در کودکی من، پدر و مادرم مدام با هم دعوا داشتند و من وسط این دوتا می‌ماندم که طرفداری کدام را بکنم. بابام می‌گفت تو که تکلیفت معلومه، برو هوای مامان جونت رو داشته باش. مادرم هم مثل همیشه دلخور بود و می‌گفت بچه‌ام می‌بینه از دست تو و خانواده‌ات چی می‌کشم که طرفداری‌مو می‌کنه... آخرش هم من می‌زدم زیر گریه و می‌گفتم شما را به خدا بس کنید! خیلی کوچک بودم، حتی مدرسه نمی‌رفتم که خواب دعواهای آنها آرامش شبم را می‌گرفت. از خاطرات بچگی‌ام فراری‌ام. حتی بگوبخند آنها را آرامش قبل از توفان می‌دیدم و استرس داشتم که دوباره کی به هم می‌پرند...»

نظر روان‌‌شناس دکتر نرگس طالقانی را در خصوص مشاجره والدین در مقابل فرزندانشان بخوانیم:

بچه‌ها از دعوای والدین وحشت دارند

اصولا دعوا کردن، به هر شکلی و با هر فردی، در حضور بچه‌ها مجاز نیست. وقتی شما پدر و مادر، با یکدیگر، با فرزندتان یا حتی با شخص سومی در حال دعواکردن هستید، شکل و شمایل خودتان را نمی‌بینید و متوجه نیستید که چطور خشم و عصبانیت باعث برافروختگی صورت، باز شدن دهان، گشاد شدن چشم‌ها و سفت و برآمده‌شدن رگ‌های گردنتان شده است. اگر شما یک‌بار هم که شده، قیافه خودتان را هنگام دعوا کردن ببینید، به بچه‌ها حق می‌دهید که تا چند روز پس از دعوای شما ترس و وحشت داشته باشند و جرات نکنند که با شما به عنوان پدر یا مادر صحبت کنند و مشکلات‌شان را در میان بگذارند. حتی ممکن است آنها تا چند روز از ترس و وحشت فراوان شب‌ها کابوس ببینند. الگوبرداری از رفتار، حرکات و کلمات نادرست و زشت پدر و مادرها هنگام دعوا از جمله کارهایی است که بچه‌ها آن را انجام می‌دهند و وقتی که به این صورت، آموزش غلط و همراه با خشونت می‌بینند، غلط و غیراصولی هم تربیت می‌شوند.

تذکر همسران به یکدیگر و یادآوری و اصلاح خطاهایشان باید دور از چشم فرزندان صورت بگیرد.

بچه‌ای که در سنین پایین، خشونت، رفتار تحقیرآمیز و کلمات زشت و توهین‌آمیز را یاد بگیرد، نمی‌داند که باید این ذخیره‌های ذهنی را کی و کجا مصرف کند و در نتیجه جلوی دوستان، همکلاسی‌ها، خواهر یا برادر کوچک‌تر و بزرگ‌تر، دایی، عمو، همسایه و حتی خود پدر و مادر به عنوان یک ابزار دفاعی از آنها بهره می‌گیرد و سعی می‌کند که هنگام عصبانیت عکس‌العمل‌هایش درست مانند پدر و مادرش هنگام دعوا کردن باشد.

متاسفانه ما فکر می‌کنیم که بچه‌ها، به خصوص کوچک‌ترها، معنای کلمات زشت را نمی‌فهمند؛ در صورتی که آنها به خاطر کنجکاوی بیش از حدشان، هر طور که شده معنای حرف‌های رکیک را متوجه می‌شوند و آن را در ذهن خود نگه می‌دارند تا یک روز مناسب و در یک زمان مناسب به محیط بیرون و اطرافیان بروز بدهند. بگذارید موضوع را کمی ساده‌تر برایتان بگویم. به عنوان نمونه، اگر شما با همسرتان جلوی فرزند خود دعوا کنید و حین دعوا چند کلمه زشت هم بین شما رد و بدل شود و چند روز بعد، فرزندتان از همان کلمات هنگام دعوا با شما یا دیگران استفاده کند، چه عکس‌العملی نشان خواهید داد؟

فنون آتش بس میان کودکان

مسلما او را سرزنش می‌کنید و می‌گویید که این حرف‌ها بد است و دیگر آنها را تکرار نکند. در این صورت، فرزندتان هم به شما خواهد گفت که اگر این حرف‌ها بد است، پس چرا خودت آن را به مامان یا به بابا گفتی؟! اینجاست که دیگر شما جوابی برای او نخواهید داشت و این باعث از بین رفتن اعتماد فرزندتان به شما می‌شود. او دیگر نمی‌داند که کدام حرف شما خوب و درست است و کدام بد و در انتخاب‌تان به عنوان یک الگو، تردید پیدا می‌کند. من حتی پیشنهاد می‌کنم که اگر یک برنامه تلویزیونی صحنه دعوای بین افراد را نمایش می‌دهد به بچه‌هایتان اجازه تماشای آن صحنه‌ها را ندهید؛ چه برسد به اینکه خودتان جلویشان دعوا کنید. چرا وقتی دو آدم عاقل و بالغ می‌توانند با صحبت کردن و منطق یا کمک خواستن از دیگران، مشکلشان را حل کنند، باید به رفتارهایی مانند دعوای لفظی یا حتی کتک‌کاری‌ روی بیاورند؟ به هر جهت، ممکن است موقعیتی در زندگی هر فردی پیش بیاید که احساس کند گریز از دعوا برایش ممکن نیست.

توصیه من به این‌گونه افراد آن است که وقتی فرزندشان منزل نیست یا حتی وقتی خودشان تنهایی بیرون از منزل هستند با هم دعوا کنند و اگر هیچ‌کدام از این دو حالت ممکن نبود، قبل از دعوا یا از فرزندشان بخواهند که به اتاقش برود یا خودشان به اتاق بروند و در را ببندند و در ضمن، به بچه هم نگویند که قصد دعوا دارند و موضوع اختلاف‌شان را به هیچ‌وجه با او در میان نگذارند تا او دچار استرس یا آسیب روانی نشود. در ضمن، پدر و مادر نباید اختلاف‌نظرهایشان را جلوی بچه‌ها مطرح کنند. با این کار، بچه‌ها از موقعیت پیش‌آمده، سوءاستفاده می‌کنند و از یک والد، جلوی والد دیگر به نفع خودشان بهره می‌برند.

به‌عنوان نمونه، اگر بچه‌ای کار خطایی انجام دهد و پدرش این خطا را به او گوشزد کند، مادر نباید طرف بچه را بگیرد و به او حق بدهد؛ حتی اگر فکر کند که فرزندش هم کمی حق دارد. اگر شوهر شما در حال مطالعه است و فرزندتان دارد تلویزیون را با صدای بلند نگاه می‌کند و پدرش می‌گوید که تلویزیون را خاموش کن، شما به عنوان مادر حق ندارید که بگویید: «بگذار بچه برنامه‌اش را نگاه کند، چه کارش داری؟» در این صورت شما هم ارزش همسرتان را پیش فرزند خود پایین آورده‌اید و هم باعث شده‌اید که او دیگر به حرف‌های پدرش اعتنایی نکند و با این کار، احترام متقابل بین اعضای خانواده را از بین می‌برید. تذکر همسران به یکدیگر و یادآوری و اصلاح خطاهایشان باید دور از چشم فرزندان صورت بگیرد.

هیچ وقت سعی نکنید که با لحن بد، پشت سر همسر خود جلوی بچه‌ها صحبت کنید و وجهه و شخصیت او را نزد فرزندانتان از بین ببرید؛ حتی اگر همسر شما فرد خطاکاری باشد و مدام کارهای اشتباه انجام دهد.

نکته مهم دیگر اینکه، قبل یا بعد از دعوا جلوی بچه‌ها یک رفتار عادی با همسرتان داشته باشید و هیچ وقت سعی نکنید که با لحن بد، پشت سر همسر خود جلوی بچه‌ها صحبت کنید و وجهه و شخصیت او را نزد فرزندانتان از بین ببرید؛ حتی اگر همسر شما فرد خطاکاری باشد و مدام کارهای اشتباه انجام دهد. وقتی که ما پشت سر پدر یا مادر به بچه بد می‌گوییم (حتی اگر مطمئن باشیم که حرف‌هایمان درست هستند)، فرزندمان پشت سر دیگران حرف‌ زدن و اعتماد و تکیه‌ نکردن به والدین را یاد می‌گیرد و حتما یک روزی از آن علیه خودمان استفاده می‌کند. هیچ‌گاه یادمان نرود که غیبت، نفاق و فتنه از جمله رفتارهای مذمومی هستند که در دینمان هم به شدت از آنها نهی شده است.

 

منبع : تبیان




تاريخ : سه‌شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٩ | ٤:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.