خداوندا قرارم باش 

به درگاهی پناه آورده‌ ام کز در نمی‌ راند که هرکس را که درمانده‌ ست سوی خویش می‌خواند امید اولی که هر زمان او را رها کردم، امید آخرم شد نام او را تا صدا کردم خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش جهان تاریکی محض است، می‌ترسم، کنارم باش اگر گم کرده‌ ام در این همه بی‌ راهه راهم را تویی که می‌ بری سوی سپیدی‌ ها نگاهم را صدایم می‌ کنی وقتی صدایم غیرِ آهی نیست خطابخشی، به اشک و توبه می‌ بخشی گناهم را خداوندا، خداوندا قرارم باش و یارم باش جهان تاریکی محض است، می‌ ترسم کنارم باش...



تاريخ : جمعه ٢ آبان ۱۳٩۳ | ٩:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : محسن | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.