عاشق نشدی زاهد ، دیوانه چه میدانی ؟

در شعله نرقصیدی ، پروانه چه میدانی ؟

 

لبریز می غمها ، شد ساغر جان من

خندیدی و بگذشتی ، پیمانه چه میدانی ؟

 

یک سلسله دیوانه ، افسون نگاه او

ای غافل از آن جادو ، افسانه چه میدانی ؟

 

من مست می عشقم ، بس توبه که بشکستم

راهم مزن ای عابد ، میخانه چه میدانی ؟

 

عاشق شو و مستی کن ، ترک همه هستی کن

ای بت نپرستیده ، بتخانه چه میدانی ؟

 

تو سنگ سیه بوسی ، من چشم سیاهی را

مقصود یکی باشد ، بیگانه چه میدانی ؟

 

دستار گروگان ده ، در پای بتی جان ده

اما تو ز جان غافل ، جانانه چه میدانی ؟

 

ضایع چه کنی شب را ، لب ذاکر و دل غافل

تو ره به خدا بردن ، مستانه چه میدانی



تاريخ : سه‌شنبه ٢٩ مهر ۱۳٩۳ | ٥:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.