هر چیزی نشانه و راهبری دارد، نشانه و راهبر عقل، تفکر و نشانه و راهبر تفکر، سکوت است.
اساسا تفکر با سکوت، تمام و تکمیل می‏شود؛ پیامبر اعظم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سکوت‏های طولانی داشت. امام حسین علیه‏السلام گوید از پدرم امیرمؤمنان علی علیه‏السلام درباره سکوت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پرسش کردم، فرمود:
کانَ سُکُوتُ رَسُولِ اللهِ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله عَلَی أَرْبَعٍ: عَلیَ الْحِلْمِ وَ الْحَذَرِ وَ الْتَّقْدِیرِ وَ التَّفَکُّرِ؛ فَأَمَّا تَقْدِیرُهُ فَفِی تَسْوِیَةِ النَّظَرِ وَ الاِسْتِماعِ بَیْنَ النّاسِ، وَ أَمَّا تَفَکُّرُهُ فَفِیمَا یَبْقَی وَ یَفْنَی، وَ جُمِعَ لَهُ الْحِلْمُ وَ الصَّبْرُ، فَکَانَ لایُغْضِبُهُ شَیْ‏ءٌ وَ لاَیَسْتَنْفِرُهُ، وَ جُمِعَ لَهُ الْحَذَرُ فِی أَرْبَعٍ: أَخْذُهُ بِالْحَسَنِ لِیَقْتَدِیَ بِهِ، وَ تَرْکُهُ الْقَبِیحَ لِیَنْتَهِیَ عَنْهُ وَ اجْتِهَادُهُ فِیمَا أَصْلَحَ أُمَّتَهُ، وَ الْقِیَامُ فِیمَا جَمَعَ لَهُمْ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الاْخِرَةِ.1
سکوت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بر چهار چیز بود: بردباری، دوراندیشی، اندازه نگاهداری و تفکر. سکوتش در اندازه نگاهداری از آن رو بود که همه مردم را به یک چشم ببیند و به سخنان همه به یک نحو گوش دهد؛ اما سکوتش در تفکر آن بود که در چیزهای باقی و فانی فکر می‏کرد؛ و بردباری و شکیبایی برای او با هم جمع شده بود، به همین سبب هیچ چیز او را به خشم نمی‏آورد و برنمی‏انگیخت؛ و دوراندیشی برای او در چهار چیز فراهم آمده بود: کارهای نیک انجام می‏داد تا دیگران به او اقتدا کنند، از کارهای زشت دوری می‏کرد تا مردم از آن بپرهیزند، در انتخاب رأی صحیح برای اصلاح کارهای امت جدیت و تلاش می‏کرد و به آنچه خیر دنیا و آخرت در آن بود قیام می‏کرد.
آن اسوه تمام و کمال چنین بود، سکوتش پربار و ثمره تفکرش هدایت و اصلاح بود. نه تنها خود این‏گونه بود، بلکه مردم را نیز دعوت به تفکر و توصیه به تدبر می‏کرد. از امام صادق علیه‏السلام روایت شده است که فرمود: مردی نزد پیامبر آمد و عرض کرد: ای رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله، مرا نصیحت کن و به من اندرزی ده! حضرت فرمود: اگر نصیحت کنم، عمل می‏کنی؟ مرد گفت: آری، ای رسول خدا. دوباره پیامبر فرمود: اگر نصیحت کنم، عمل می‏کنی؟ مرد پاسخ داد: آری؛ و باز پیامبر سخن خویش را تکرار کرد و مرد نیز پاسخ مثبت داد. بدین ترتیب حضرت سه بار سخن خود را تکرار کرد و مرد نیز اعلام آمادگی کرد. (چرا؟ گویا پیامبر می‏خواست در آن مرد دقت و توجه کافی درباره آنچه می‏خواست بگوید ایجاد کند و به وی بفهماند که آنچه می‏خواهد بگوید بسیار مهم است و نصیحتی با ارزش است.) پس پیامبر در ادامه فرمود:
فَإِنِّی أوصِیکَ إِذَا أَنْتَ هَمَمْتَ بِأَمْرٍ فَتَدَبَّرْ عَاقِبَتَهُ، فَإِنْ یَکُ رُشْدا فَامْضِهِ وَ إِنْ یَکُ غَیّا فَانْتَهِ عَنْهُ.2
من تو را سفارش و نصیحت می‏کنم به اینکه هرگاه تصمیم گرفتی کاری انجام دهی، در عاقبت آن کار بیندیشی، پس اگر عاقبت آن رشد بود [و کاری درست و صحیح بود] انجامش دهی و اگر عاقبت آن گمراهی و تباهی بود، از آن دست بکشی و رهایش کنی.


تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
خوف و رجا، دو عامل نیرومند روانی برای حرکت انسان به سوی سعادت و دست‏یابی به فضیلت‏ها و خوش‏بختی در هر دو جهان است. در سایه خوف از خداوند، آدمی به مقام‏های بالا دست می‏یازد، چنان‏که خداوند می‏فرماید: «وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَاِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأوی؛ آن کس که از مقام پروردگارش ترسید و خود را از پیروی هوای نفس بازداشت، بهشت از آن اوست». (نازعات: 40 و 41)
پیامبر گرامی اسلام در روایت‏های متعددی به خداترسی مؤمن اشاره می‏کند و می‏فرماید: «أعْلَی النَّاسِ مَنزِلَةً عِندَاللّه‏ِ أخوَفُهُمْ مِنهُ؛ بلندپایه‏ترین مردم نزد خدا، خداترس‏ترین آنهاست».1
رسول اللّه‏ صلی‏الله‏علیه‏و‏آله خوف از خدا را عامل نجات آدمی شمرده و فرموده است: «ثَلاثٌ مُنجِیاتٌ... خَوفُ اللّه‏ِ فِی السِّرِّ کَأَنَّکَ تَراهُ فَإن لَمْ‏تَکُن تَراهُ فَإِنَّهُ یَراکَ؛2 سه چیز نجات‏بخش است: ...ترس از خدا در نهان، چنان‏که گویی او را می‏بینی، چه اگر تو، او را نمی‏بینی، او، تو را می‏بیند».
از آموزه‏های نبوی برمی‏آید که مؤمن همواره باید میان دو صفت بیم و امید قرار داشته باشد. پیامبر رحمت می‏فرماید:
لَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ رَحمَةِ اللّه‏ِ لاَتَّکَلْتُم عَلَیها وَ ماعَمِلْتُم إِلاّ قَلِیلاً وَ لَو تَعلَمُون قَدْرَ غَضَبِ اللّه‏ِ لَظَنَنْتُمْ بِأَن لاتَنجُوا.3
اگر اندازه رحمت خدا را بدانید، بر آن تکیه خواهید کرد (و آسوده خاطر خواهید شد) و جز اندکی عمل نخواهید کرد و اگر اندازه خشم خدا را بدانید، خواهید پنداشت که هرگز نجات نمی‏یابید.
یکی از مهم‏ترین آثار خوف آن است که آدمی را از گناه بازمی‏دارد. خائفان همواره خدا را ناظر بر احوال و رفتار خود می‏دانند. ازاین‏رو، فطرت پاک خود را به گناه نمی‏آلایند. آدمی در پرتو این احتیاط و توجه، در قیامت، لباس امنیت و آسایش ابدی بر تن می‏کند. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏فرماید:
قالَ اللّه‏ُ تَبَارَکَ وَ تَعالی: وَ عِزَّتِی وَ جَلالِی لاأَجْمَعُ عَلی عَبْدِی خَوْفَینِ وَ لاأَجْمَعُ لَهُ أَمْنَیْنِ فَإذا أَمِنَنِی فِی الدُّنیا أَخَفْتُهُ یَوْمَ القِیامَةِ وَ إذا خافَنِی فِی الدُّنیا أَمِنتُهُ یَوْمَ القِیامَةِ.4
خدای تبارک و تعالی فرمود: به عزت و جلالم سوگند که برای بنده‏ام، دو ترس و دو امنیت را با هم فراهم نمی‏آورم. پس اگر در دنیا، خود را از من ایمن بداند، در روز رستاخیز، او را هراسان کنم و اگر در دنیا از غضب من بترسد، در روز قیامت، او را ایمن گردانم.
انسان مؤمن معتقد است که خداوند می‏تواند او را از نعمت‏های دنیوی و اخروی بهره‏مند سازد و می‏تواند او را محروم کند. این اعتقاد، منشأ ایجاد خوف و رجا به خدا است. هرگاه این اندیشه، در قلب آدمی راسخ شود، انسان پی می‏برد که همه چیز دست خداست و تنها باید به او امید بست و از او هراسید. البته خوف و رجا باید متعادل باشند. هرگاه خوف و رجای مؤمن با هم مقایسه شود، هیچ یک بر دیگری نمی‏چربد. خداوند می‏فرماید: «یَحْذَرُ اْلآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ؛ از آخرت می‏ترسد و به رحمت پروردگارش امید بسته است». (زمر: 9)
باید توجه داشت که خوف و رجا در نقطه مقابل یکدیگر قرار ندارند. نقطه مقابل رجا، ناامیدی از رحمت خداست و نقطه مقابل خوف، امنیت کامل از عذاب و کیفر الهی است که هر دو از گناهان بزرگ به شمار می‏آیند.


تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

گنجشک به خدا گفت:
لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگی ام، پناهگاه بی کسی ام بود، طوفان تو آن را از من گرفت.
کجای دنیای تو را گرفته بود آن را خراب کردی و من را بی آشیانه ساختی؟؟؟
خدا به گنجشک گفت:
ماری در راه لانه ات بود توخواب بودی،باد را گفتم لانه ات را واژگون کند انگاه تو از کمین مارپرگشودی!!!
چه بسیار بلاها که از تو به واسطه محبتم دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی...

 



تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

کسی که در دنیا چهار خصلت به او اعطا شده باشد،به تحقیق خیر دنیا و آخرت به اواعطا شده است :

        *- تقوا و پاکدامنی که او را از محرمات الهی باز دارد.

        *-اخلاق خوبی که بتواند با آن در بین مردم زندگی کند.

        *-حلم و بردباریی که بتواند به واسطه ی آن، جهل شخص جاهل و نادان را دفع کند.

        *-همسر شایسته و صالحی که او را در امور دنیوی و اخروی کمک کند. 

 



تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ٩:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()


خاک شو  تا گل برویی...

خاک چرا سبز می شود ؟ زمین چرا مزرعه یا باغ می شود ؟

چون تسلیم است، تسلیم زارع یا باغبان . وقتی آن را شیار می زنند ، زیر بار می رود، بر خلاف سنگ.

یعنی وقتی می خواهند در دل آن بذر یا نهال بکارند، تسلیم است و می پذ یرد بر خلاف سنگ .

وقتی آ ب وکود به آن می دهند  می پذیرد و پس نمی زند ، بر خلاف سنگ.

مولانا همین ویژگی خاک را دیده بود که می گفت:خاک باش! یعنی مثل خاک تسلیم باش .

چون خاک به خاطر همین تسلیم بودن است که در موسم بهار سبز و خرم می شود و از دل آن انواع گل ها و ریاحین سر می زند.


در بهاران کی شود سرسبز سنگ

                                                  خاک شو تا گل برویی رنگ رنگ

سا ل ها تو سنگ بودی دل خراش

                                                   آزمون را یک زمانی خاک باش

 

و یادمان باشد آنچه دین از ما میخواهد همین خاک بودن است،یعنی خاکی بودن و تسلیم بودن است. اساسا دین چیزی جز تسلیم نیست.

 



تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
 

دو مرد نابینا بر سر راه ام جعفر زبیده عباسی نشسته بودند، زیرا از بخشش و کرم او خبر داشتند. یکی می‌‌‌گفت: اللهم ارزقنی من فضلک؛ خداوندا از فضل و کرمت به من روزی ده. و دیگری می‌‌‌گفت: اللهم ارزقنی من فضل أم جعفر؛ خداوندا از فضل و بخشش امجعفر به من روزی ده. ام جعفر نیز دعای آنان را می‌‌شنید و از آن خبر داشت، لذا برای مردی که از فضل و بخشش خداوند درخواست رزق و روزی می‌‌کرد، دو درهم می‌‌فرستاد، و برای کسی که از فضل و بخشش او طلب رزق و روزی می‌‌نمود مرغی سرخ کرده هر روز ده دینار در شکمش قرار می‌‌داد و می‌‌فرستاد.

 

صاحب مرغ سرخ شده هر روز مرغش را به دو درهم به دوست نابینایش – که از فضل خداوند طلب رزق و روزی می‌‌نمود- می‌‌‌‌فروخت، اما نمی‌‌‌‌دانست در شکم آن چه چیزی وجود دارد . ده روز بر این قضیه سپری شد، سپس ام جعفر از کنار آن دو شخص گذشت.

                                                                                                        به کسی که از فضل و بخشش او طلب رزق و ورزی می‌‌‌‌کرد، گفت: آیا فضل و بخشش ما تو را ثروتمند و بی نیاز ننمود؟
پرسید: چه بود فضل و بخششت؟

ام جعفر گفت: صد دینار در ده روز.نابینا گفت: خیر، بلکه هر روز یک مرغ برایم می‌‌‌‌فرستادی که من هم آن را هر روز به دو درهم به دوستم می‌‌‌‌فروختم.ام جعفر گفت: اما این شخص از فضل و بخشش ام جعفر طلب نمود پس خداوند او را محروم کرد، و دیگری از فضل و بخشش خداوند طلب می‌‌‌‌نمود پس خداوند به او عطا کرد و او را بی نیاز گردانید



تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَیُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ یَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ ﴿۲۵۵
لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَیُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُسَمِیعٌ عَلِیمٌ ﴿۲۵۶ اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِینَ کَفَرُواْ أَوْلِیَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِإِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ ﴿۲۵۷

 هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند، هیچگاه خواب سبک و سنگینیاو را فرا نمی‏گیرد، (و لحظهای از تدبیر جهان هستی، غافل نمی‏ماند،) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست، کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنابراین، شفاعت شفاعت کنندگان، برای آنها کهشایسته شفاعت اند، از مالکیت مطلقه او نمیکاهد). آنچه را در پیش روی آنها ( بندگان) و پشت سرشان است می‏داند، (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است). و کسی از علم او آگاه نمی‏گردد، جز به مقداریکه او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است، و علم و دانش محدود دیگران، پرتوی از علم بیپایان و نامحدود اوست). تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را در بر گرفته، و نگاهداری آن دو ( آسمان و زمین)، او راخسته نمی‏کند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست.در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابراین، کسی کهبه طاغوت (بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر) کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برایآن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده‏اند، آنها رااز ظلمتها، به سوی نور بیرون می‏برد. (اما) کسانی که کافر شدند، اولیای آنها طاغوتها هستند، کهآنها را از نور، به سوی ظلمتها بیرون می‏برند، آنها اهل آتش اند و همیشه در آنخواهند ماند.



تاريخ : دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱ | ٧:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

شخص زیرک همه چیز را مضحک می بیند. آن که عقل سلیم دارد هیچ کس را مضحکه نمی کند. (گوته)

The intelligent man findes almost everything ridiculous, the sensible man hardly anything.

 



تاريخ : دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱ | ۳:٤٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آنقدر زمین خورده ام که بدانم

برای برخاستن

نه دستی از برون

که همتی از درون لازم است!

حالا اما...

نمی خواهم برخیزم!

در سیاهی این شب بی ماه

می خواهم اندکی بیاسایم!

فردا ...!

فردا که برمی خیزم

وقتی که فهمیده باشم...

چرا زمین خورده ام...!!!

« فریبا عرب نیا »

 



تاريخ : دوشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩۱ | ۳:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

چندتا کلید

صبر، به تو توکل یاد می دهد. تأمل و تفکر، آرامش، و خداوند خود بیان می دارد. بشارت باد بر صبر کنندگان. و بشرالصابرین

دلت گرفت گفتگو با یک محرم راز، اگر پیدا کردی ، و گرنه خدا و خودت، یا بنویس  تخلیه ذهنی و بر باد بده. به آن می گویند. خالی شدن دست ات برای طلبی نو .

زمان از دست رفته، بُعد چهارم زندگی مادی دنیای توست. بُعدی که بسیار مهم است ر اما جایگزینش فقط خود خداست. دعا کن.

گفتم دعا

در همه حال خصوصاً تنهایی، همیشه یک گفتگوی درونی است. با خودت ، همان ضمیرت که خداست.

دعا .

 با همه خوب، بدان، در بیابانت دهد باز.

از هر دست بدهی از همان دست می گیری

در حال زندگی کردن سخت است. تمرین کن.

عالم بی عمل به که ماند به زنبور بی عسل .

قضاوتی نیست، بالا و پایین نسبی است. دست بالای دست بسیار است.

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱ | ۱:٢۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
 

 

 

گآهی یک ''دوست'' کارے میکنه

 

که بد جور ے دلت وآسه ''دشمنت'' تنگ میشه...!!!

 



تاريخ : سه‌شنبه ۸ فروردین ۱۳٩۱ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا تو فیلم ها و کتابها چه خوب به آرزوهامون می رسیم.

 

 



تاريخ : دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱ | ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

در روایات آمده شخص مسخره کننده به سختی جان می دهد

اى کسانى که ایمان آورده‏اید نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را استهزاء کنند، شاید آنها که مورد استهزاء واقع مى‏شوند بهتر از مسخره کنندگان باشند.(حجرات /11)

قرآن در مورد افراد مسخره کننده میفرماید: «لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ» (آل عمران/178)

چه کسانی تمسخر می کنند ؟ افرادی که دچار عقده حقارت شدید می شوند برای مبارزه علیه حقارت خود و همسان کردن خویش با فرد دیگر به تمسخر روی می آورند...

 روانشناسی تمسخر و شوخی!

این واژه ها رابه کرات شنیده اید چقدر مسخره ست ، چه شکلییه ؟ موها شو ببین چی پوشیده ،ببین موقع حرف زدن چه جوری دستهاشو تکون میده ،چقدر بی کلاسه هنوز اسم این مارک رو نشنیده ، چقدر چاقه ، چقدر لاغره، درازه، کوتاهه ، بلد نیست ، همه ش سه میکنه ، بی جنبه ست ، بی عرضه ست و…..

تمسخر چیست ؟ تمسخر حالتی منفی در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فرد موضوعی را که از نظر روانی برای او تنش ایجاد می کند در قالب کلماتی به شخص دیگر ابراز می نماید تا از حالت تنش خود بکاهد . در حقیقت تمسخر محرک آزار دهند برای فرد دارد .

چه کسانی تمسخر می کنند ؟ افرادی که دچار عقده حقارت شدید می شوند برای مبارزه علیه حقارت خود و همسان کردن خویش با فرد دیگر به تمسخر روی می آورند در حقیقت برای پنهان کردن عیب خود آن را به شخص دیگر فرافکنی می کنند یعنی عیب خود را به فرد دیگر نسبت می دهند .بعنوان مثال شخصی که خودش نمی تواند خوب رانندگی کند دائما از رانندگی دیگران ایراد می گیرد .این افراد کنترلی بر احساس خود ندارند و دچار ضعف روانی هستند .

رابطه سن و تمسخر .تمسخر یکی از خصایص دوران نوجوانی است .نوجوانان و جوانان بیشتر دست به تمسخر می زنند زیرا به اندازه کافی تجربه ندارند که بدانند دیگران ممکن است توانایی های داشته باشند که آن ها آگاه نیستند البته با فشار روانی حاکم بر دنیای کنونی روز به روز به تعداد افرادی که تمسخر می کنند افزوده می شود تا افراد به این طریق بتوانند خود را در زیر چتر دروغین تمسخر پنهان کنند در حقیقت تمسخر یکی از راه های دفاعی برای فرد است که نداشته های خود را به دیگران فرا فکند .

اثرات تمسخر : تمسخرکردن نوعی پرخاشگری است که به رابطه لطمه می زند و فرد را منفور کرده و منزوی می گرداند و منزوی شدن باعث می شود فرد احساس کمبود بیشتری کرده و به علت تنفر از رابطه اجتماعی کمرنگ شده سعی می کند افراد بیشتری را تمسخر نماید و یک دور باطل از تمسخر و رانده شدن از اجتماع پیش می آید .

چه کسانی بیشتر مورد تمسخر قرار می گیرند ؟ دو دسته افراد مورد تمسخر هستند، دسته اول به علت اینکه ساده هستند و از خود دفاع نمی کنند به دیگری اجازه می دهند که آن ها را به تمسخر بگیرند. که نمونه آن هارا در فیلم های کمدی شاهد هستیم ، مخصوصا فیلم اخراجی ها که با به تصویر کشیدن سادگی افراد و نشان دادن اینکه گروه مورد تمسخر دارای چه ویژگی های انسانی بودند که از نظر ها دور مانده بود .دسته دوم : افراد مهم و مشهور اغلب مورد تمسخر هستند زیرا زندگی و کل کارهای این افراد دائمازیر ذره بین ارزیابی است ، مثلا ورزشکاران حتی اگر سابقه درخشان ورزشی طولانی را کسب کنند با کوچک ترین اشتباه سرزبان می افتند .

چگونه از تمسخر دور بمانیم ؟تا وقتی که فرد رضایت نداشته باشد دیگران نمی توانند او را وادار کنند که احساس حقارت کند بنابراین اگر مورد تمسخر قرار گرفتید احساس خود را بگویید و به فرد مسخره کننده تذکر دهید وبه او بفهمانید که شما خوب هستید و هیچ انسانی در جهان کامل نیست .

افراد مشهوری که مورد تمسخر قرار گرفته اند : مایکل جکسون به علت ظاهر متفاوت، بیل گیتس به علت خود شیفتگی و بی همتا نامیدن خودش ، بریتنی اسپیرز به علت کارهای عجیب و روان رنجورانه چون از ته تراشیدن موی سر ، جنیفر لوپز به علت هیجان زده شدن بی موقع و داد زدن های غیر معمولی .

شوخی چیست ؟شوخی حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فردی موضوعی ناهمخوان ، غیرمنتظره و یا سرگرم کننده را بگوید و یا انجام دهد یا اینکه برای برخی افراد به دلایلی اتفاقی می‌افتد و مردم می‌خندند.خنده دار بودن مسائل نوع خاصی از شادی است، لذا خنده در شادی حائز اهمیت است.شوخی ویژگی رایج در زندگی است و غالبا پاسخی خودجوش به موقعیت‌ها در حضور دیگران است. شوخی ناشی از یک خلق مطلوب است و می‌تواند تاثیر عمیقی بر شادی مردم داشته باشد. شوخی یکی از روشهای القاء خلق مثبت است.

روانشناسی شوخی

شوخی حالتی مثبت در ذهن است و موقعی ایجاد می‌شود که فردی موضوعی ناهمخوان ، غیرمنتظره و یا سرگرم کننده را بگوید و یا انجام دهد یا اینکه برای برخی افراد به دلایل دیگری اتفاق می‌افتد و مردم می‌خندند.خنده دار بودن مسائل نوع خاصی از شادی است، لذا خنده در شادی حائز اهمیت است.شوخی ویژگی رایج در زندگی است و غالبا پاسخی خودجوش به موقعیت‌ها در حضور دیگران است. شوخی ناشی از یک خلق مطلوب است و می‌تواند تاثیر عمیقی بر شادی مردم داشته باشد. شوخی یکی از روشهای القاء خلق مثبت است.

روانشناسی شوخی
اغلب روانشناسانی که شوخی را مطالعه کرده‌اند نتیجه گرفته‌اند که ویژگی اصلی رویدادهایی که افراد را خوشحال می‌کند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخ‌طبعی دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیش‌بینی هستند و هر دو آنها به عنوان شاخص‌های مهارتی اجتماعی مطرح می‌باشند. افراد احساسی لطیفه‌ها را خنده‌دارتر درک می‌کنند و بیشتر می‌خندند.

افراد متعصب لطیفه‌های جنسی را دوست دارند. افراد آزاد اندیش لطیفه‌های بی‌معنی را ترجیح می‌دهند. بسیاری از افراد خشک و متعصب از ناهمخوانی لذت می‌برند و از این طریق تنش‌های خود را تخلیه می‌کنند. در بعضی مواقع نیز شوخی وسیله‌ای است برای بیان غیر مستیم دلخوری‌ها و ناراحتی‌ها از شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمی‌توان عنوان کرد.

شوخی و مقابله با استرس
شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا می‌کند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس می‌شود. افراد دارای حس عمیق شوخ طبعی ، بعد از رویدادهای منفی زندگی بطور قابل ملاحظه‌ای خلق بهتری نشان می‌دهند. شوخی موجب می‌شود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد باعث می‌شود فرد توانایی پیدا کند تا رویدادها را از جهتی شوخی و خنده‌دار و لذا از میزان استرس کاسته می‌شود.

رابطه شوخی و مغز
شوخی به عملکرد بخشهای خاصی از مغز بستگی دارد. شامی و استوس (۱۹۹۹) ، ۲۱ بیمار مصدوم مغزی و تعدادی افراد سالم را مورد مطالعه قرار دادند. بیماران اگر ضایعه‌ای در بخشی از ناحیه قدامی لب راست پیشانی داشتند، شوخی را درک نمی‌کردند. این ناحیه بخشی از مغز است که اطلاعات دریافتی را یکپارچه کرده و تفسیر می‌کند و خودآگاهی در آن قرار دارد، داروهای خاصی نیز بر شوخی تاثیر می‌گذارند. فیتز جرالد و همکاران (۱۹۹۹) نشان دادند اولا نزاپین که حاوی سروتونین و دوپامین است از خندیدن افراطی در بیماران اسکیزوفرنی جلوگیری می‌کند. خنده نیز مانند سایر ابزارهای چهره‌ای بخشی به لبهای پیشانی و بخشی دیگر به نواحی مرکزی بستگی دارد.

مهارت اجتماعی شوخی کردن از کجا ناشی می‌شود؟
مک گی (۱۹۷۹) مطالعه‌ای طولی را گزارش می‌کند که در آن کودکان شوخ ارتباط نزدیکی تا سن ۳ سالگی با مادران خود داشتند و موقعی که بعد از سن سه سالگی ارتباط عاطفی مادران کاهش می‌یابد این تفکر شکل می‌گیرد که شوخی می‌تواند در مقابله با مشکلات و موقعیت‌های استرس‌زا نقش حمایتی داشته باشد. در سن ۶ سالگی تفاوت جنسی مشهود است، پسرها لطیفه‌های بیشتری را تعریف می‌کنند و تمسخر در آنها به نسبت دخترها بیشتر است.

شوخی در کودکان
کودکان خیلی زود تبسم می‌کنند. در هفته‌های اول تولد ، تبسم اولیه ابتدا به سمت مادر و صدا است. آنها در ۴ ماهگی می‌خندند که در پاسخ به غلغلک یا سایر تحریکات لمسی ، بازی‌های دالی و در اواخر اولین سال زندگی در پاسخ به رویدادهای عجیب از قبیل شیر خوردن مادر از شیشه شیر کودک می‌باشد.به نظر می‌رسد که ناهمخوانی باعث برانگیختن خنده در مراحل اولیه تولد می‌شود. این کار در شرایطی امکان‌پذیر است که موقعیت مطلوبی وجود داشته باشد.

از حدود ۱۸ ماهگی به بعد ، کودکان به بازی‌های تخیلی می‌پردازند. آنها مبالغه گویی‌ها، لاف‌زدن‌ها و ناهمخوانی‌ها را شروع می‌کنند. بازیهای خیالی اغلب اجتماعی بوده و منبعی از شادمانی است.هر چه کودکان بزرگتر می‌شوند، لطیفه‌های خنده‌دار بحث‌برانگیزی را پیدا کرده و بعد از ۶ الی ۷ سالگی می‌توانند معانی را به صورت چندگانه درک کنند، به خاطر اینکه به مرحله ” تفکر عملیات عینی ” پیاژه می‌رسند. از سنین اولیه کودکی یک عنصر اجتماعی قوی در شوخی کودکان وجود دارد.

در سن سه سالگی میل قوی به گفتن لطیفه وجود دارد. کودک در شوخی دیگران شرکت می‌کند تا آنها رابخنداند به خاطر اینکه خندیدن لذت بخش است و عضویت در گروه را شکل می‌دهد.کودک ۷ ساله در حضور دیگران بیشتر می‌خندد و مخصوصا در جمع خنده همسالانش خنده‌اش بیشتر می‌شود. کودک ۸ تا ۱۰ ساله درباره معماها مشغله ذهنی پیدا می‌کند و از لطیفه‌ها براساس معانی دوگانه آنها لذت می‌برد.

شوخی بله ، نیش نه
چنان‎چه یک شوخی از مشخصات زیر برخوردار باشد، در می‎یابیم که شوخی جدی نبوده و استفاده کننده قصد انتقاد و حمله را در سر نداشته است:

آیا از شوخی برای جهت دهی دوباره به گفت‎وگو استفاده می‎شود؟ آیا هدف شخص این بوده ا ست که از پیگیری موضوع خاصی خلاصی یابد؟

آیا شوخی مرتبط با یک مطلب جدی است؟ آیا از شوخی برای پرهیز از رویارویی استفاده می‎شود؟

آیا شوخی شخص همراه با نشانه‎های عطوفت آمیز و رقت قلب است و فرد بدین واسطه همراهی و همدلی و درک خود را نشان می‎دهد؟

آیا شوخی سرپوشی برای حالاتی چون ترس ، سرخوردگی ، حسادت و احساس خشم است؟

آیا شوخی می‎‎تواند معنا و مفهوم تازه‎ای به جریان بحث و گفت‎وگو ببخشد؟

اشخاصی که از موقعیت زندگی خود راضی هستند و نسبت به موقعیت مادی و اجتماعی خود رضایت خاطر دارند، از شوخی به عنوان چاشنی و مزه‎ی گفت‎و گو استفاده می‎کنند. چنین اشخاصی معمولاً از شوخی اغراض خاصی را دنبال نمی‎کنند. در هر صورت، با ارزیابی کردن دقیق اشکال شوخی می‎توانید از اهداف و اغراض ناپیدای اشخاص استفاده کننده از این زبان و وسیله آگاه شده و بدین واسطه بهتر به شخصیت فرد برسید.

تکامل شوخی و خنده
با توجه به اینکه حتی کودکان کوچکتر نیز از شوخی لذت می‌برند و مرکز شوخی در بخش معینی از مغز قرار دارد این احتمال را مطرح می‌سازد که شوخی مبنای فطری دارد. بنابراین با توجه به نقش عوامل زیستی در شوخی ، به نظر می‌رسد که بایستی از برخی مزایای تکاملی برخوردار باشد. شوخی و خنده از بازی‌های اجتماع مشتق شده است و افرادی که در آن مشارکت می‌کنند از شوخی لذت می‌برند. مک‌گی (۱۹۷۹)فکر می‌کرد که میمونها در صورتی شوخی را درک می‌کنند که برخی مهارتهای زبانی را کسب کرده باشند چرا که در این صورت آنها می‌توانند برخی نمادها را دستکاری کنند.

اساسا شوخی یک پدیده اجتماعی است که به خاطر هیجانهای مثبت به پیوستگی اجتماعی منجر می‌شود و باعث تخلیه هیجانات منفی می‌شود . البته این کار ناشی از کنش عملی شوخی است. شوخی کردن با استفاده از روشهای مختلف منبع مهم شادی است.شوخی تا اندازه‌ای غریزی است. شکل قدیمی آن در نخستین‌های غیرانسان وجود دارد و کودکان کم سن از شوخی و شروع کردن آن لذت می‌برند.کلید اصلی اغلب شوخی‌ها دو بخش از رویدادها یا داستانها را شامل می‌شود . و بخش دوم و غیر منتظره آن از ارزش کمتری برخوردار است.

مثلا گستاخی و بی‌پروایی بخش دوم بیشتر از بخش اول است. خنده بیان عاطفه مثبت است، اما شوخی تاثیر علی روی خلق و شادی دارد. شوخی یکی از شایع‌ترین و موثرترین روشهای القا خلق است و ضمن تاثیر مثبت و شادی‌بخش رویدادهای استرس‌زا را کم خطر می‌سازد. همچنین کمک می‌کند تا با استرس‌های اجتماعی که از تعارضات درون جامعه ناشی می‌شود، نگاه متفاوتی داشته و موجب تخلیه تنش‌ها شود. www.migna.ir

شوخی در حیوانات
یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید می‌کند. تعدادی از حیوانات بطور غریزی اهل شوخی هستند . از جمله میمونها. در این گروه از موجودات که تماس بیشتری با انسانها دارند، علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را می‌توان در آنها مشاهده کرد واشو از علامتی برای خنده برای دعوا کردن ، تعقیب کردن و دالی استفاده کرد. او یک با مسواک را به عنوان شانه بکار برد. کوکو نیز به جای گذاشتن انگشت روی دهان ، انگشتش را روی گوشش گذاشت و با این روش ، نشانه‌ای از نوشیدن را نشان داد او دوست داشت آزمایشگر را با دادن یک سری علائم غلط بخنداند. او حالت انسانها را نگاه می‌کرد و بطور آشکاری منتظر وقوع یک پاسخ مثبت بود.

شوخ طبعی و روابط بین افراد
برخی مطالعات رابطه روشنی بین شوخی و شادی به دست آورده‌اند، افراد شاد بیشتر می‌خندند و احساس بهتری از شوخی دارند.برون‌گراها و سایر افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند ، زیاد می‌خندند و مسائل را خنده‌دار درک می‌کنند، همبستگی قوی بین برون‌گراها و شادی وجود دارد . این مساله مسلم است که برون‌گراها بیشتر می‌خندند و در حال حاضر شاهدیم که ارتباطات نزدیک بطور وسیعی با شوخی تقویت می‌شود.

ویژگی اصلی رویدادهایی که افراد را خوشحال می‌کند ناهمخوانی آنهاست و برای افرادی که تمایل به شوخ‌طبعی دارند ضرورت دارد. استفاده از شوخی با خود ابرازی و خودنگری قابل پیش‌بینی هستند و هر دوی آنها به عنوان شاخص‌های مهارتی اجتماعی مطرح می‌باشند. افراد احساسی لطیفه‌ها را خنده‌دارتر درک می‌کنند و بیشتر می‌خندند. افراد متعصب لطیفه‌های جنسی را دوست دارند. افراد آزاد اندیش لطیفه‌های بی‌معنی را ترجیح می‌دهند. بسیاری از افراد خشک و متعصب از ناهمخوانی لذت می‌برند و از این طریق تنش‌های خود را تخلیه می‌کنند. در بعضی مواقع نیز شوخی وسیله‌ای است برای بیان غیر مستیم دلخوری‌ها و ناراحتی‌ها از شخص یا گروهی بخصوص که به صورت مستقیم نمی‌توان عنوان کرد..

شوخی و مقابله با استرس : شوخی در مقابله با استرس نقش مراقبتی ایفا می‌کند و موجب کاهش تهدید و آسیب استرس می‌شود. افراد دارای حس عمیق شوخ طبعی ، بعد از رویدادهای منفی زندگی بطور قابل ملاحظه‌ای خلق بهتری نشان می‌دهند. شوخی موجب می‌شود که فرد جنبه مثبت رویدادها را در نظر بگیرد در ضمن باعث می‌شود فرد توانایی پیدا کند تا رویدادها را از جهتی شوخی و خنده‌دار و لذا از میزان استرس کاسته می‌شود.

شوخی در حیوانات :یک منشاء غریزی درباره شوخی وجود دارد که نقش عوامل زیستی را تائید می‌کند. تعدادی از حیوانات بطور غریزی اهل شوخی هستند . از جمله میمونها. در این گروه از موجودات که تماس بیشتری با انسانها دارند، علائم تکلمی که برخی مواقع شباهت زیادی با شوخی دارد را می‌توان در آنها مشاهده کرد.

شوخ طبعی و روابط بین افراد : رابطه روشنی بین شوخی و شادی است، افراد شاد بیشتر می‌خندند و احساس بهتری از شوخی دارند .برون‌گراها و سایر افرادی که مهارتهای اجتماعی مطلوبی دارند ، زیاد می‌خندند و مسائل را خنده‌دار درک می‌کنند، همبستگی قوی بین برون‌گراها و شادی وجود دارد . این مساله مسلم است که برون‌گراها بیشتر می‌خندند و در حال حاضر شاهدیم که ارتباطات نزدیک بطور وسیعی با شوخی تقویت می‌شود.

تفاوت شوخی و تیکه انداختن : شوخی ارتباط برقرار کردن بدون غرض ورزی است ولی تیکه انداختن غرض ورزی را نشان می دهد در فیلم آقای هفت رنگ رضا عطاران شوخی را به نوعی مردم پسند به تصویر می کشد که هیچ خبری از تیکه انداختن در آن نیست .

تفاوت جنسی در شوخی :مردان بیشتر شوخی می کنند اما زنان بیشتر می خند

سعدی به شاعری شوخ طبع و بذله گو معروف است ، و در میان شرکت های بزرگ دنیا گوگل به یکی از شوخ طبع ترین شرکت ها معروف است .

اثرات روانی و اجتماعی خنده و لبخند زدن :.

۱٫ لبخند زدن، انسان را جذابتر می کند.
۲٫ لبخند زدن، اخلاق را تغییر می دهد.
۳٫ لبخند زدن، مسری است.
۴٫ لبخند زدن، جلوی استرس و نگرانی را می گیرد.
۵٫ لبخند زدن، سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد.
۶٫ لبخند زدن،فشار خون را پایین می آورد.
۷٫ لبخند زدن موجب افزایش هورمون ها می شود.
۸٫ لبخند زدن، انسان را جوانتر نشان می دهد.
۹٫ لبخند زدن، انسان را موفق و خوشبخت نشان می دهد.

۱۰٫ لبخند زدن به انسان کمک می کند تا مثبت اندیش باشد.

خنده همه چیـــز انسان هست !بخندید تا لاغر شوید. یک ساعت خندیدن می‌تواند ۱۰۰ تا ۱۲۰ کالری انرژی را در بدن انسان بسوزاند. شوخی کردن و خنده زیاد می‌تواند کمک کنند که هر فرد در ماه ۱ تا ۲۱ کیلو وزن از دست بدهد.قهقهه زدن و خندیدن باعث می‌شود که هوای بیشتری تنفس کنید و به این ترتیب اکسیژن بیشتری وارد ریه‌های شما می‌شود. در نتیجه قفسه سینه مرتب بالا و پایین می‌رود و ماهیچه‌های شکمی فعال می‌شوند؛ به طوری که این فعالیت مثل یک تمرین بدنی مناسب است.

علل روانشناختی خنده:

۱-نشانه اعتماد به دیگران.
۲-تقویت روابط اجتماعی.
۳-اجتناب از درگیری و برخورد.
۴-ایجاد صمیمیت.
۵-خنده گویای پذیرش و تعاملات مثبت است.
۶-خنده بیانگر و اثبات کننده عضوی از یک گروه بودن است.

مطالب جالب در مورد خنده:

۱-افراد ۳۰ برابر بیشتر در حضور جمع می خندند تا در تنهایی و بطور انفرادی.
۲-خنده قابل سرایت است.
۳-صدای خنده متشکل از آواهایی است که در هر ۲۱۰ میلی ثانیه تکرار میشوند.
۴-انسان ها بسته به اینکه در حضور چه فرد و یا افرادی هستند بطور متفاوتی میخندند.
۵-مردها هنگامی که در کنار یکدیگر میباشند، با خندیدن دوستی و رفاقت خود را ابراز کرده و روحیه رقابت جویانه میان خود را تعدیل میبخشند.
۶-حداکثر فرکانس صوتی که مردها قادرند با خنده تولید کنند ۱۲۰۰ هرتز است، اما زنان قادرند فرکانسی تا ۲۰۰۰ هرتز تولید کنند.
۷-خنده همواره پس از مکث در پایان جملات و عبارات خنده دار روی میدهد.
۸-کودکان ۳۰۰ بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط ۱۷ بار در روز می خندند.
۹- ۸۰ درصد خنده ها در پاسخ به جوک و لطیفه نمیباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظی و یا خوشامد گویی و سلام کردن روی میدهند.
۱۰-زنان ۱۲۶ درصد بیشتر از مردان میخندند.
۱۱-صدای خنده زنان آهنگین تر از صدای خنده مردان است.
۱۲-شمپانزه ها و موشهای صحرایی نیز میتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

فواید خنده برای سلامتی:

۱-خنده یک مکانیسم دفاعی و کنار آمدن با استرس، تحقیر، خجالتزدگی و درد است.
۲-خنده باعث افزایش سطح انرژی بدن میگردد.
۳-خنده باعث کاهش استرس و تنش روانی میگردد.
۴-خنده باعث کاهش درد میگردد.
۵-خنده باعث افزایش روحیه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن میگردد.
۶-خنده باعث بهبود کارکرد مغز میگردد. خنده باعث تحریک هر دو نیمکره مغز گردیده و در عملکرد آنها تعادل ایجاد میکند.
۷- خنده باعث ماساژ دادن ارگان های شکمی و بهبود کارکرد آنها، تقویت عضلاتی که ارگانهای شکمی را در جای خود نگه میدارند، و افزایش و بهبود عمل جذب و هضم میگردد.
۸-خنده باعث تقویت یادگیری و تمرکز میگردد.
۹-خنده باعث کاهش تنش عضلانی میگردد.
۱۰-خنده یک تمدد اعصاب و تکنیک تن آرامی رایگان و آسان است.
۱۱-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزایش می یابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون کاهش می یابد(کمتر از حد طبیعی)
۱۲-خنده باعث تغییر رفتار ما میشود. پس از خنده ما بیشتر صحبت کرده وتماس چشمی و فیزیکی بیشتر برقرار میکنیم.
۱۳-خنده باعث کاهش سطح هورمونهای استرس میگردد. این هورمونها که در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح میگردند باعث سرکوب سیستم ایمنی بدن، افزایش پلاکت های خون و افزایش فشار خون میگردند.
۱۴-خنده باعث تقویت سیستم ایمنی میگردد. خنده سلولهای T وB و گاما اینترفرون را افزایش میدهد.
۱۵-خنده ممکن است به سرفه و سکسکه بیانجامد که باعث پاک شدن مجاری تنفسی از مخاط اضافی میگردد.
۱۶-خنده باعث افزایش ایمنوگلوبین A میگردد که از مجاری تنفسی در برابر ارگانیزمهای بیماریزا دفاع میکند.
۱۷-خندیدن یک نوع فعالیت بدنی هوازی میباشد.۱۰۰بار خندیدن معادل ۱۵ دقیقه فعالیت با دوچرخه ثابت میباشد. خنده باعث کاهش فشار خون، افزایش جریان خون در بدن و افزایش اکسیژن رسانی در بدن میگردد.
۱۸-خنده باعث ورزش دیافراگم وعضلات شکم، تنفسی، صورت، پا و کمر میگردد.
۱۹-خنده باعث تخلیه انرژی و احساسات منفی و مخرب میگردد.
۲۰-خنده با افزایش اکیسژن رسانی باعث تسریع بهبود زخم ها میگردد.
۲۱-خنده کوتاهترین مسیر میان دو فرد است.



تاريخ : شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱ | ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.