ای کسانی که ایمان آورده اید!

کاری به کار کسانی که ایمان نیاورده اند نداشته باشید!
 
با هر چیز مقابله کنید ایستادگی می کند

 بهشت آنجاست که آزاری نباشد

کسی را با کسی کاری نباشد

 

 آیا با دیگران آنطور رفتار می کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند؟

 

میشه همه چیرو به حال اولش برگردوند.. بهاش زمان و صبره

 دنیا و دیگران را به زور تغییر نده ، دنیای خودت را بساز

 

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ | ٢:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

زندگی رویایی بیش نیست... (تو خالق این رویایی از زاویه دید و احساس خودت ببین)

می اندیشم زندگی رویاییست و بال و پری دارد به اندازه عشق.
بیاندیش اندازه عشق در زندگیت چقدر است؟
در کجای زندگیت است؟



دلم به حال عشق می سوزد
چرا سالهاست کسی را عاشق ندیده ام ؟
مگر نمی دانیم برای هر کاری عشق لازم است




رهگذری آرام از کنارم می گذرد و بدون احساسی می گوید : صبح بخیر
صدایش در صدای باد گم می شود و به گوش قلبم نمی رسد



زمان می گذرد و در انتهای راه می فهمی چقدر حرف نگفته در دل باقی ماند

حرفهایی که می توانست راهی به سوی عشق باشد
حرفهای ناتمامی که در کوچه های بن بست زندگی اسیرند

ناگهان لحظه غربت می رسد و تو در میابی که چقدر زود دیر شده


به تکاپو می افتی...در غربت بیابان ,در کوچ شبانه پرستوها
در لحظه وصال موج و ساحل دنبال عشق می گردی.
دیر شده خیلی دیر





هر روز دوست داشتن را به فردا می انداختی و حالا می بینی دیگر فردا یی وجود ندارد
سالها چشمت را به رویش بسته بودی و نمی دانستی

و یا شاید نمی فهمیدی




امروز حرف حقیقت را باور می کنی ...
اما افسوس که خیلی زودتر از انچه فکر می کردی دیر شده



آن کس که لذت یک روز زیستن و عاشق بودن را تجربه کنه ،

انگار که هزار سال زیسته و آنکه امروزش رو قدر نمیدونه ،
هزار سال هم به کارش نمی آد




اگه بگن یه روز واسه زندگی کردن فرصت دارین

اگه اعلام کنن دنیاداره تموم میشه
تمام خطوط تلفن اشغال میشه واسه دوستت دارم گفتن ها
یعنی در آخرین لحظات تازه به اون کسی که واقعا دوستش داریم ابراز علاقه میکنیم



در همان یک روز دست بر پوست درخت می کشین...

روی چمن میخوابین
.. کفش دوزک ها رو تماشا میکنین..




..سرتونو را بالا میگیرین ... و ابرها را میبینین .
..انگار که بار اوله اون هارو میبینین و به آنهائی که نمیشناسین سلام میکنین
...غصه نباید بخورین ...وگرنه همین یه روز رو هم با غصه خوردن از دست میدین ...



شما در همان یک روز آشتی میکنین ومی خندین می بخشین
....تازه میفهمین عاشق بودین و نمیدونستین
..این قدر که غرق در زندگی بودین
هیچوقت نه به کسی محبت کردین و
نه اجازه محبت کردن رو به کسی دادین....
دلم میسوزه واسه آدم هایی که همیشه در فردا زندگی میکنن
به خیال داشتن عمر نوح.

=======================

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند

و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی


همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند
همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد
همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند

گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه
حالا یادت آمد من کی هستم






خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم

تقدیم به همه دوستام
عادت می کنیم
به همه روزها...هفته ها...سالها...
عادت می کنیم به همه ی حرفهایی که می شنویم
به همه درد هایی که می کشیم
به همه آرزوها...خوابها...خیالها...
حتی به مرگ هم عادت می کنیم
ساده تر از آنچه که فکرش را می کردیم...


تاريخ : یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ | ٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

مولانای خودمون،سماء و رقص و بزم داشت

تو هم در ذهنت

یه چیزی داشته باش ، اسمشو می زارم

رقص رویا

 با سرعت فکر هر جا که بخواهی می تونی بری،

مثل  طی العرض فقط تصور کن

 

 

 



تاريخ : شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا .

روزی که پرده ها فرو خواهد افتاد

دنیای علنی

به حساب خود برسید قبل از آنکه به حسابتان برسند

 



تاريخ : شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

دوست دارم بگم در پناه خدا باشی گلم..

گلم یعنی هم خودم گلم.. هم تو گل منی..

گل خدا

درونت شده لبریز محبت ، از او همان طراوت که در اوست..

وقتی بگی خدایا قلب مرا بگیر و قلب خود را به من عطا کن..

قلبت مثل قلب خدا همه را دوست دارد..

 

تو جنگ و دعوا هیچکی برنده نیست.. بشین دو تا فیلم عاطفی خوب ببین.. هر چی کارگردان موخ خرابه شده فیلم ساز..

 

 



تاريخ : شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آدمی گر ایستد بر بام عشق،دستهایش تا خدا هم میرسد..

در سکوت به آرامش برس..

وقتی صبر می کنی با تو هم پیاله است.

وقتی می خندی، گریه می کنی، با احساس تو .. هم آواست..

 همین نزدیکیهاست

 نزدیک تر از اونیکه فکر کنی.. قبل از اینکه بخوانی می شنود، قبل از اینکه ببینی، می بیند، قبل از اینکه بشنوی می شنود، قبل از اینکه بخواهی می داند..

 

 


 



تاريخ : شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

چه کسی میداند که تو در پیله تنهایی خود، تنهایی ؟؟!

 

چه کسی میداند که تو در حسرت یک روزنه  در    فردایی ؟؟!

 

پیله ات را بگشا، تو به اندازه ی پروانه شدن ، زیبایی ...

 

سهراب سپهری

 

باز کن پنجـــــــــره را و به مهتـــــــاب بگو

صفحه ذهن کبوتر آبی است
خواب گل مهتابی است!


باز کن چشـــمت را تا که گل بـــاز شـــود!

   بـــــاز کــن پنجـــــــــره را
ای همیشه روشن!

باز کن چشم به من!

 

"اردلان سرافراز



تاريخ : چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا همه نقاشیهات قشنگه ، یک قلب عاشق, قلبی سرشار از محبت, عصاره گرانبهای زیست بشر است.


الهی! قلب مرا بگیر و به جای ان قلب خود را به من عطا کن.

 



تاريخ : یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بازی رو دیدی یکی دو ساعته در مقابل تمام زندگی ...

این دنیا هم یکی دو ساعته در مقابل تمام عبدیت و آخرت...

مثال این دنیا به آخرت مثل یه حلقه در بیابان مثال قرآنی

بعضی ها تو این بازیه یکی دو ساعته هم جرزنی می کنند هم عصاب ...

 

ارزش داره .. بهانه بازی لذت بردن و دوستیه.. جرزنی دیگه چیه.  

 



تاريخ : شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ | ٥:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 قدردان دنیای نسبی باش، اگر دنیا صدرصدی بود، در ناامیدی بازگشتی نبود. (خودم)

 هیچ چیز در این دنیا واقعا خراب نیست
حتی ساعتی که از کار افتاده در روز ۲ بار ساعت رادرست نشان میدهد. (روبرت کوئی لی)

 

 من از ابر خوشم نمی آید،

از باران خوشم می آید.

از جستن شتابان فوّاره خوشم نمی آید،

از آن هنگام که قامتش را برای بازگشتن خم میکند،خوشم می آید. (توماس ادیسون)

 

 از زندگی نترس.باور داشته باش که زندگی ارزش  زیستن را دارد.و این باور به تو کمک می کند تا به آن تحقق  بخشی. (دکتر علی شریعتی)

 

 یا به اندازه آرزوهایتان تلاش کنید،

 یا به اندازه تلاشتان آرزو… (ویلیام جیمز،روانشناس)

 

 انتخاب با توست،

 می توانی بگویی : «صبح به خیر خداجان!» یا

 «خدا به خیر کند ـ صبح شده !»  (شکسپیر)

 

در دنیا سه دسته افراد وجود دارند:

 نوع اول آن هایی هستند که موجبات اتفاقات را  فراهم می آورد

 نوع دوم آن هایی هستند که صرفا” نظاره گر اتفاقات هستند.

 و دسته ی سوم آن هایی هستند که می پرسند : «چه شده است؟»

 (وین دایر)

 

 بودا: هر آنچه هستیم نتیجه افکاری است که داشته ایم

 .

اگر به جای شکایت برای چیزهایی که

دارید قدردانی کنید احساس بهتری پیدا

میکنید واین باعث جذب چیزهای بهتری

  به سمتتان میشود .

 



تاريخ : شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠ | ۱:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدا چکیده ای از خصوصیات خودش را مثل روحش در تو نهادینه کرده، یکیش صبر، بی نیازی، و... در روز الست تمام اسما خودش را به تو یاد داد و پیمان بست.

با صبر خودت را چکیده کن ، ماست چکیده چه خوشمز است..

چکیده تو دیگه چی میشه.

جسارت نیست ولی بعضی از آدم ها چکیده خدایند ..

یا حق

علی یارت

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ | ٤:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بچه بودیم هر وقت می خوردی زمین ، می گفتند بزرگ می شی یادت میره،

نمی دونم

یعنی بزرگ می شی، با تجربه می شی، ا

بزرگ می شی یادت میره: یعنی بزرگ می شی اتفاقاتی می افته بزرگتر که این چیزی نیست در مقابلش، شایدم فراموش می کنی

یا

مثل درده ، که درد موهبته، اگر جاییت درد می کنه خبر از نجاتش به تو می ده و مسکن خوب نیست، مسکن مثل اینکه که دسستت لای در مونده مسکن می خوری درد نکشی ، امان از اینکه دست داره سیاه می شه،..

درد Alarm ی هست که خبر از نیاز به کمک دراه

و درد ، و شکست بزرگت می کنه اگر تحمل کنی،

و بزرگ می شی یعنی بر تحمل درد، ورزشی می مونه برای قوی تر شدن تحملت، مثل وقتی که ورزش می کنی ، بدنت درد می کنه، عضلاتت دارند رشد می کنند.

و شکست جسور و دلیر، با تجربه تر و بزرگت می کنه

هر روز این طلوع و غروب یک نمادیه برای تپش های قلبت.

و بزرگترین درد مرگه، از خدا بخواهیم در همه دردها، و سختیها، کنارمون هست، یاریمان کنه

 

 (تمرین تحمل و صبر برای وقتی که بزرگ شدی مشکلاتت هم بزرگ میشه اونجاست که به خدا نگو مشکل بزرگی دارم، به مشکل بگو خدای بزرگی دارم. و اون معلم بزرگ ، خدا، با زمین خوردنهای کوچیکت از کودکی تمرینت داده)

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

دیدی چیزی رو گم می کنی، می گردی پیداش نمی کنی، خسته می شی، ولش می کنی،

داره کارهای دیگتو می کنی، اینطوری می گم، بی خیالش می شی، داره زندگی تو می کنی، یه هو جلو چشمته، می گی ای بابا چقدر دنبالت گشتم ، کجا بودی.

شاد میشی یا اون موقه لازم نداری، ولی باز برش می داری یه جای می زاریش که لازمش داشتی دیگه اینقدر نبالش نگردی.

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن

آینه صبوح را ترجمه شبانه کن

ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو

جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن

ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو

شست دلم به دست کن جان مرا نشانه کن

گر عسس خرد تو را منع کند از این روش

حیله کن و ازو بجه دفع دهش بهانه کن

در مثل است کاشقران دور بوند از کرم

ز اشقر می کرم نگر با همگان فسانه کن

ای که ز لعب اختران مات و پیاده گشته‌ای

اسپ گزین فروز رخ جانب شه دوانه کن

خیز کلاه کژ بنه وز همه دام‌ها بجه

بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن

خیز بر آسمان برآ با ملکان شو آشنا

مقعد صدق اندرآ خدمت آن ستانه کن

چونک خیال خوب او خانه گرفت در دلت

چون تو خیال گشته‌ای در دل و عقل خانه کن

هست دو طشت در یکی آتش و آن دگر ز زر

آتش اختیار کن دست در آن میانه کن

شو چو کلیم هین نظر تا نکنی به طشت زر

آتش گیر در دهان لب وطن زبانه کن

حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن

جرعه خون خصم را نام می مغانه کن

کار تو است ساقیا دفع دوی بیا بیا

ده به کفم یگانه‌ای تفرقه را یگانه کن

شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو

بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن

کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن

مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن

ای تو چو خوشه جان تو گندم و کاه قالبت

گر نه خری چه که خوری روی به مغز و دانه کن

هست زبان برون در حلقه در چه می شوی

در بشکن به جان تو سوی روان روانه کن



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آدم برفی دل داره

کلاغم دل داره

مورچه هم دل داره

سنگم دل داره

پانداهم دل داره

لیلی ام دل داره

علی ام دل داره

تو بگو چی دل نداره

همه دل دارند

 

خدا تو چه دلی داری که از دلت یه تیکه به همه دادی

چه روحی داری که از روحت به همه دمیدی

همه چی تو

بهترین ، نقاش، خیاط، کارکردان، آهنگساز،

کار آدمی  کپی از ، همان شاگردی

همه افراد خوشبخت خدا را در دل دارند؛ پس تو را چه غم که اینقدراحساس تنهایی میکنی؛ بدان در تنها ترین لحظات و در هر شرایط خداوند با توست...


 

درسته اغلانیت خیلی خوبه، و فرشته تک بعدی و عقل بر او حاکم است. اما

ترکیب تو ای انسان از  عقل و دل است، می گویند عقل و غرایز

 

خدا وقتی تو را می خواهد .. از تو دل می خواهد

با دل بیا، دلی هدایت شده، دلی شیدا، دلی شکسته، در عبادت ...

 یه طنز برای زیاد جدی نبودن.

جدی بودن تو هدفمند بودنه ، که جای بحث داره. و جدی بودن زیاد دچار منیت می شیم.

 یکی می خواست گواهی نامه بگیره ، یک بار روفت ، رد شد، دو، چند بار رفت رد شد>

یک روز افسر تو خیابون می گیرتش ، افسره میگه ، گواهینامه:

اون یک داستان ما می گه: جناب سروان دادی که بگیری.

 

ولی خدا تو دل دادی ، خساست از منه اگر چیزی که دادی رو بهت ندم..

دلو می گم

دلت رو به خدا بده

نیاز تو ، صلاحت رو ، اون بهتر می دونه

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

اوست باید شود دستگیر He should be helper  وینبغی أن تساعد

همه چیز اوست He is everything  انه هو کل شیء

یا حق Or right



تاريخ : یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ | ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

غول این مرحله رو کشتم

 

هنوزم یه جون دارم

مرحله ی بعدی لدفن

 

ورزش اعصاب میخوای؟

 

صبا بیا تو ترافیک

اعصابت آرنولد میشه قشنگ

خدا گفته ارحم ترحم

رحم کن تا بهت رحم کنم

 

دیر شده بود پارکینک دیگه جا نداشت، یک دوتا چراغ زدند گفتند جا نیست با دستاشون گفتند نیا تو.. راه دادم رفتند بیرون.. جلوتر رفتم دوتا ماشین دیگه جلوم بودند چراغ زدند بیان بیرون.. راه نداشتم نه عقب برم نه .. سمت چپم مجبور شدم بپیچم که راه بدم .. و باز مجبور شدم تا ته این مسیر باریک که ماشین ها ساختند رو برم که تا این  کوچه تنگ که ماشینها با پارک کردنشون درست کردند رسیدم دیدم یه جایی هست. اندازه درست یه ماشین.. .. ارحم ترحم .. معنی من راه بده تا بهت راه بدم

باز بگو تنهام.. دلمو شکستند ... نشستم تماشا به نوشته های تو.. همین

 



تاريخ : یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

اصل قضیه مورفی یه تنوع ذائقه ذهنی منبع هم کپی 

 

موندم بد جوری هم موندم که چرا دنیای ما این طوریه و خدا چرا دنیای ما و سرشت آدمی رو چنین آفریده : اونی که تشنه ی محبته هیچ محبتی بهش نمیشه اونی که بهش محبت میشه قدر محبت رو نمیدونه اونی که دوست داره که دوست داشته باشنش هیچکی دوسش نداره اونی رو که خیلی دوسش دارن طاقچه بالا میزاره و خودشو لوس میکنه اونی که خوش فکره و فهیم گرفتار یه آدم کج فهم میشه اونی که احساستی و عاشق پیشه است گرفتار یه آدم سرد و بی روح میشه اونی که اهل گردش و تفریح گیر  یه آدم عزلت نشین و گوشه گیر میفته اونی خوشحال با یه اهل غم زندگی میکنه اونی که شاده با یه غمگین اونی که خوشگله با یه هیولا اون چیزی که مردم میخوان و دلشون به اون تمایل داره دقیقا" برعکسش اتفاق میفته ظالم همیشه سالمه و بیشتر درد و مرض ها برای بدبخت بیچاره هاست و به قول معروف هر چی سنگه مال پای لنگه هر غذای خوشمزه ای برای سلامتی ضرر داره هر چیز ممنوع باحاله و دوست داشتنی و وسوسه انگیز و امور حلال کسل کننده و بی حال اونجا که آدم باید حرف بزنه لال میشه و اونجایی که باید دهن آدم هم باشه پرچونه میشه و دردسر برای خودش درست میکنه اونایی رو که دوست داریشون نمیتونی تمام وقت باهاشون باشی و اونایی که معاشرت باهاشون برات عذابه دم به دم جلوی چشمت سبز میشن زن لاغر دوست داری زن چاق قسمتت میشه چاق دوست داری لاغر قد بلند دوست داری کوتاه و قد کوتاه نردبوم زن سفید میخوای سبزه قسنتت میشه زن گندمی دوست داری سفید شیر برنجی قسمتت میشه شوهر پولدار میکنی و فکر میکنی همه چی آرومه یهو شوهره کلاه بردار در میاد و بدبخت و ندار میشه فکر میکنی شوهرت تکه و فقط مال خودته و سر به راهه بعد از چند وقت سند خیانت هاش رو میشه و خیط میشی از بقیه ی برادر و خواهرهات بیشتر به پدر و ماردت احترام میزاری و بهشون میرسی بین تو اونا فرق میزارن و حالت رو میگیرن بچه نمیخوای خانمت دو قلو میاره میخوای بچه دار نمیشی و باید دوا درمون کنی پسر میخوای دختر خدا بهت میده میگی دومی پسر میشه و بازم دختر میشه و تا چشم وا کنی میبینی ۵ تا دختر داری دختر میخوای پسر خدا بهت میده پسر خواستی خدا بهت پسر داده بزرگ میشه باباتو میاره جلوی چشت یا معتاد میشه میفته تو جوب یا درس نمیخونه گریه تو درمیاره یا دنبال ناموس مردم میفته و سرافکنده ات میکنه دختر میخوای دختر دار میشی بزرگ میشه باید چهار چشمی مواظبش باشی که گرگهای بیرون نخورنش با هزار تا مواظبت شوهرش میدی و فکر میکنی راحت شدی دامادت عوضی از آب در میاد و دخترت رو میزنه میری میزنی تو گوش دامادت و میگیریش زیر مشت و لگد یه جاش عیب میکنه و میبرنت زندان تازه اونجا دخترت میاد ملاقات میرینه تو اعصابت که چی؟ که چرا شوهرش رو زدی برای پسرت با هزار آرزو و زحمت زن میگیری عروست با زنت نمیسازه زنت میگه پسرم رو زفت کرده به عروست محبت میکنی زنت حالتو میگیره نمیکنی پسرت میگه بابا شما احساس نداری پول دار میشی . فکر میکنی که دیگه دوران خوشیته میری یه چند پرس چلوکباب که همیشه عقدشو داشتی میخوری بعدش بالا میاری و معده ات میسوزه میری دکتر میفهمی زخم معده داری و باید مراعات غذاتو بکنی ماشین مدل بالا میخری و باهاش پز میدی چشمت میزنن تصادف میکنی آه دنیا چی بگم که نمیزاری یه آب خوشی از گلومون پایین بره و هر نوشی نیشی به همراه داره و هر شادی پشتش غصه است و هر خنده ای پشتش گریه تازه باید روزی هزار بار هم خدا رو شکر کنیم که یه موقع بدتر از این نشه و در حقیقت از ترسمونه که شکوه نمیکنیم.

ای چرخ و فلک خرابی از کینه ی توست

بیداگری شیوه ی دیرینه ی توست

آه از من و از این همه بی صفتی

وای بر تو این چرخ بد آیینه ی توست

البته این منفی بافیه. برای تغییر ذائقه بخون

 


از وبلاگ http://rendaneha.persianblog.ir//



تاريخ : یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا

این کهکشان و کائنات در حال انبساط و دور شدن از همدیگرند. عالم در حال انبساط و نا محدود شدنه.(هست) ما آدم ها هم از وقتی که به  دنیا می آییم در حال انبساط (فکری و جسمی) و بعد دور شدن از خانواده و فامیل هستیم. آخر یک ستاره روزی خاموش میشه، ما آدمها هم،

تو نمی تونی بد باشی .. تو همینطوری هستی

شاید یادم نیست.. شاید

موسی وقتی تو بچگی تو آزمایش فرعون بود ، داشت سمت طلا می رفت.. امر کردی فرشته وحی موسی را دستش رو بگیره ببره تو آتیش بزاره..

 خدا وقتی  جانت رو بگیره باز در روز معاد زنده ات می کنه

وقتی حالت بد می شه باز خوب می شی ، داستان پاییز و زمستان و بهاره

شیرینی بعد از احساس دل گرفتگیرو احساس کنی.. ناراحت نمی شی که دلت گرفته

سپیده صبح وقتی که شب به اوج تاریکی خودش رسیده و خواب تو هم به اوج عمق خودش .. دیدی خواب صبح شیرینتره و دل کندن سخت تر

هوای ابری ، وقتی خورشید از بین اون انشعاب پیدا می کنه ، او حاله های زیبا چقدر زیبان، منتظر اون لحظه زندگیت باش

پایان شب سیه سپید است.

حتی اگر دلت شکست. می دونی خدا به گفته خودش در قلب های شکست است

الله فی قلوب منکسره، در هر سختی خدا خیری قرار داده

اعتماد کن بهش. باور کن اگر به معمایی رسیدی ، به در بسته ای شروع مرحله بعدی بازیه زندگیه..

موسیقی با ریتم های بالا و پایینش زیباست و دستگاههای آوا و زندگی هم اگر یکنواخت شه خسته کننده میشه

 

 



تاريخ : شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ | ٥:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

حواسمون باشه ، دل کسی رو نشکنیم

 

حواسمون باشه ، زود قضاوت نکنیم

حواسمون باشه ، یک لقمه نون بخوریم ولی حلال باشه

حواسمون باشه ، هر دوستی دوست خوب نیست

حواسمون باشه ، با آبروی کسی بازی نکنیم

حواسمون باشه ، آموزهامونو به دیگران انتقال بدیم

حواسمون باشه ، ناامیدی برادر مرگه

حواسمون باشه ، پناهگاه باشیم 

حواسمون باشه ، یکروزی از این دنیا میریم

یک خدایی هست

حواستون هست ؟

 

 

 



تاريخ : شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ | ۳:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدا آن حس زیباست که در تاریکی صحرا ، آنگاه که هراس مرگ میدزدد سکوتت را ، یکی مثل نسیم دشت آرام میگوید کنارت هستم ای تنها .

 

 



تاريخ : شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠ | ٧:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

چه در چشم هایت داری؟

چه در قلبت داری؟

چه در ذهنت داری؟

یک ساعت فکر کردن، برابر 70 سال عبادت

چه در فکرت داری؟

عشق یعنی همین

برای خدا چه داری؟

خدا همه چیز را برای تو آفریده و تو را برای خود

بهترین باش، بخاطر خدا 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدا دوست دارم

خدا زیباست و زیباییها را دوست دارد.

زیبا فکر کن، تا زیبا شوی.

وقتی بدنبا می آیی دندون ندالی... خوب دندون ندالی بچگونه حرف مزنی..

وقتی پیر میشی باز دندون ندالی... خوب دندون ندالی بچگونه حلف می زنی..

مهربان باش.

خوب خدا..

عبادت درونی

عبادت ذهنی داشته باش..

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بهشت آنجاست که آزاری نباشد

کسی کاری با کاری نباشد

روزهای زندگی هدیه خداست به آدمها.

و چگونه گذراندن روزها هدیه آدمها به خداست...

 



تاريخ : یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ | ۳:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

در محل کار لبخند بزنید و به هر کس که می‌بینید بگویید صبح بخیر

بله به تمام کسانی که از کنار شما رد می‌شوند

لبخند بزنید و سلام و صبح بخیر بگویید

حتی اگر لبخندتان در ابتدا مصنوعی باشد

به زودی طبیعی می‌شود



لبخند زدن، مسری است و شما می‌توانید با یک لبخند ساده

آن را به تمام دوستان و همکاران خود سرایت دهید

و نشاط و روحیه را به آنها هم هدیه کنید



بیشتر ما کودکی‌هایمان را به خاطر داریم

شاد بودیم و پُر انرژی

امّا گویا هر چه جلوتر می‌رویم

بیشتر در باتلاق مشکلات گرفتار می‌شویم

و فراموش می‌کنیم که با فرو رفتن در این باتلاق

نشاط و شادی کودکی‌مان از دست می‌ رود



قدرت حرکت ما و در حقیقت دو بال پرواز و اوج ما

یکی با نشاط و شادابی است

و دیگری امید به اوج و رسیدن به آبی بیکران



تا می‌توانید از بعضی افسانه‌های پوچ و تخیلات رویایی چشم بپوشانید

و آنها را به حال خودشان بگذارید

اگر شما در هر لحظه برای یک چیز ارزشمند زندگی می‌کنید، قطعا در زندگی هدف دارید

بنابراین شما شخص باهوش و روشنفکری هستید

این طبیعی است که در زندگی

هر کس حتما به مسئله‌ای برخورد خواهد کرد



امّا حل کردن مسئله یک عامل مؤثر در شادکامی شماست

ولی هرگاه آن مسئله خارج از قدرت و توانایی شما بود

انگیزه شاد زیستن را انتخاب کنید



از غم و انزوا دوری کنید

و با خود تکرار کنید که با یک مسئله روبرو هستید

نه یک مشکل

و مسئله قابل حل است



آرام و شاد باشید


آنگاه خواهید دید که چه معجزه ‌آسا راه ‌حل ها برایتان روشن خواهد شد


از کسب آرامش و شادی غافل نشوید




تاريخ : یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 
 
 
من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید
 
خدا گفت : نه
 

 
 
  آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در
 
برابرشان پایداری کنی


من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد
 
خدا گفت : نه

 
 
 روح تو کامل است . بدن تو موقتی است


من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد

 

 

 

خدا گفت : نه

 
 
  شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است


من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد
 
خدا گفت : نه

 
 
 
من به تو برکت می دهم
 
خوشبختی به خودت بستگی دارد


من از خدا خواستم تا از درد ها
 
آزادم سازد
 
خدا گفت : نه

 
 
 
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد


من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
 
 
خدا گفت : نه

 
 
 
تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی


من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید
 
خدا گفت : نه

من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری


من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران را همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته
 
باشم
خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی

 
 
  امروز روز تو خواهد بود
 
آن را هدر نده

باشد که خداوند تو را برکت دهد...

برای دنیا ممکن است تو فقط یک نفر باشی ولی برای یک نفر، تو ممکن است به اندازۀ دنیا
 
ارزش داشته باشی

داوری نکن تا داوری نشوی . آنچه را رخ می دهد درک کن و بدان که برکت خواهی یافت

 

 



تاريخ : یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

مراقب باش دل کسی رو نشکنی

دل حریم کبریاست

 

 



تاريخ : شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

هر وقت هیزم خواستی برای اجاقت، تبرت رو بردار، برو جنگل، درخت بنداز، هیزمت رو بردار.

درسته همه کارها را نمی شه خودت انجام بدی..کار را باید به کاردان سپرد و  واسطه ای لازمه بعضی وقتها.

ولی

یادت باشه.. تا می تونی دستت را رو زانوی خودت بزار و یاعلی بگو

 



تاريخ : شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ | ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

اولین روز بارانی را به خاطر داری غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم ،دویدیم و به شالاپ شولوپ های گل آلود ،عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی میکردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس شده بود

سومین روز چطور؟گفتی سرت درد میکند و حوصله نداری سرما بخوری چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من خیس شد و و و ....

چند روز پیش را چطور؟؟که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پینهای چتر توی چشممان نرود دو قدم دورتر راه برویم فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو دکتر شریعتی{-3-}

 

 



تاريخ : شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ | ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

وقتی با والدین خود مهربان باشی با آنان نرم و آرام و ملایم و مهربان سخن بگویی و رفتار کنی.آنگاه که تو ناتوان بودی آنان تورا از مهر و محبت خویش سیراب کردند تا تو را توانگر ساختند و اینک تو آنان را از محبت خود سیراب کنی.

وقتی با همسایه،همکلاسی،همکار با همه و همه با هر که می بینی خوب و مهربان باشی و همواره یادت باشد که آنان فامیل های دور تو هستند از یک پدر و مادر(آدم و حوا). و یادت باشد که خداوند در آفرینش دیگران همانقدر عشق صرف کرده است که در آفرینش تو.وقتی با محبت به خلق خدا،خداوند را خشنود سازی.

وقتی مراقب باشی از شیطان آشکار و بزرگ درونت که فرمود در سوره یس ای بنی آدم شیطان عدو مبین و آشکار شماست.در افکارت بر دیگران سو ظن و بدگمانی نداشته باشی و فکر بد نکنی.وقتی مراقب کلامت باشی دروغ نگویی،غیبت نکنی،تهمت نزنی،کسی را نرنجانی.مسخره نکنی.دشنام ندهی.وقتی مراقب رفتارت باشی که از صراط مستقیم دور نشی،از حلال خداوند فاصله نگیری.

وقتی واجبات را عمل نمایی تمام و صحیح و کامل.وقتی گناهان را، تمام گناهان را ترک کنی.وقتی از گناهانی که در گذشته انجام داده ای توبه کنی.وقتی به بخشایش و رحمت خداوند امیدوار باشی.

امیر المومنین علی علیه السلام فرمود:هرکس رابطه خود با خدا را خوب کند،خداوند رابطه او با مردم را خوب می کند.

وقتی برای نمازت ارزش قائل باشی.وقتی برای خداوند و یاد او در اول وقت ارزش قائل باشی و نمازت را همیشه اول وقت بخوانی.وقتی نمازت را با طمانینه و آرامش و تمرکز بخوانی.

وقتی با خواندن قرآن به سخنان خداوند گوش دهی، هم از زیبایی الفاظ آن بهره مند شوی و در جانت نفوذ کند و هم از معانی والای آن بهره بگیری.

 



تاريخ : شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠ | ٧:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

قرار نیست دربرابر تکبر خودت را کوچک کنی.

در مقابل محبت یک طرفه ، خاری نتیجه توست . از مولا علی

حضرت رسول جواب دشمنش رو با محبت می ده.

جاذبه و دافعه. اصل بر جاذبه است.

از محبت خارها گل می شود.

اما برای کسی بمیر که برات تب کنه.

محبت آدمها را ارتقاء میده،

احدی که با تو بستم هرگز شکستنی نیست ، لازم به بستنی نیست.

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد. خواهان کسی باش که خواهان تو باشد.

تازیانه سلوک. ..

گرچه میگفت که زارت بکشم میدیدم / که نهانش نظری با من دلسوخته بود

مثالی بر معنی شعر :مادر دیدی به طفلش می گه می کشمت.. اما نهانش با دل فرزندش بود.

اگر با من نبودش میلی.

 

امان از محبت های یکطرفه.. مراقب دل خودت و دیگران باش.

راز دل همین است . کافیست

انار دلت ترک بخورد.

 

 

 I know, I think, well, you

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

محبت مثل آب، اگر بیش از حد پای گل بریزیم، ریشش می گنده.

 



تاريخ : چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

I pray you succeed



تاريخ : چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ | ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

اگر تنها شدی ، خودت را پیدا کن. می دونستی گمشده خود تو هستی. پیامبر خدا 40 شبانه روز در تنهایی خود به خدا رسید ، کوه نور ، غار حرا، واسه چی 3 روز در ماه رجب می ری اعتکاف.. چرا یک ماه روزه .. راز دوری ، یا تنهایی..

سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد   وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد
گوهری کز صدف کُوْن و مکان بیرون است   طلب از گمشدگانِ لبِ دریا می‌کرد
مشکل خویش برِ پیرِ مُغان بردم دوش   کو به تایید نظر حل معما می‌کرد
دیدمش خرم و خندان، قدحِ باده به دست   و اندر آن آینه صد گونه تماشا می‌کرد
گفتم: «این جام جهان بین به تو کِی داد حکیم؟»   گفت: «آن روز که این گنبد مینا می‌کرد»
بی‌دلی، در همه احوال، خدا با او بود   او نمی‌دیدش و از دور "خدایا" می‌کرد
این همه شعبده خویش که می‌کرد اینجا   سامری پیش عصا و ید بیضا می‌کرد
گفت: «آن یار، کز او گشت سر دار بلند،   جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد»
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید   دیگران هم بکنند آن چه مسیحا می‌کرد
گفتمش «سلسله زلف بتان از پی چیست؟»   گفت: «حافظ گله‌ای از دل شیدا می‌کرد!»

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

یادمون میره اون چیزی که امروز داریم ، رویای بزرگ و شیرین و دست نیافتنی دیروزمون بوده

بعضی خواسته هامون چه رازی داره که رسیدن بهش طولانی میشه..

شیرینی رسیدن به رویامون وقتی شیرین تر میشه که ...

 مثل کوزت تو رویای عروسک پشت ویترین مغازه..

 می دیدش ، حسش می کرد...

تا روزی که ژان می بینه که کوزت تو آرزوی عروسک پشت شیشه ای که هر روز به اون نگاه می کنه.

حالا فکر می کنی ، خدای خالق تو ، نمی بینه تو هم تو آرزوی ....

 

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ | ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم تو را می‌بینم و میلم زیادت می‌شود هر دم
به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری به درمانم نمی‌کوشی نمی‌دانی مگر دردم
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم که بر خاکم روان گردی به گرد دامنت گردم
فرورفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی دمار از من برآوردی نمی‌گویی برآوردم
شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم رخت می‌دیدم و جامی هلالی باز می‌خوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده چو گرمی از تو می‌بینم چه باک از خصم دم سردم


تاريخ : سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠ | ٧:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

اما زندگی یعنی همش ریسک،

مثل بندبازی می مونه روی طناب ، به پایین نگاه نکن، به ارتفاع و به افتادن فکر نکن

زندگی با همه اتفاقاتش زیباست

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق.
خدا جهان را رنگ کرده است. رنگ عشق.
و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد.
از هر طرف که بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.
اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی‌پروا بگذر،
که خدا کسی را دوست‌تر دارد که لباسش رنگی‌تر است.

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ، ظرف امروز پر از بودن توست ، زندگی را دریاب...
همیشه سعی کن لبخند بر لبانت,عشق در قلبت, لطف در نگاهت, محبت در چهره ات, بخشش در رفتارت وحق در زبانت جاری باشد و بس.



 



تاريخ : دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند   چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند
مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس   توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند
گوییا باور نمی‌دارند روز داوری   کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند
یا رب این نودولتان را بر خر خودشان نشان   کاین همه ناز از غلام ترک و استر می‌کنند
ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان   می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر می‌کنند
حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد   زمره دیگر به عشق از غیب سر بر می‌کنند
بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی   کاندر آن جا طینت آدم مخمر می‌کنند
صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت   قدسیان گویی که شعر حافظ از بر می‌کنند

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ | ٩:۳٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 
یاری اندر کس نمیبینم یاران را چه شد

دوستی کی آخر آمد،دوستداران را چه شد

      آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست      

 

   خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد    

 

    کس نمی گوید که یاری داشت حق دوستی       

 

حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد

 

لعلی از کان مروت برنیامد سالهاست    

 

تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

 

  شهر یاران بود و خاک مهربان این دیار    

مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد  

 

   گوی توفیق و کرامت در میان افکنده اند       

 

 کس به میدان در نمی آید سواران را چه شد   

 

   صد هزارن گل شکفت و بانگ مرغی بر نخاست     

 

عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد 

زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت

کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

 

   حافظ اسرار الهی کس نمی داند خموش    

از که میپرسی که دور روزگاران را چه شد

حافظ

 



تاريخ : دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ | ٩:٠٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بنام هستی بخش توانا

همیشه سعی کن لبخند بر لبانت,عشق در قلبت, لطف در نگاهت, محبت در چهره ات, بخشش در رفتارت وحق در زبانت جاری باشد و بس.

با طلوع هر صبح فکر کن تازه به دنیا آمدی و مهربان باش و دوست بدار، شاید فردایی نباشد.

زندگی شوق رسیدن به همان فردایست که نخواهد آمد تو نه در دیروزی و نه در فردایی ، ظرف امروز پر از بودن توست ، زندگی را دریاب...

خودت باش و خودت را آنگونه که هستی دوست بدار حتی اگر مجبور باشی برای خود بودن بهای سنگینی بپردازی این بها را بپرداز و خودت باش.

در و دیوار دنیا رنگی است. رنگ عشق.
خدا جهان را رنگ کرده است. رنگ عشق.
و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد.
از هر طرف که بگذری، لباست به گوشه‌ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.
اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی‌پروا بگذر،
که خدا کسی را دوست‌تر دارد که لباسش رنگی‌تر است.


گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق می ورزند ،زمان را آغاز و پایانی نیست.

بزرگترین غمها همیشه پشت خنده های دروغین گم می شود، زیباترین احساسها همواره با توقعات بیجا اشتباه می شود. در زمانه ای که بر لبها مهر سکوت خورده ، شادیها حتی واقعی ترینشان بوی غم می دهند، هستند کسانی که با حرفهایشان احساسهای فراموش شده را بیدار می کنند، کسانی که به معصومیت بره اعتقاد دارند، به عشقی که مثل باد در دل گندم می پیچد و آن را می لرزاند اعتقاد دارند.

 



تاريخ : دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ | ٩:٠۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آن که دندان دهد ، نان دهد.. آن که من و خلق کرده فکر روزیمون هم هست. آن که این دلو آفرید.. فکر دل همراهش هم هست.. کسی بهت بی ادبی .. یا زور میگه.. فکر اون هم هست.. فکر می کنی فقط تو دل داری. فقط به تو گفتند بالای چشمت ابروئه ... تازه می فهمی که لقمان چرا لقمان شد.. وقتی حالتو بگیرند.. چیزی نتونی بگی ، بخاطر شعورت ، بخاطر خیلی چیزای دیگه.. تازه دلت می گیره چرا درد و دلش رو به چاه می گفت.. شاید می خواد بگه فراموشش کردی..  

یکی طفل دندان برآورده بود   پدر سر به فکرت فرو برده بود
که من نان و برگ از کجا آرمش؟   مروت نباشد که بگذارمش
چو بیچاره گفت این سخن، پیش جفت   نگر تا زن او را چه مردانه گفت:
مخور هول ابلیس تا جان دهد   همان کس که دندان دهد نان دهد
تواناست آخر خداوند روز   که روزی رساند، تو چندین مسوز
نگارنده‌ی کودک اندر شکم   نویسنده عمر و روزی است هم
خداوندگاری که عبدی خرید   بدارد، فکیف آن که عبد آفرید
تو را نیست این تکیه بر کردگار   که مملوک را بر خداوندگار
شنیدی که در روزگار قدیم   شدی سنگ در دست ابدال سیم
نپنداری این قول معقول نیست   چو راضی شدی سیم و سنگت یکی است
چو طفل اندرون دارد از حرص پاک   چه مشتی زرش پیش همت چه خاک
خبر ده به درویش سلطان پرست   که سلطان ز درویش مسکین ترست
گدا را کند یک درم سیم سیر   فریدون به ملک عجم نیم سیر
نگهبانی ملک و دولت بلاست   گدا پادشاه است و نامش گداست
گدایی که بر خاطرش بند نیست   به از پادشاهی که خرسند نیست
بخسبند خوش روستایی و جفت   به ذوقی که سلطان در ایوان نخفت
اگر پادشاه است و گر پینه دوز   چو خفتند گردد شب هر دو روز
چو سیلاب خواب آمد و مرد برد   چه بر تخت سلطان، چه بر دشت کرد
چو بینی توانگر سر از کبر مست   برو شکر یزدان کن ای تنگدست
نداری بحمدالله آن دسترس   که برخیزد از دستت آزار کس


تاريخ : دوشنبه ٢ آبان ۱۳٩٠ | ٧:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا تا وقتی تو هستی ، ما هم هستیم.

چه غم تا وقتی روزی خور تو هستیم.

درد تو ، درمان تو،



تاريخ : یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ | ٦:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

God wants you for himself, and everything for you

 



تاريخ : یکشنبه ۱ آبان ۱۳٩٠ | ٧:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.