استهزاء، عبارت  است از این که انسان، سخن یا رفتار و کردار یا صفات و خلقت مردم را به زبان یا در عمل یا به ایماء و اشاره، طورى نقل و بازگو کند که سبب خنده دیگران شود، که البته این عمل موجب ایذاء و تحقیر و آگاه کردن بر عیوب و نقائص مردم خواهد شد، و اگر این کار در حضور شخص مورد استهزاء نباشد، موجب غیبت نیز خواهد بود. و باعث این صفت و عمل، یا دشمنی است و ‏یا تکبر و کوچک شمردن شخصى که به او استهزاء مى‏شود. و یا به قصد خندانیدن و دلشاد کردن دیگران.

     در گناه کبیره بودن این عمل در نزد فقها و بزرگان علم اخلاق و از نظر پیشوایان اسلام شک و شبهه ای نیست. شاید علت آن این باشد که استهزاء فی نفسه عملی لغو و بیهوده بوده نه تنها هیچ فایده فردی و اجتماعی و روحی و تربیتی وغیر آن بر آن مترتب نیست. بلکه به بازی گرفتن یک مؤمن و ریختن آبروی او، و او را در میان جامعه به صورت ملعبه قرار دادن به مثابه اسقاط او بوده، ارزش او را در میان جامعه پایین می آورد و خداوند نیز هرگز به آن راضی نیست. و در قرآن مجید و روایات فراوانی به شدت از این کار نهی شده و بر آن وعده عذاب داده شده است.
 
     چنانچه خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید:
«الَّذِینَ یَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقَاتِ وَالَّذِینَ لاَ یَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَیَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ »[1]
«آنهایى که از مؤمنان اطاعت کار، در صدقاتشان عیبجویى مى‏کنند، و کسانى را که (براى انفاق در راه خدا) جز به مقدار (ناچیز) توانائى خود دسترسى ندارند، مسخره مى‏نمایند، خدا آنها را مسخره مى‏کند (و کیفر استهزاکنندگان را به آنها مى‏دهد) و براى آنها عذاب دردناکى است.»
 
    یکی از علل حرمت استهزاء این است که اساس فکر استهزاء کنندگان، پست شمردن استهزاء شونده و کم بها دادن به شخصیت او است در حالی که از کجا معلوم است که استهزاء کننده نزد خداوند دارای رفعت و مقام بوده و عیب ها همه متوجه استهزاء شونده است.
    خداوند در قرآن کریم می فرماید:
 
« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ »[2]
« اى کسانى که ایمان آورده‏اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند. و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند. و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید. و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند.»
 
    در احادیث اسلامی نیز از مسخره کردن و استهزاء مؤمن نهی شده، تا جایی که احترام به مؤمن احترام به خدا و اهانت و تحقیر مؤمن اهانت به ذات اقدس الهى و موجب خشم خداوند سبحان بشمار می رود و حضرت امام صادق علیه السلام در ضمن حدیث قدسى می فرمایند:
 
« قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لِیَأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ آذَى عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ وَ لْیَأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکْرَمَ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنَ»[3]
« خداوند عزّ و جلّ فرمود: کسى که بنده مؤمن مرا خوار شمارد باید بداند که خداوند با او در جنگ است و کسى که بنده مؤمن مرا تعظیم و تکریم کند بى شک از غضب من در امان است.»
 
    رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
 
« مَنْ أَذَلَّ مُؤْمِناً أَذَلَّهُ اللَّه‏»[4]
«کسى که مؤمنى را خوار شمارد خدا او را ذلیل خواهد کرد.»
 
    همچنین از آن حضرت نقل شده که می فرمایند:
« مَنْ أَذَلَّ مُؤْمِناً أَوْ حَقَّرَهُ لِفَقْرِهِ وَ قِلَّةِ ذَاتِ یَدِهِ- شَهَرَهُ اللَّهُ عَلَى جِسْرِ جَهَنَّمَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ»[5]
« هر که خوار شمرد مؤمن را یا براى مستمندى و کمى مالش او را حقیر شمارد خدا در روز قیامت او را انگشت‏ نما کند و رسوایش نماید».
 
امام صادق  علیه السلام فرمود:
 
« مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِناً لِقِلَّةِ مَالِهِ حَقَّرَهُ اللَّهُ فَلَمْ یَزَلْ عِنْدَ اللَّهِ مَحْقُوراً حَتَّى یَتُوبَ مِمَّا صَنَعَ »[6]
« هر که مؤمنى را براى کمى مالش حقیر شمارد خدایش حقیر شمارد، و پیوسته نزد خدا حقیر است تا از کار خود توبه کند».
 
    حرمت مؤمن از حرمت کعبه بیشتر است، در روایتى از طریق ابن عباس، چنین نقل مى‏کنند که:
 
« أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلّى اللّه علیه و آله و سلم نَظَرَ إِلَى الْکَعْبَةِ فَقَالَ مَرْحَباً بِالْبَیْتِ مَا أَعْظَمَکَ وَ أَعْظَمَ حُرْمَتَکَ عَلَى اللَّهِ وَ اللَّهِ لَلْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنْکَ لِأَنَّ اللَّهَ حَرَّمَ مِنْکَ وَاحِدَةً وَ مِنَ الْمُؤْمِنِ ثَلَاثَةً مَالَهُ وَ دَمَهُ وَ أَنْ یُظَنَّ بِهِ ظَنَّ السَّوْء»[7]
« رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به کعبه نگاهى کرد و فرمود: «مرحبا به تو اى خانه! چه قدر با عظمتى و چه قدر احترام دارى! به خدا سوگند که حرمت مؤمن نزد خدا از حرمت تو بیشتر است، زیرا خداوند نسبت به تو یک چیز را حرام کرده است (که خونریزى در تو حرام است‏)، ولى مؤمن از سه جهت احترام دارد:
1. خون وى محترم است.
2. مال او حرمت دارد.
3. بدگمانى نسبت به او حرام است.
 
    آنچه بیش از هر چیز در پیشگاه خداى متعال اهمیت و ارزش دارد تقوا است و سایر امور از قبیل پول و جاه و مقام و منصب و... دلیل بر عظمت و محبوبیت انسان نیست. از این رو نباید در هیچ مؤمنى به دیده حقارت و پستى نگریست، چرا که ما نمى‏دانیم اولیاى خدا چه کسانى هستند، چون از باطن افراد جز پروردگار هیچ کس آگاه نیست، چنانکه حضرت رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلم نیز در ضمن یکى از سخنان خود فرمود:
 
« إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ کَتَمَ ثَلَاثَةً فِی ثَلَاثَةٍ، ... وَ کَتَمَ وَلِیَّهُ فِی خَلْقِهِ، ... وَ لَا یَزْرَأَنَّ أَحَدُکُمْ بِأَحَدٍ مِنْ خَلْقِ اللَّهِ، فَإِنَّهُ لَا یَدْرِی أَیُّهُمْ وَلِیُّ اللَّه.»[8]
« خداى عزّ و جلّ سه چیز را در سه چیز مخفى کرده است:... ولىّ خود را درمیان خلق خویش مخفى داشته است... بنابر این مبادا هیچ یک از شماها احدى از بندگان خدا را کوچک شمرد، زیرا نمى‏داند کدامیک از آنها ولىّ خدا است.»
     حضرت رسول اکرم صلّى اللّه علیه و آله و سلم می فرمایند: کسانی که مردم را مسخره می کنند در مقابلشان دری از درهای بهشت گشوده می شود و به آنها گفته می شود بشتابید، بشتابید. وقتی آنها با تمام غم و غصه خود را به در می رسانند، در بسته می شود، سپس در دیگری گشوده می شود و صدا می زنند بشتابید،بشتابید. و هنگامی که با تمام غم و ناراحتی خود را به در می رسانند، در بسته می شود، و پیوسته این عمل تکرار می شود تا جایی که وقتی دری به روی آنها گشوده می شود و می گویند بشتابید، آنها دیگر از جای خود تکان نمی خورند.[9]
 
راه درمان:
1- در نظر آوردن ذلت و خوارى دنیوى،
2- تامل در بدى عاقبت و وخامت‏ سرانجام آن،
3- از بین بردن عداوت و تکبر که در بعضی مواقع باعث تمسخر و استهزاء دیگران می شود،
4- یادآوری حسرت و شرم و خجالت و خوارى خود در روزى که بار گناهان کسانى را که استهزاء کرده بر دوش دارد و به دوزخ رانده مى‏شود.
 
 


[1]- قرآن کریم، سوره توبه، آیه 79.
[2] - قرآن کریم، سوره حجرات، آیه 11.
[3] - کلینی محمدبن یعقوب، اصول کافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، تهران، انتشارات گلشت، 1377، نوبت دوم، ج‏2، باب من آذى المسلمین و احتقرهم، ص350.
[4] -مجلسی محمد باقر ، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالکتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم ، ج‏72، باب من أذل مؤمنا ... ص 142.
[5] - همان.
[6] - همان.
[7] - مجلسی محمد باقر ، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالکتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم، ج‏64، ص 72.
[8] - مجلسی محمد باقر ، بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار ، تهران ، دارالکتاب اسلامیه ، 1364 ، نوبت دوم ، ج‏72، باب من أذل مؤمنا ... ص 142.
[9] - السیوطی جلال الدین،الدر المنثور، جده عربستان، انتشارات دارالمعرفة، 1365 هجری قمری، چاپ اول، ج 6، ص 328.


تاريخ : جمعه ۱٢ آذر ۱۳۸٩ | ٤:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.