد مگر اینکه در کنار او به آرامش فکری برسید و او این توانایی را داشته باشد که چراغ ذهن شما را روشن کند..و اما چگونه میتوانیم ورودی های مثبت بسازیم و دریافت کنیم:

1-یاد خدا اولین گام است برای اینکه ذات خود را بشناسید ...در همه ادیان اگر دقت کرده باشید همیشه یک مکانی را برای عبادت کردن خدا قرار میدهند چرا که انسان ذاتا بدنبال تکیه گاهی است برای خود و اگر این مسئله جدی گرفته نشود از او موجودی بیهوده و منفی میسازد ...مثل همان کودکی که هر از گاهی نیاز به آغوش مادر دارد و اگر مهیا نشود مشکلات و افسردگی فراوانی بدنبال دارد.دانشمندان امروزه بر این باورند که انسان پدیده ایست که اگر خود را در هوا معلق ببیند مضطرب و بی اعتماد بنفس میشود ولی وقتی به یک قدرت بزرگی تکیه میدهد آرام میشود و اعتماد بنفس پیدا میکند..شما امروز به چه قدرت و پدیده بیکرانی تکیه کرده ای خوشا به حال کسی که جز به قدرت خدا تکیه گاهی برای خود قرار نمیدهد و واقعا کسی که خواهان موفقیت و شادکامی است اولین قدمش داشتن اعتماد بنفس و باور و روحیه خوب است ....

 

2-تمرکز کردن: شما از طریق ورودیهایتان به هر چه تمرکز کنید و در آن دقیق شوید آن موضوع بیشتر جذب تارو پود وجود شما میشود (حس بینایی: به تصاویر زیبا دقت و تمرکز کنید محیط اطرافتان را از رنگهای شاد مملو کنید دنیا پر است از تصاویر دردناک اما بیشتر از آن تصاویر زیبا وجود دارد بروی تصاویر زیبا تمرکز کنید....حس شنوایی: شما اجازه ندارید به هرحرف و آهنگ و موسیقی افسرده کننده ای گوش دهید ...به حرفها و موسیقی های زیبا تمرکز کنید...مثلا صبح خود را با تمرکز و گوش دادن به یک موسیقی شاد شروع کنید.....حس بویایی: از عطر استفاده کنید « حضرت محمد ص همیشه بالای لبهایشان را عطر میزدند » خانه و محل کارتان را معطر کنید همین مسئله به ظاهر کوچک میتواند ذهن شما را بازتر کند .... حس چشایی: هر غذای خوشمزه و سالمی که میخورید در صورتی میتوانید روی آن تمرکز داشته باشید که مدت زمان صرف غذا را طولانی تر کنید پس این را تمرین کنید که هم برای روحیه شما خوب است و هم برای سلامتیتان.....حس لامسه :شما میتوانید از این ورودی هم به نحوی انرژی مثبت بگیرید مثلا میتوانیدبا چشمان بسته لطافت یک گل را لمسکنید و بر آن تمرکز کنید) پس یکی از اصول شاد زیستن استفاده درست از حواس پنجگانه بدن میباشد و اینکه آنها را بشناسی و بکار ببندی ...اما یک ورودی دیگر هم هست که ممکن است برای شما کمی وقت گیر باشد شما با ممارست میتوانید به اصل آن نیز دست یابید و آن اصل , فکر و اندیشه است .که چگونه فکرمان را در جهتی که میخواهیم هدایت کنیم .. ما میتوانیم با تمرکز به کلمات مثبت و انرژی زا ذهن خود را به مرور آماده کنیم برای مثال فرق بین کلمه شیرین و تلخ را در نظر بگیرید با تمرکز به هر کدام دو نوع احساس متفاوت خواهید داشت پس به کلمات زیبا دقت کنید آنها را به تعداد زیاد یادداشت کنید و هر روز صبح و شب روزی دو بار قبل از خواب و بعد از بیداری آنها را بکار ببندید و با تمام وجود آنها را تکرار کنید هر چه در اینکار احساساتتان بیشتر باشد نتیجه بهتری خواهید گرفت حتی میتوانید آنها را فریاد بزنید طوریکه صدای خود را واضح بشنوید ...از نظر کارشناسان بهتر است برای اینکار دفتری تهیه کنید و آنها را در آن بنویسید و همینطور خواسته های خود را به زبان حال بنویسیدطوریکه انگار اتفاق افتاده است و آنها را هم همراه واژه ها روزی دو بار تکرار کنید مثلا بگویید من بااراده و قدرتمند هستم...یادتان باشد هر چه احساساتتان در بیان این جملات و کلمات بیشتر باشد زودتر به نتیجه میرسید...قبلا هم گفتم در مورد این اصل نباید عجول باشید , فردی که مدتهاست زندگی سخت و حال افسرده ای برای خود ساخته نباید انتظار داشته باشد که با چند روز کار کردن فورا به نتیجه برسد ..

3-سوال کردن :کامپیوتر ذهن شما ممکن است در مواقعی قفل کند و دیگر جواب ندهد برای پیشگیری از این مشکل هر لحظه آنرا چک کنید... باید هر لحظه احساسات وجودی خودتان را ارزیابی کنید که این بر میگردد به حواس و توجه شما به خودتان.....قبلا گفته شد که کامپیوتر وجودی ما میتواند به یک شبکه عظیم متصل شود شما با سوال کردن آنرا به کنکاش وادار میکنید و شما در موقعیتی به پاسخ سوال خود میرسید, مثلا از خود بپرسید چرا من اینقدر دوست داشتنی ام یا من چگونه به چنین ثروت عظیمی دست یافتم و واقعا آنرا حس کنید این تمرین را هم بهمراه سایر موارد هر روز و شب تکرار کنید باز هم میگویم هر چه از احساسات خود بیشتر خرج کنید و با قدرت بیشتری بیان کنید از نتیجه ای که میگیرید بیشتر شگفت زده میشوید این کامپیوتر در تمام فایلهای وجود شما بدنبال آثار عشق و ثروت میگردد و بر حرف شما صحه میگذارد و تایید میکند و به انجام میرساند.

4-شکرگزاری: این روش را همیشه و در همه حال انجام دهید اگر ثروت زیادی دارید اگر زیبا هستید اگر تحصیلات بالایی دارید اگر مهارتی در زمینه خاص دارید اگر خانواده خوبی دارید پیدا کنید هر آنچه در زندگیتان شما را از سایرین متمایز میکند و هر آنچه باعث آرامش و شادی شما میشود اگر در زندگی به دستاوردی هر چند ناچیز رسیده اید آنرا نشان قوت و توانمندی خود بدانید و آنرا تقویت کنید و شکرگزار باشید و آنها را یادداشت کنید و این امر را جدی بگیرید چرا که اگر مرتب از کمبودهایتان صحبت کنید خانه ذهن شما به خرابه ای تاریک و مخوف تبدیل میشود که دیگر در این خانه خراب جز شک وتردید چیزی باقی نخواهد ماند...

5-اصل مداومت: شما باید در این مرحله فقط پیش بروید سرسختانه به اصول و اهدافی که در زندگی تعیین کردید پایبند باشید به جلو نگاه کنیدو فقط پیش بروید بدون توقف و مراحل ذکر شده را برای حفظ یک زندگی زیبا مرتبا تکرار کنید...مدت زمان خود را خرد کنید تا بیشتر متوجه تغییرات خود شوید مثلا بگویید من تا پایان این هفته روحیاتم چندین برابر بهتر شده و در پایان هفته از خود سوال کنید و صادقانه آنرا در دفتر خود بنویسید تا به این مسئله بیشتر پایبند شوید....کلیات این اصل به درجه اشتیاق شما برمیگردد.

شاد بمانید : یک نکته مهم : شاد بودن آسانتر از غمگین بودن است...چرا؟ روح و فطرت انسان ذاتا شاد است و همه ما در مواقع استرس و افسردگی یک فشاری را از درون احساس میکنیم که این فشار درونی مقاومت روح و فطرت ما در مقابل عامل غم و یا افسردگی است چرا که او نمیخواهد خطا کند...پس شادی خود را تقویت کنید ...به هر طریقی علایق خود را پیدا کنید ....پر تحرک باشید و با ورزش کردن قدرت خود را برای شاد زیستن بیشتر کنید... انتخاب کنید که در چه محیطی دوست دارید باقی بمانید ( آدمهای اطرافتان را بشناسید و در کلام آنها دقیق شوید از کودک ذهن خود سوال کنید آیا او این وضعیت را دوست دارد....مثل والدینی که مرتب کودک خود را ارزیابی میکنند شما هم پیگیر حالات او شوید و در او دقیق شوید...او ذاتا پر انرژی است و نمیخواهد در حصار حرفها و محیطهای تنش زا قرار گیرد ...شما به هیچ طریق نمیتوانید چشمان او را ببندید در حالیکه در دنیای اطرافتان کوهی از انسانها و حرفهای منفی وجود دارد او می بیند و ثبت میکند..برای این کار بهتر است بجای شنیدن حرفها و حالات آنها خودتان را سرگرم کاری که دوست دارید کنید و از آنها به نرمی فاصله بگیرید ...دنیا پراز زیبایی است و شما با این انرژی درون کارهای مهمتری میتوانید انجام دهید تا اینکه آنرا از بین ببرید... )

آبراهام لینکلن گفته است:بسیاری از مردم خود تصمیم میگیرند چگونه زندگی کنند شاد باشند یا غمگین... باور کنید خیلی از مسائل به اصطلاح ناجوری که ما آنها را از ورودیهای خود دریافت میکنیم آنقدر مهم و ارزشمند نیستند که بخواهیم بواسطه آنها خسارات سنگینی به منبع عظیم انرژی درونیمان بزنیم .. اگر در محیطی زندگی میکنید که ترک کردن آن بصورت عادی غیر ممکن است مثل خانواده یا جمعی از فامیل .....شاید از نظر شما تنها راهی که باقی میماند زجر کشیدن و سازش با آنها باشد ....اما بایدقبول کنید کسی که به نحوی موجب آزار شما شده ذاتا انسان خوبی است فقط روش اعمال او در نظر شما ناپسند است شاید این سلسله رفتارهای او برای شخص دیگر اینطور نباشد..شما برای حل این مشکل میتوانید در ذهنتان دادگاهی تشکیل دهید که شما به عنوان شاکی و فرد موردنظر بعنوان متهم ...در این دادگاه اعمال خودتان و او را بررسی کنید و صفات خوب او را یادداشت کنید در آخر متوجه می شوید که در اعمال شما هم اشتباهاتی بوده و مسلما تمام اشتباهات فقط از آن او نیست و خود به خود در این دادگاه او تبرئه میشود ....دقت کنید همه اینها فقط برای بهتر شدن زندگی شماست ...پس با نگه داشتن کوهی از کنایه ها و خاطرات تلخ ذهن خود را تاریک نکنید....یک پیشنهاد دیگراز قول کارشناسان ,اینکه اگر موقعیت صحبت کردن با همکارتان , همسرتان , و یا هر شخص دیگری که شما را بشدت تحت تاثیر رفتار منفی خود قرار داده مهیا نیست برایش نامه بنویسید ...حرفهایتان را در نامه به او بگویید ..این هنر شماست ..شاید کمی سخت باشد اما براستی در موقعیتی که شما قرار دارید و امکان رودر رو شدن با آن فرد سخت یا کم است چه کار دیگری میتوان کرد جز اینکه در راه حل هایی که برای مشکل خود طراحی میکنید کمی خلاق باشید و نامه را برای او پست کنید یا به ایمیلش بفرستید با زیباترین جمله ها( مشکل خود را دوستانه و در قالب حرفهای زیبا به او بگویید ) البته این کار را بعد از دادگاهی که در ذهن خود تشکیل دادید انجام دهید وقتی که متوجه شدید شما هم بهتر میتوانستید عمل کنید.. چرا که این ترتیب باعث میشود که شما درحین نوشتن نامه تحت تاثیر احساسات منفی خود قرار نگیرید و سوء تفاهم های بیشتری ایجاد نشود...اگر شما با روش های مدیریت روحیه پیش بروید و در کاربرد آنها اصرار کنید دیگر اشخاص و کلمات و تصاویر منفی که ممکن است به ناگاه شما را درگیر خود کنند در ذهن و فکر شما جذب نمیشوند شما دیگر ناخوداگاه فیلمها و آهنگهای شاد را انتخاب میکنید انسانهای شاد و مثبت در ردیف دوستان شما قرار میگیرند و خودبخود این سبک زندگی برای شما رقم میخورد.....

مقالات و کتب فراوانی پیرامون شاد زیستن وجود دارد سعی کنید مطالعات خود را در زمینه موفقیت و شاد زیستن بالا ببرید هر ماه یک کتاب روانشناسی بخوانید و یادتان باشد ماموریت ما برای زیستن اول شناخت خود و بعد رسیدن به شادی و موفقیت است و خداوند هیچ گاه از ما نخواهد پرسید چه کردی او فقط از ما میپرسد چرا زندگی نکردی و زندگی ما فطرت پاک ماست قدرش را بدانید.

https://www.google.com/reader/view/#stream/feed%2Fhttp%3A%2F%2Fwww.mardoman.net%2Frss.php



تاريخ : دوشنبه ٢٧ دی ۱۳۸٩ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.