من که مللول گشتمی از نفس فرشتگان

 

حافظ ، مولانا، خیلی ها وقتی دلشون ..

می گویند بعضی وقتها دل شکسته مومن ،

عطرخوش آسمون فرشته هاست

 

 



تاريخ : شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ | ۱٢:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

حافظ خوشا به حالت ، با شاخه نباتت..

 



تاريخ : شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ | ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خانه خدا را می گویند:

نه همت است

نه قسمت است

بلکه

دعوت است

 

 



تاريخ : شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٥۳ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است

ورنه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست!

 



تاريخ : شنبه ۳٠ مهر ۱۳٩٠ | ٧:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا

 

ایوب پیامبر حقشه عاقبت به خیری، چه صبری داشت

صبر ندارم یا دلم تنگ شده.

من نمی دونم اینجا ته چاه یوسفه که آخرش نجات و عاقبت بخیر شد.

یا جایی که عرب نی انداخت

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ٦:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خوب و بد در مقابل هم هستند همیشه.

درستش این است که در یک تیم، مقابل هم نباشیم. کنار هم باشیم.

اما دو تا خوب در مقابل هم قرار می گیرند.

میشه داستان رستم و سهراب...

دلت وقتی می سوزه که سهراب شدی یا سهرابت تو آغوشته و منتظر نوشدارو

 

 

 

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ٥:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 
مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش
 

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

بر جفای خار هجران صبر بلبل بایدش

ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال

مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل بایدش

رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار

کار ملک است آن که تدبیر و تامل بایدش

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست

راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام

هر که روی یاسمین و جعد سنبل بایدش

نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید

این دل شوریده تا آن جعد و کاکل بایدش

ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند

دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش

کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود

عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ٢:۱٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدا نکنه سرمایه خندهامون ، گریه بنده ها باشه

با هم بخندیم، به هم نخندیم.

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

Hearted, to wait



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

سکوت و حیاء تو

 

ماه و دیدی تو تاریکی آسمون

شب تار آسمون مثل حجابت

صورتت میشه ماه

Face like the moon

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

زندگی آنقدر جدی نیست،

جدی می گیریم به خطا می افتیم.

 

داشتم فکر می کردم  اگه لیلی جای مجنون بود چکار می کرد.

 

صبر از آن کیست..گذشت.. این وسط مزاحم ها

 

مثل یه خواب زمستانی باید بزاری همه چی بگذار و بگذرد..

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

سکوت و حیاء تو

 

ماه و دیدی تو تاریکی آسمون

شب تار آسمون مثل حجابت

صورتت میشه ماه

Face like the moon

خدا لیلی من کجاست

صبر و آه من،

همون دلگیری شبه

اشکم شبنم روی برگ

...

خدا تو که مهربونی

دوست دارم خدا

تو نقاش

 

بالاترین و مهربانترین بعد خودت

مادر

 

 یا علی چقدر خوبه اینجا ایرانه

رضا چه محربونه

محسنت سلام می رسونه

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠ | ٧:٤٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدا حوا را آفرید که آدم تنها نمونه

اگر حوا با این حرف ناراحت میشه

خدا هر دو را آفرید تا آنها تنها نباشند.

اینجوری بهتر شد

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ | ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

کوه یخ غرورت وقتی داره ذوب میشه

میشه اشک

وقتی بشکنه میشه گریه

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خشم برادر کفر  است

His anger is blasphemy

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠ | ۸:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا خودت گفتی

ادعونی استجب لکم

I'm here to answer your

گفتی اگر بخواهیم ، واقعاً بخواهیم، بدست خواهیم آورد.

عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ

هر آیینه من نزدیکم اجابت می کنم دعای طلب کننده را

Every time I'm near, I answer, ask for prayer

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٥۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

هم دلی از هم زبانی بهتر است

The heart of the language is better

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ | ٩:۳٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

کلام تو عصای معجزه گر توست

Your word is your wand Miracle

دعا سلاح مومن است

God is faithful arms

از او بخواه

Ask him

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٥ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

تقصیر تقدیر یه کم

Appreciate something a little

 

 

 

 



تاريخ : یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٠ | ٤:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

سعی صفا و مروه  بین الحرمین

می دانی چیست؟

حاجیان جمعند دور هم همه

پس کجا رفته حسین فاطمه

حاجیان رفتند یک سر در منا

پس چرا او رفته سوی کربلا

او به جای موی سر،‌ سر می دهد

قاسم و عباس و اکبر می دهد

سعی حج او صفا با خنجر است

مروه اش قبر علی اصغر است

 

 

من وفالی دوستلارون مبتلاسی اولموشام

 

آشنا، بیگانه نین انگشت نماسی اولموشام

 

ادعاسیز عاشقم، آچ  سینمی، باخ قلبیمه

 

دوستبازام، من دوستلار فداسی اولموشام

 



تاريخ : شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ | ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

مرا به رویاهایم ببر

Take me to my dreams

 

 



تاريخ : شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ | ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

First of all, I desire you to fall in love

If so, someone loves you

If not, your loneliness be short

And you do not hate anybody in your life

I am hopping such a thing does not happen to you

But sometimes may be, thus never lose hope

I wish you some friends

Both good and unstable

Some friendly and some unfriendly

That at least one of them be truthful

And you can rely on him

I desire you some enemy, neither more nor less

Because life is like this

These enemies often ask you about your believes

I wish one of them complaints about you

And his objection will be right

To not be proud of you, yourself

 

 



تاريخ : شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ | ۸:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

من وفالی دوستلارون مبتلاسی اولموشام

آشنا، بیگانه نین انگشت نماسی اولموشام

ادعاسیز عاشقم، آچ  سینمی، باخ قلبیمه

دوستبازام، من دوستلار فداسی اولموشام

 



تاريخ : شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ | ۸:۳٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

در زمانهای بسیار دور زمانی که هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود، همه فضیلت ها در همه جا شناور بودند. روزی همه آنها دور هم جمع شده بودند ناگهان یکی از آنها ایستاد و گفت بیایید یک بازی کنیم مثلاً قایم باشک.

همه از این پیشنهاد خوشحال شدند و دیوانگی فوراً فریاد زد من چشم میگذارم... من چشم میگذارم... و از آنجا که هیچ کس نمیخواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع به شمردن کرد یک، دو، سه...

 

همه رفتند و در جایی پنهان شدند...

لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد.

خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد.

اصالت در میان ابرها مخفی گشت.

 

هوس به مرکز زمین رفت.

طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود رفت

و دیوانگی مشغول شمردن بود هفتادونه، هشتاد...

همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره سردرگم بود و نمیتوانست تصمیم بگُیرد و جای تعجب هم نیست زیرا همه میدانیم که پنهان کردن عشق مشکل است.

در همین حال دیوانگی به پایان شمارش میرسید نود و پنج، نود و شش، نود و.....

 

هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید بربالین یک بوته ی گل سرخ وپنهان شد.

دیوانگی فریاد زد "دارم میام" و او اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود زیرا تنبلیش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود. هوس در مرکز زمین بود. یکی یکی همه پیدا شدند به جزعشق، او از یافتن عشق ناامید شده بود.

حسادت درگوشش زمزمه می کرد تو باید فقط عشق را پیدا کنی او پشت بوته گل رز پنهان شده است.

دیوانگی شاخه ای خشک از تنه ی درختی کند و با شدت و هیجان زیاد آن را در بوته ی گل سرخ فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله متوقف شد.

عشق از پشت بوته بیرون آمد، با دستهایش صورت خود را پوشانده بود و ازمیان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد.

دیوانگی گفت: من چه کردم ؟ چگونه میتوانم تو را درمان کنم 

عشق پاسخ داد تو نمیتوانی مرا درمان کنی اما اگر میخواهی کاری بکنی راهنمای من باش.

 

«این گونه است که از آن روز به بعدعشق کور است ودیوانگی همواره در کنار اوست.»

 



تاريخ : شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٠ | ۸:۱٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آیا مادرم را می شناسید؟

 

 

     اگر دیدید زنی در بهترین دوران جوانی...

                       یک دست به پهلو دارد

                                     و یک دست به دیوار ..

                                                      بدانید مادر من است ...

 

یا زهرا به فرزندت رضا بگو من از آهو کمترم

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ | ٦:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

همیشه صبور باش اما نه

بعضی وقتها

صبر نکن سال تمام شه یک سال جدید شروع شه

خودت یه هفت سین بساز تو سفره دلت

بشین دو زانو با احترام روی جمال توصیف نشدنیش

بگو

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الا احسن الحال

صبر نکن شب قدر شه

هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی

صبر نکن

اول تو سلام بگو

که 70 به 1 این سلام....



 



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ | ۱۱:۳٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

نکته زندگی

 

اگر من مثل تو فکر می کردم خدا تو را خلق نمی کرد

 هر یک از ما یگانه هستیم. مثل اثر انگشت ات ، D N A و ...

می دانی مبادله در این دنیا بر اساس پول است

و در آخرت بر اساس خوبی  و بدی های مان

در آخرت اگر کسی به کسی به هر شکلی بدهکار یا طلبکار باشد ، به حکم عدالت خداوند مبادله صورت  می گیرد یا از خوبی بدهکار برداشته به طلبکار می دهند ، با از بدی های طلبکار به بدهکار می دهند.

حالا فکر می کنی در این دنیا هم آنطور نباشد.

خب

در این دنیا یا با پول یا به شکلی مادی جبران می شود

یا شکلی که با این چیزها نشود . توضیحی دهم که

ما از انرژی هستیم و حیات ما از انرژی است و به قول انشتین انرژی از بین نمی رود بلکه از شکلی به شکل دیگر در می آید.

حالا اگر ما در این دنیا کسی را متهم یا پیش دستی کنیم که او نتواند کاری کند . یا سر قانون هم کلاه بگذاریم. یا اصلاَ قانون غلط بود . وجدان که درست خواهد گفت .

فکر می کنیم تمام شد.

نه

بر اساس همان انرژی از انرژی مسیر زندگی ظالم به ظلم دیده بر می گردد. و این قانون کائنات است.

(مسیر زندگی یعنی هم خودت هم نسل ها تو)

دیدی کسی بد می خورد زمین بعد که مردانه بلند می شود، واقعاً بلند می شود .

این همان تبادل انرژی است

نکته

 وقتی مهربانی دیگر نمی توانی آرام نباشی. یا ظلم کنی.

پس همیشه مهربان و آرام باش تا دنیا و آخرت ات به خیر باشد

رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ


ای پروردگار ما بده ما را در دنیا خوبی و در آخرت خوبی و نگهدار ما را از عذاب دوزخ.

التماس دعا

 

 

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِِ



هر کس به نحوی با خالق خود راز و نیاز می کند
خداوند در کلام خود به بندگانش یاد می دهد که او را چگونه یاد کنند
در اینجا 17 دعای قرآنی جماوری شده است با ذکر آیه و شماره سوره .

------------------------------------------------------------------------------
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ 2:186

وهنگامی که بپرسند ترا بندگان من در باره من پس هر آیینه من نزدیکم اجابت می کنم دعای طلب کننده را وقتیکه سوالی کند مرا پس باید قبول کنند حکم مرا و باید ایمان آرند بمن تا ایشان براه نیک آیند.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 2:201

ای پروردگار ما بده ما را در دنیا خوبی و در آخرت خوبی و نگهدار ما را از عذاب دوزخ.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ 2:250

ای پروردگار ما بریز بر ما شکیبا یی و استوار دار قدم های ما را و مدد ده ما را بر گروه کافران.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ 2:286

ای پروردگار ما مگیر ما را اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم.

ای پروردگار ما و بار مکن بر ما بار گران چنانکه نهادی آنرا بر کسانیکه پیش از ما بودند.

ای پروردگار ما و منه بر ما آنچه نیست طاقت ما را به آن و در گذر از ما و بیامرز ما را و رحم کن بر ما تویی پروردگار ما پس نصرت ده ما را بر گروه کافران.

------------------------------------------------------------------------------

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ 3:193

ای پروردگار ما هر آیینه شنیدیم ندا کننده را( به آواز بلند) ندا می کرد بسوی ایمان که ایمان آرید به پروردگارتان ( پس ) ایمان آوردیم ای پروردگار ما پس بیامرز بما گناهان ما را و دور گردان از ما بدی های ما را و بیمران ما را با نیکوکاران.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ 3:194

ای پروردگار ما و بده ما را آنچه وعده کرده ای ما را به واسطه پیغمبران خود و رسوا مکن ما را روز قیامت هر آیینه تو خلا ف نمی کنی وعده را.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ 7:23

ای پروردگار ما ستم کردیم بر نفسهای خود و اگر نیامرزی ما را و مهربانی نکنی بر ما البته میباشیم از زیان کاران.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ 7:47

ای پروردگار ما مگردان ما را با گروه ظالمان.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ 7:89

ای پروردگار ما فیصله (حکم) کن در میان ما و در میان قوم ما براستی و تو بهترین حکم کنند‌گانی.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ 7:126

ای پروردگار ما فیصله (حکم) کن در میان ما و در میان قوم ما براستی و تو بهترین حکم کنند‌گانی.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ 10:85-86

ای پروردگار ما ( نگردان ما را محل عذاب ) زور آزمایی مکن با ما برای گروه ستمگاران و نجات بخش ما را برحمت خود از گروه کافران.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ وَمَا یَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَیْءٍ فَی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء 14:38

ای پروردگار ما هر آیینه تو میدانی آنچه پنهان میداریم وآنچه آشکار میکنیم و نیست پوشیده بر خدا هیچ چیزدر زمین و نه در آسمان.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ 14:41

ای پروردگار ما بیامرز مرا و مادر و پدر مرا و مسلمانان را روزیکه قایم شود حساب.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا 18:10

ای پروردگار بده ما را از نزد خود بخششی و آماده ساز برای ما در کار ما درستی ( راهیابی ).

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ 59:10

ای پروردگار ما بیامرز ما را و آن برادران ما را که سبقت کردند بر ما بر ایمان و مگردان در دل ما هیچ کینه به نسبت آنانکه ایمان آورند. ای پروردگار ما هر آیینه تویی بخشاینده با رحم.

------------------------------------------------------------------------------

رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ 60:4

ای پروردگار ما خاص بر تو توکل کردیم و بسوی تو رجوع نمودیم و بسوی تست بازگشت همه.

------------------------------------------------------------------------------

رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَاإِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ 66:8

ای پروردگار ما تمام ده برای ما نور مارا و بیامرز مارا هرآیینه تو بر هر چیر توانایی.

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٠٢ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

به یاد داشته باش که ....



- آنان که تجربه های گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار اشتباهند.

- از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند.

- پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی.

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیری ، اشتباهات جلوی تو را خواهند گرفت




تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ | ۸:٢۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

وقتی روزه ای چه احساس و عطشی داری

این احساس را داشته باش

از این راز در کارها و احساسات بهره بگیر

برای پیروزی و موفقیت می گویند اراده می خواهد

اما برای موفقیت طعم شکست را هم باید خورد

غرورت وقتی شکست، نامرد دیگران نیستند ، نامرد خودت هستی تا خود خدا ندوی

التماسش نکنی نیمه شب

هو رئوف

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٩ مهر ۱۳٩٠ | ۸:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

(حافظ)



تاريخ : یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ | ٥:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

جلوتر از زمان رفتن یعنی ...

دست نوشته | جلوتر از زمان رفتن یعنی ...
 
جلوتر از زمان، یعنی پشت و روی دنیا را دیدن !! کشف کردن، آفریدن، زندگی کردن و....
 

می دانی! جلوتر از زمان رفتن
یعنی بیش تر دوست داشتن، بیش تر مهربان بودن!

جلوتر از زمان رفتن
یعنی بیش تر گام برداشتن، تلاش کردن
لحظه های شاد را بیش تر دیدن
خنده ها را بیش تر کردن

جلوتر از زمان،
یعنی بیش تر حس کردن، نگاه کردن
حتی بیش تر شکرگزار بودن

جلوتر از زمان،
یعنی، پشت و روی دنیا را دیدن!
کشف کردن، آفریدن، زندگی کردن

جلوتر از زمان
یعنی از عشق هم پیشی گرفتن!

 

 



تاريخ : یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ | ٢:۳۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

آموختن

.

.

.

وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز. و دویدن که


آموختی ، پرواز را.


راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از


تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو


اضافه می کند.


 
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و


هر قدر که زودباشی، دیر.


و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا


باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان


گسترده شوی.


من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک


کرم خاکی و پرواز را از یک درخت.


بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در


حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند! پلنگان، دویدن


را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را


از یاد برده بودند.


پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در


پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده


بودند!


اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می


شناخت و کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن


را می فهمید و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز


بسیار می دانست!


آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق


و از اشتیاق به معرفت.


و

 

و

و
وقتی راه رفتن آموختی ، دویدن بیاموز. ودویدن که آموختی


، پرواز را.. راه رفتن بیاموز زیرا هر روز باید از


خودت تا خدا گام برداری. دویدن بیاموز زیرا چه بهتر


که از خودت تا خدا بدوی. و پرواز را یادبگیر زیرا


باید روزی از خودت تا خدا پر بزنی.    

 



تاريخ : یکشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٠ | ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

هر کسی مسوول عمل خودشه

کسانی که سر دو راهی گیر می کنند. تقوا داشته باشند

خدا خودش راه و نشون می ده

معلم خوب اونیکه اندیشیدن رو یاد بده نه اندیشه را

ماهی گیری نا ماهی

آن قدر مهربون باش

تا دیگران برای تو مهم باشند

 

چندیست تمرین میکنم

من می توانم! می شود!

آرام تلقین میکنم.

حالم، نه،  اصلآ خوب نیست...

تا بعد بهتر می شود!!

فکری برای ِ این دل ِ تنهای ِ

 غمگین میکنم.

من می پذیرم رفته ای،

و بر نمی گردی همین!

خود را برای ِ درک این، صد بار تحسین میکنم.

کم کم ز یادم می روی،

این روزگار و رسم اوست!

این جمله را با تلخی اش

صد بار تضمین میکنم. 

چه کسی گفته است: مرد گریه نمی کند ؟ گاهی، فقط باید مرد باشی، تا گریه کنی.

 

این بار یا بمان و نرو یا برو نیا

تا کی همیشه سست خداحافظی کنیم

من خسته ام از این همه تکرار یک مسیر

اینک بمان درست خداحافظی کنیم

می خواستم جواب سلام از تو بشنوم

حالا که میل توست خداحافظی کنیم

وقتی که دست مان یکی و قلبمان دوتاست

باید که دست شست ، خداحافظی کنیم

وقتی سلام بوی رفاقت نمی دهد

بهتر که در نخست خداحافظی کنیم

هز طور مایلی تلفن میل یا پیام

یا از طریق پست خداحافظی کنیم

 

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ | ۱:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

مقصد ما همه یکی هست

فقط راه ها مون فرق می کنه



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ | ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خیلی ها این همه کلاس کنکور می رند .. دستشون درد نکنه موفق باشند

از یه روستا از یکی از شهرهای کوهستانی بود .. تو عمرشم یه کلاس کنکور نرفته بود..

شده بود نفر اول کنکور سراسری. پدر مادر عزیزش هم فارسی را با لحجه روستای خودشون صحبت می کردند..

حالا اینو داشته باش

اون دنیاهم اینطوریه

خیلی ها این دنیا .

وزیر یا وکیل یا مدیر کل .. دستشون در نکنه زحمت می کشند

ولی یه دفعه مثل داستان همون قصاب و حضرت موسی یا یه چیزی مشابه اون

برای خدا داستان های زیبا نوشتن آسونه

یه نفر از یه گوشه دنیا میشه نفر اول عاقبت و آخرت تو محشر

پدر مادرش هم با لحجه زندگی صحبت می کنند

 من که نمی  دونم

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ | ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

زبان یا زیان

همه ما پشت زبانمان پنهان شدیم

اگه ننویسی . حرفی نزنی . نقدی بر تو نیست

به گفته لقمان حکیم . هیچوقت زیانی ندید مگر از زبان خویش

سلامتی می خواهی زبان خویش را نگه دار

مگر این نیست با زبان خوش میشه مار رو از لونش بیرون کشید

 

خدایا اگه جای خوبی بدی دیدی چیکار می کنی؟

خدایا درس سنگین بهم نده

من همینجوری مشق شبم رو ننوشتم

بازم می گم خدایا دل خودت بگیره چکار می کنی؟

 



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ | ٩:٤٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بعضی وقتها یک لیوان آب خنک

یا یه چای لیمو

خدایا دوست دارم همیشه در سجده شکر باشم

چقدر مهربونی با این همه نعمت ها



تاريخ : چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا اگر جای من بودی چکار می کردی

 

خدایا اگر جای من بودی چکار می کردی، سوال حضرت موسی از خدا بود.

ندا آمد: به بنده ها خدمت می کردم.

 

 خدایا خودت دلت بگیره چکار می کنی

سلام

مهربانی

لبخند

عشق و علاقه + تمرکز + توکل

مهربانی، صبر

کلید یا شاه کلید

 

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ | ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

رفیقان ار بدانی بر سه گونند

زبانی اندو جانی اندو نانی

رفیق نانی و نان ده واز در برون کن مدارا کن تو با یار زبانی

رفیق جانیت از جان نگهدار به پایش جان بده تا میتوانی

بعضی وقت ها توی راه یا یک نگاه یا یک سلام ، آرامشی ، تبسمی نصارت می کند که نه رفیق نه هیچی یه رهگذر شاید.. اما باید شناخت در سفر، با گذر زمان ،باید شناخت.. رفیق نه ..

خود را باید شناخت

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ | ۸:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

ببین چه پیمانی بستی با خدا در عالم ذر همان روز الست 

که حالا در این عالم دنیا شروع ات در چه زمان و مکانی هست،

 همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند

  و حال در این دنیا چه می کنیم ، چکار خواهیم کرد

که در کلاس آخر وجود . آخرت ،

کجا خواهیم بود.

 داستان ثروتمندترین مرد بابل را خوانده باشی . تنبل کلاس . بود . تو بازی کنار میدون ..

 آخرش هم که مثل همه زرنگ یا زور بازو نداشت شغلش شد سنگتراش قبرستان.؟

 همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند

  اما.... خدا خواست . تقدیر بود، می گویند قسمت،

 شد ثروتمندترین مرد بابل.. مثل بیل گیتس .. یا ادیسون..

 اینکه یه لیلی دیدی یا یه پهلون یا یه یوسف یا حتی آخرین مدل فلان ماشین..

بگو سبحان الله .. همش از فضل خدای من است..

 اون جاست که اگه فرعون داشت غرق می شد فریاد نمی زد ، موسی ..

فریاد می زد یا الله ، غرق نمی شد.

بگو یا الله

 

همه امور بدان گونه که می نمایند نیستند

 به قول حکیم ملاصدرا «خط نماینده صانع است.»

و تو ای خط خدا ، نقش خدا، تو را می گویم زیبا اندیشِ زیبا سیرت، صورت زیبا نکوست سیرت زیبا بجو

 عاقبت کارُ ببین و عاقبت بخیری بخواه

یا الله عاقبت بخیرمان کن

 



تاريخ : یکشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٠ | ٧:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

تاب تاب عباسی خدا منو نندازی

 

از زبان و زمان کودکیمون  

خدایا ترا به حضرت عباسم ، عباست منو نندازی



تاريخ : چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠ | ۱:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

إن الله فی قلوب المنکسره

 

منم مجنون آن لیلی که صد لیلی ست مجنون اش

 

 

خداوندا لیلی ها مجنون تو اند

من کجا ام

ممنون ام که نام خود را بر من امانت داده ای

یا محسن

 



تاريخ : یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠ | ٦:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

مردی که خودش دوست داشت بمیرد

سالها قبل بود که در اداره راه آهن کار می کرد. یک روز که برای انجام کارهای روزمره اش به سردخانه رفته بود، ناگهان در بسته شد و مرد متوجه شد که در سردخانه گیر افتاده است. او فریادزنان تقاضای کمک می کرد، اما چون پاسی از شب گذشته بود هیچ کس صدایش را نمی شنید. سعی کرد در را بشکند، اما نتوانست. همان طور که نشسته بود، رفته رفته احساس سرما کرد. سپس احساس کرد که انرژی اش رو به تحلیل رفته و ضعیف و ضعیف تر می شود. بنابراین روی دیوار سردخانه نوشت: " سردمه سردمه. رفته رفته دارم ضعیف میشم، دارم میمیرم و این ممکنه آخرین کلمات من باشه." فردا صبح وقتی بقیه کارگران در سردخانه را باز کردند، با جسد آن مرد رو به رو شدند.

از همه ناراحت کننده تر این بود که سردخانه چند روز قبل از کار افتاده بود. کارگر بیچاره چیزی از این موضوع نمی دانست و سردخانه تنها در ذهن او درست عمل کرده و منجر به مرگش شده بود. او احساس سرما و ضعف کرده بود و ختم کلام: خودش خواسته بود که بمیرد.

 



تاريخ : یکشنبه ۳ مهر ۱۳٩٠ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.