گاهی مرا به یاد آر

در کنار آتشی در جنگل

با یک فنجان چای جوشیده

با طعم همان  عشق قدیمی !

 

 

منبع: نسرین بهجتی

 

نگاره: ‏گاهی مرا به یاد آر
در کنار آتشی در جنگل
با یک فنجان چای جوشیده 
با طعم یک عشق قدیمی !
گاهی مرا به یاد آر 

( نسرین بهجتی )‏

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢ | ٢:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

هر چه در این پرده نشانت دهند

گر نستانی به از انت دهند

نگران از دست رفته ها نباش

خوب که بشوی ،  بهتر که بشوی

وقتش برسد، جایی آنسوتر، منتظرت مانده،

روزگار چشم به تغییر تو بسته

آنچه تغییر نپذیرد تویی، یا ربنا

 

برای خواسته هایم، موافقت حضرت حق لازم است

راه اوست، دل .... همه چی اوست

این من نیستم. رضای حق که باشد . من نیستم، همه تو

هر وقت تو در لحظاتم نیستی... آن وقت من هم نیستم..

بازیچه ی یک بازیچه می شوم....

چیزی از دستم می رود، نمی دانم آنچه در دستم نیست، تو بودی،

که همه از دستم رفت.

این تویی که یادآور، فراموشم نکن...

چرا نشوم چو پیامبر داوود ت، ، این کمترین، پیامبر وار، چو لقمان به  بی ادب و با ادب همه احترام، چطور مطیع حقّت نباشم.

ای همه تو،

ای همه هستی ز تو

به قدر همه آرزوهایم، بیش از آنی، که در فهم آیی،

تو همه آرزوهایم،  خداوندا

خداوند بی‌نهایت است و لامکان و بی زمان  اما به قدر فهم تو کوچک می‌شود  و به قدر نیاز تو فرود می‌آید، و به قدر آرزوی تو گسترده می‌شود،

 ___________________________________________________________

پ.ن: تو - منظور خداست



تاريخ : سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

چند عاشقانه از نسرین بهجتی

شعر و ترانه | چند عاشقانه از نسرین بهجتی این بهار، یک اتفاق خوب کم دارد... رخ بده !
 

بی هراس به قبیله من بیا

خون من

مهر امان نامه تو!

********

هزار بار چایی دم کردم

و چشم دوختم به در

یک جفت استکان کمر باریک

همیشه در سینی خاک می خورد!

********

بس که نام ترا سینه زدم

خورشید هم برای من ناز می کند!

لعنتی فکر می کند

گل آفتابگردان منم!

وقتی مقصد تویی

پروانه می شوم

حتی اگر کوه روی شانه هایم باشد!

********

امشب مهمان منی

چهارگوشه دریا را می تکانم و بسترت میکنم

می خواهم غرق شدن ماه را در دریا تماشا کنم!

********

هر صبح روی همان صندلی

همیشگی می نشیند

من و چای سرد می شویم

از نبودنش!

تو آنسوی ریل

من این سو

هربار که دستم را بسویت دراز کردم

قطاری از میان ما رد شد!

********

اسبهای چموش هم

می توانند عاشق شوند

نشان به همان نشانی

که سرکش و دیوانه به تو گفتم

عزیزم لطفا مرا اهلی کن!

********

نه از کلاغ می ترسم

نه از پاسبان

تمام کوچه های دنیا را بن بست می کنم

وقتی که دلم برایت تنگ می شود!

********

ای نسیم خنک صبحگاهی

چشم بسته بمن اعتماد کن

چون من از سونامی رد شده ام

و قدر ترا خوب میدانم!

تمام قبرهای دنیا

کوچکتر از آرزوهای منند!

و به همین دلیل ساده

نمی خواهم بمیرم

این گوزن بی شاخ

این پرنده بی بال

این اسب بی یال

هنوز آرزوهای ناتمام بسیار دارد

عزیزم... نگران نباش!؟

از همچو منی

که اینگونه عاشق زندگی ام

مرحومه مغفوره شدن

محال است

محال!

رقصیدن بلد نیستم

ولی خود رقص خواهم شد

در فرودگاهی که به استقبال تو آمده ام

جنگل شعله وری که می رقصد من خواهم بود

و هواپیمایی که ترا می آورد

ابتدا در قلبم خواهد نشست!

و سپس در سرم خواهد نشست

و سرم گیج خواهد رفت

گیج خواهد رفت

گ

ی

ج

خواهد رفت

سرگیجه اولین تاوان دیدن دریاست

مسافر دریایی عزیز من!

 

 


تاريخ : چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

و در نهایت، معامله ما با خداست،

در همه احوال خدا هست،من تنها، کجا تنهایم

 

 

مشکل خویش برِ پیرِ مُغان بردم دوش 

 

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد   وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کُوْن و مکان بیرون است   طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد
مشکل خویش برِ پیرِ مُغان بردم دوش   کو به تاییدِ نظر حلّ معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان، قدحِ باده به دست   و‌اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم: «این جام جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟»   گفت: «آن روز که این گنبد مینا می‌کرد»
بی‌دلی، در همه احوال، خدا با او بود   او نمی‌دیدش و از دور "خدایا" می‌کرد
این همه شعبده خویش که می‌کرد اینجا   سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد
گفت: «آن یار، کز او گشت سر دار بلند،   جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد»
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید   دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد
گفتمش «سلسله‌ی زلف بتان از پی چیست؟»   گفت: «حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد!»

 

 



تاريخ : شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

   butterfly-02

هرچه می خواهد بگوید، هر که می خواهد
هر چــه مـی خواهد بگوید، تلخ یا شیـــرین

من تـــــــو را می گویم ای بـــــاغ بهار آور
ای نمـــــــــــاز آبها را قبله ی دیــــــــــــرین
*****
من تو را می گویم ای بالیدنت از خـــــــاک
بــــــــاور آنان که بــــــر ماندن بــــرآشفتند

من تــــو را می گویم ای باغی که مبعوثان
قصه ی گــــل کـردنت را بــــــارها گــــــفتند
*****


ادامه مطلب
تاريخ : شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:۱۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

هر که شد محرم دل در حرم یار بماند…………….آن که این کار ندانست در انکار بماند

اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن …………..شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند

صوفیان واستدند از گرو می همه رخت …………دلق ما بود که در خانه خمار بماند

محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد …………قصه ماست که در هر سر بازار بماند

هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم …………..آب حسرت شد و در چشم گهربار بماند

جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت …………جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند

گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس…………شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر ……………..یادگاری که در این گنبد دوار بماند

داشتم دلقی و صد عیب مرا میپوشید……………..خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند

بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد…..……که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند

به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی……………… شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند



تاريخ : شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢ | ۸:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

برای خودم می نویسم این جا محلی برای بلند بلند فکر کردنم بود. اما ...

برای با مردم بودن باید بلند بلند فکر نکنی، چون متفاوت می شی ، چون همه با هم مثل اثر انگشتها متفاوتیم.. 

و تنها می شی. ،

بگو بخند،

هم دلی، شادی و خوبی نقطه مشترک همه انسانهاست

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٢ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

چه زیباست این دنیات خدایا، آن که چشم دیدن داشت گفت

ما رأیت الا جمیلا

 

وقتی گاه تو تنهاییه خودم غرق میشم

به وجودم،آدمهایه دیگه، خلقتم، دنیای درون و اطرافم، به دینم،و ادیان دیگه
به گذشتگان، حال, تکنولوژی، تغییرات و آینده...

آدم، حیوان، گیاه، جن، فرشتگان،...

چقدر از این انتخابت خدا احساس خوبی دارم.

اشرف مخلوقات، 

عالم ذر، شهادت ما به ربوبیت خدا و اعتراف عبودیت خود

و نظریه‌های
جدید علمی، فضای سه بعدی، بعد چهارم، حرکت، آسمانهای هفتگانه، معراج، بالهای
فرشتگان

120 سال عمر ما ، برابر 15 ساعت 
و 45 دقیقه در بُعد چهارم و یک سال برابر حدود 10 دقیقه و 40 روز حدود 2
ثانیه در بعد چهارم (آخرت)

تو فکرم که  این عمر دنیای ما مثل ساعات یک جلسه
امتحان کنکور ، یا نصف روزی مثل نصف روز عاشوراست.

کم میارم خدایا

میگم یا علی مرتضی

 



تاريخ : چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٢ | ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
 

ایــن چه جهانیست؟ ایــن چه بهشتیست؟

این چه جهانیست که نوشیدن می نارواست؟

این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟

آی رفیق این ره انصـاف نیست

آی رفیق این ره انصـاف نیست

این جفــــــــــــــــــاست

راست بگو، راست بگو، راست

فــــــردوس بــــرینت کجــاست؟

راستی آنجا هم هر کس و ناکس خداست

راستبگو،راستبگو،راست

فــــــردوس بــــرینت کجــاست؟

بر همه گویند که هوشیار باش

بر در فـــردوس نشینــــد کسی

تا کـه به درگــاه قیـــامت رسی

از تـو بپرسنــد که در راه عشق

پیـــرو زرتشت بدی یـا مسیـح؟

دوزخ ما چشم به راه شماست

راست بگو، راست بگو، راست

آنجا نیز، باز همین ماجراست؟

راست بگو، راست بگو، راست

فــــــردوس بــــرینت کجــاست؟

این همه تکــرار مکن ای همای

کفر مگو، شکوه مکن بر خدای

پـای از این در که نهادی بـــرون

در غل و زنجیــر برنـدت بهشت

بهشت همــان ناکجـــــــــاست

بهشت همـان ناکجـــــــــاست

وای به حالت همای وای به حالت

این سر سنگین تو از تن جداست

نه... نه... نه... نه...

توبه کنم باز، حق با شماست

 

دانلود با کیفیت 64

دانلود با کیفیت 128

 

  

 



تاريخ : چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٢ | ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

زاهدا من که خراباتی و مستم به تو چه؟

ساغر و باده بود بر سر دستم به تو چه؟

تو اگر گوشه ی محراب نشستی صنمی گفت چرا؟

من اگر گوشه ی میخانه نشستم به تو چه؟

آتش دوزخ اگر قصد تو و ما بکند

تو که خشکی چه به من

من که تر هستم به تو چه؟

 

دانلود آهنگ (پرشین گیگ)

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳٩٢ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بهاری لذت ببر

 

خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست...!

"زنده یاد حسین پناهی"



تاريخ : سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:٢٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

تو کلاس درس خدا

 

اونی که ناشکری میکنه رد میشه؛

اونی که ناله میکنه تجدید میشه؛

اونی که صبر میکنه قبول میشه؛

اونی که شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه.

دعا میکنم همیشه شاگرد ممتاز خدا باشیم.

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٦ فروردین ۱۳٩٢ | ٩:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.