تاريخ : چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱ | ۸:۳٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

انگار عادت کرده ایم به عادت کردن!
 

 

دیگر وقتش شده بود گنجشک کوچک باید پرواز کردن را شروع می کرد.

آسمان را دیده بود اما مزه پرواز را در آن نچشیده بود.

گنجشک کوچک پرسید:پرواز کردن یعنی چه؟چطوری است؟

گنجشک پدر بادی به غبقب انداخت و گفت:پرواز یعنی همین که بال هایت را باز کنی و در هوا معلق شوی همین!

گنجشک دیگری از بالای سرش پرواز کرد.پرسید:پرواز کردن یعنی چه؟

جواب شنید:یعنی همین کاری که من میکنم.اصلا یعنی چه که پرواز یعنی چه!

گنجشک راضی نشد.بدون اینکه جواب درستی بگیرد پرواز کرد!

سال ها بعد گنجشک کوچکی از او همین سوال را کرد و او حتی یادش نبود که روزی از گنجشک پدر پرسیده بود:پرواز کردن یعنی چه؟

گنجشک وقتی در آسمان پرواز می کند مزه پرواز را نمی چشد چون برایش عادت شده.

فقط اگر مثل گنجشک پرشکسته ای دستمان از دارایی هایمان کوتاه شد معنی پرواز کردن در آسمان خوشی ها را هر لحظه با تمام وجود درک خواهیم کرد.

و ما موقع سلامتی,لذت سلامتی را.....

         وقت بی نیازی,مزه بی نیازی را.....

            هنگام فرصت داشتن,قدر فرصت ها را.....

                 و هنگام محبت و عشق ورزی اطرافیان,قدر محبت آنها را نمی دانیم!!!

                          انگار عادت کرده ایم به عادت کردن!

ما همین الان خیلی نعمتها داریم که احساسش نمی کنیم. وقتی دستمان از آن کوتاه شد، قدرش و نیازش را احساس می کنیم.

بیا همین الان به داشته هایت فکر کن، و شکر بخشنده مهربان

 

 



تاريخ : یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱ | ٢:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

دنیا هم به آدمای خوش بین نیاز دارد و هم به آدمای بدبین چون آدمای خوش بین هواپیما می سازند و آدمای بدبین چتر نجات

تو در میان راه زندگی من، درسی گران،اما لازم، برای این احساس ، که کمی سخت شو ، تا همه چیزت را نباخته ای. تو به  فکر چتر نجاتی ، من خوش بین تو فکر پرواز.

مردم را به چشم دوست و دشمن نمی بینم، آنان را سفیری از طرف خدا، که درسهایش را، گاهی با تلنگری، برای منِ، در خواب و رویای خوش خیالی، بیدارم می کنند. 

باید هم خوش بین بود ، هم بدبین، مطلق در هردو ، یا بیش از حد در یکی، مثل همان پرواز بدون احتمال نیاز به چتر است. حالا که من بدون چتر، دست نیاز رو به پروردگارم.

همه ما، انقدر از زندگی وآدمها بی اعتمادی دیده ایم، که به خالق هستی هم بی اعتمادیم. اما بیایید یک بار …یک بار با تمام وجود او را بخوانیم وخود را به او واگذاریم.

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢۱ شهریور ۱۳٩۱ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آرزوهایت را برآورده میکند آن خدایی که آسمان رابرای خنداندن گلی میگریاند

 



تاريخ : دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱ | ٥:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بد و نیک هر دو ز یزدان بود
                                     لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)

 

 

خدایا ! آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم .


شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم !


پروردگارا!


خود را تقدیم تو می دارم .با من کن و از من ساز آنچه خود اراده کنی .


از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم .


 مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که


با قدرت تو ؛ عشق تو ؛و در راه تو یاریشان خواهم داد .


باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم .

 

پروردگارا!

کمکم کن تا به جای تسلی خواهی تسلی دهم ؛


به جای درک شدن درک کنم زیرا پیدا کردن در گرو گم شدن است


با بخشیدن دیگران خود بخشوده می شویم و در مرگ حیات جاویدان پیدا می کنیم. 

 

پروردگارا!

 به من کمک کن تا بتوانم کلید خوشبختی خود را در اختیاربگیرم .


به من شجاعتی بده تا آرام بگیرم و با احساساتم روبرو شوم .


 به من بینشی بده تا روابطم را با دیگران بهبود بخشم .

 

 

خدایا مرا برکت آن بخش که هر روز وظیفه خویش را به انجام رسانم

 

   

 

به برادران و خواهرانم یاری رسانم تا بار خود را در فراز و نشیب زندگی بر دوش کشند

 

 

 

و هر روز نیایش کنم : در آفتاب و باران بادا که خواست "تو " تحقق پذیرد .

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۱ | ٦:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
 زبان: فارسی  نویسنده: نامشخص
 نوع فایل: PPS
 تعداد صفحات: -  ناشر: آی آر پی دی اف
 حجم کتاب: 3.96 مگابایت

نمی شد پستش کنم، زحمت downloadش رو خودت بکش
امیدوارم خوشتون بیاد


تاريخ : چهارشنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩۱ | ٤:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.