دکتر فاطمی در این سخنرانی برخی از روشهای اقناع را برشمرد.

ارتباطات اقناعی
مطالعه شرایطی است که در آن شرایط پاسخ مخاطبان به پیام های اقناعی تغییر می کند:
۱) منبع ارتباط ۲) ماهیت ارتباط ۳) ماهیت مخاطب
چه پیام هایی تأثیرگذاری بیشتری دارند؟
از جنبه استحکام پیام، پیام هایی بهتر اثر می گذراند که هم بخش منفی و هم بخش مثبت را بیان می کنند. در پیام اگر گوشه ای هم به بخش منفی پیام اشاره شود ماندگاری پیام بیشتر و آسیب پذیری پیام کمتر می‌شود.
عناصر خلاقیت:
نگاه کردن به چهر‌ه های نامأنوس و چهره‌های نا آشنا، هنر یک کارگزار روابط عمومی توجه به مسائلی است که در دید همگان است، اما خوب دیده نمی شوند.
ماهیت مخاطب، پیام ها در ذهن کدام مخاطبان ماندگاری بهتری دارند؟
کسی که می خواهیم متقاعدش کنیم، مخاطبی که کمی حواس پرتی داشته باشد بهتر متقاعد می شود. کسانی که از هوشمندی پایینی برخورداند بهتر متقاعد می شوند. همین طور روی کسانی که اعتماد به نفس نسبی قرار دارند نسبت به کسانی که اعتماد به نفس بیشتر یا کمتری دارند

اطلاعات در ذهن انسان از دو جهت وارد می شود: از بخش مرکزی و از بخش حاشیه‌ای:
مثل فروش پرینتر: آیا بهتر است به صورت عملی صحبت کنیم، یا به صورت فنی توضیح دهیم. در حال فروش پرینتر به یک خریدار ناآشنا به مسائل فنی هستیم، به تجربه خودمان در استفاده از پرینتر یا تجربه سایرین در استفاده از این دستگاه اشاره می کنیم. در این ارتباط اطلاعات از بخش حاشیه‌ای ذهن مخاطب عبور می کند.  اما وقتی یک متخصص در حال خرید همین دستگاه است، تجربه دیگران بی اثر و در عوض اطلاعات جزئی و دقیق و فنی دستگاه مؤثرترین شیوه ارتباط است. در این ارتباط اطلاعات از بخش مرکزی ذهن متخصص عبور می کند.
روابط عمومی باید در این حوزه با روابط مختلف ذهنی آشنا باشد که آیا پیام روابط عمومی از بخش مرکزی یا از بخش حاشیه‌ای ذهن گذر می کند.
با مردم به اندازه عقل‌هایشان صحبت کنید: امام علی

تأثیر “واو” طلایی در روابط گفتاری
روابط عمومی باید به بهترین نحو از ویژگی‌های رفتاری و گفتاری و تصویری استفاده کند چرا که در نهایت تجلی و بهره آن نصیب سازمان است و شخصیت او بیانگر شخصیت جامعه اوست. به جای استفاده از جملات مثبت و در نهایت ختم آن به اما، در حقیقت اعتبار همه جملات مثبت از بین رفته و توجه مخاطب فقط به جملات منفی معطوف می شود. لذا پیشنهاد می شود به جای “اما” از حرف “واو” استفاده شود تا جمله ضمن حفظ انتقادی بودن جنبه پیشنهادی داشته باشد و تأثیر معکوس بر مخاطب نگذارد.
تقویت تمرکز بر حضور تأثیر می گذارد، اثربخشی جایی اتفاق می افتد که تمرکز و حضور وجود داشته باشد.

روابط عمومی باید اطلاعات را سریع به دانایی و دانش تبدیل کند. داشتن اطلاعات محض، کمکی نمی کند، دانش کاربردی، اطلاعات است. بعد از تبدیل به دانش باید قضاوت هم وجود داشته باشد. به کار بردن درست اطلاعات در جای خود. حکیم کسی است که دانش را دارد، قضاوت استفاده از آن را دارد و در نهایت چارچوب اطلاعات را می شناسد.

تماس با دکتر فاطمی: sayyedmohsen.fatemi@ubc.ca یا smfatemi@hotmail.com



تاريخ : یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٩:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

چرا شاد نیستیم؟

این روزها شادی و نشاط نوعی خرق اجماع شده است. هر چه قدر بیشتر به دنبال یافتن آن حرکت کنی، بیشتر دست نیافتنی به نظر می رسد. اما به راستی چرا این گونه است؟
آیا این درست است که به دنبال شادی اما در جاهای غلط هستیم؟ آیا شادی به این معناست که چه چیزی ، در چه زمانی و چه مقدار به دست آوریم؟ بعضی افراد معتقدند شادی چیزی شبیه عاشق شدن است، که البته شما نمی توانید امکان آن را میسر کنید. اگر این گونه است، پس چگونه شاد شویم؟ در سال ۲۰۰۸ کنفرانسی در سان فرانسیسکو با حضور دانشمندان، روانشناسان ، پزشکان، هنرمندان، فلاسفه و… تشکیل شد که به بررسی این موضوع پرداختند. از نظر آنها مهم ترین عواملی که با غلبه بر آن می توان به این کیمیای خوشبختی دست یافت عبارتنداز:
● سد اول: پیچیدگی
▪ راه حل: سادگی
افرادی که از همان اوان کودکی در دیرها و صومعه ها تحت آموزش قرار می گیرند، در مورد مزایای سادگی قطعا چیزهایی می دانند. فکر می کنید که چرا این افراد موی سر خود را از ته اصلاح می کنند؟ پاسخ ساده است. این کار زندگی آنها را ساده تر می کند. اگر انسانها بتوانند سادگی در زندگی را درست مثل دوران قبل از تهاجم تکنولوژی حفظ کنند، مطمئنان نشاط و طراوت آن زمان را نیز خود به خود احیا خواهند نمود. چرا زمانی که یک خانواده می تواند با یک ماشین به امور زندگی خود رسیدگی کند به دنبال ماشین دوم است. زندگی مدرن امروزی انتخاب متنوع تری را برای افراد به ارمغان آورده است اما این انتخاب متحمل هزینه های هنگفتی است. ما اغلب کیفیت زندگی را با استانداردهای زندگی تلفیق می کنیم و بعد از مدتی این ارتباط ناپدید خواهد شد. زندگی ساده فضای بیشتری را برای شما ایجاد می کند ، ارامش خاطر بیشتری خواهید داشت و مسلما از زندگی بیشتر لذت خواهید برد.
● سد دوم: گام های کمر شکن
▪ راه حل: اندکی مکث و تامل
فرهنگی که شما را درگیر شبکه ای از زندگی پیچیده کرده است، مسلما لحظه به لحظه شما را تعقیب می کند و به تنش و تحرک وامی دارد و این روح و روان شما را خسته خواهد کرد. در حالیکه لحظه ای تامل، سکوت، ارامش، عبادت و تزکیه نفس کافی است تا باتری خود را شارژ کنید و برای لحظه ای این همه تنش را از تن خود بزدایید. در طول روز ما کاملا جذب حواس خود هستیم و از توجه به روح خود غافل می مانیم. بنابر این نشستن در محلی ساکت و آرام کردن روح و تنفس عمیق لطف بزرگی است که به خود ارزانی خواهید کرد.
● سد سوم: منفی نگری
▪ راه حل: مثبت اندیشی
زندان کیفری افراد گناهکار اصلا قابل مقایسه با زندان درونی افراد معمولی نیست. زندان عصبانیت، زندان افسردگی، زندان غرور و زندان دستیابی های پی در پی. شیوه نگرش به زندگی چیزی است که می تواند برای شما یک زندان رها نشدنی ایجاد کند و یا آرامش و شادی را به شما ارزانی نماید. آنچه شما می بینید و تجربه می کنید نگرش شما را تحت تاثیر قرار می دهد. شما با جهان از طریق حواس و افکار خود ارتباط برقرار می کنید. اگر بتوانید احساس و تفکر خود را به گونه ای صحیح مدیریت کنید، جهان رانیز به گونه ای دیگر تجربه خواهید کرد. حق شناسی و سپاس، تزکیه نفس و ….از جمله عادتهایی است که می تواند نگرش شما را نسبت به جهان تغییر دهد.
● سد چهارم: ناامیدی و سرخوردگی
▪ راه حل: امیدواری
مطمئنا امیدواری آسیب رسان نخواهد بود. اما چگونه امیدوار باقی بمانیم. داشتن هدف، برنامه و انگیزه برای رسیدن به موفقیت چیزهایی است که به همراه امیدواری می تواند جان بخش و محرک باشد. افرادی که موفق هستند، هیچ گاه خود را سرزنش نمی کنند. آنها تنها به حال می اندیشند. این افراد در مدرسه و ورزش نیز موفق تر هستند و کمتر دچار افسردگی و اضطراب می شوند، تحمل این افراد در مقابل درد بیشتر خواهد بود. اجازه دهید کمی رویایی باشید و در رویا فرو روید ، این می تواند منبعی برای کسب امیدواری بیشتر باشد.
● سد پنجم: سرکوب کردن غم و غصه
راه حل : واقعی احساس کنید.
داشتن دیدگاه مثبت بدین معنا نیست که هرگز به خود اجازه ندهید که احساس غم و اندوه کنید. والدینی که تمام تلاششان این است که فرزندانشان دچار غم و اندوه نشوند، تاثیر برعکس را مشاهده خواهند کرد. بعضی اندوه ها سبب می شود که فرد با محیط سازگارتر شده و در زندگی به سمت جلو حرکت کند. شادی به معنای عدم غم و اندوه نیست. شادی ساختگی اصلا درست نیست. با سرکوب کردن ناراحتی، شما چیزهای بیشتری را سرکوب خواهید کرد. حتی احساس مثبت خود را و در نتیجه افسرده تر و مضطرب تر خواهید شد. با بیان ناراحتی روشی نیز برای کنترل آن بدست خواهید آورد.

● سد ششم: گوشه گیری
▪ راه حل: گسترش ارتباطات
ـ گسترش شبکه ارتباطی چه ربطی به شادی دارد؟
مطمئنا بیشتر از آنچه درک می کنید موثر است. طبق مطالعه ای ۲۰ ساله بر بیش از ۴۰۰۰ نفر ثابت شده است که نه تنها شادی شما تحت تاثیر دوستان شما است بلکه دوست دوستتان و حتی کسانی که تاکنون ندیده اید نیز در این زمینه موثر هستند و نقش ایفا می کنند. شادی درست مثل ویروسی است که به راحتی و به سرعت در بین شبکه افراد پخش و گسترده می شود. متاسفانه این روزها بیشتر افراد زمان طولانی را به گوشه گیری و اجتناب از برخورد در جوامع سیر می کنند. در نتیجه از این شادی مسری بری خواهند بود.!
اینکه ارتباط خود را با دیگران محدود کنید و تنها به خود و مشکلات خود فکر کنید، بعد از مدتی تصور خواهید کرد که این مشکل تنها از آن شماست. در حالیکه این طور نیست. شما و مشکلات شما چندان منحصر به فرد نیست . کافی است ارتباط خود را با مردم افزایش دهید تا متوجه شوید که آنها نیز چنین مشکلاتی را تجربه کرده اند و چه بسا در این ارتباط راه حل موثری نیز کشف کنید.

 



تاريخ : یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٩:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

می توان زندگی روزانه را شادتر کرد. این موضوع به انتخاب ما بستگی دارد. این طرز نگرش ما است که موجب احساس شادی یا غم می شود. درست است،...

 ادمی در حال عادی دو حبه قند در دلش در حال آب شدن هست. تو در حال عادی شادی و خدا شاد آفریده ات لبخند بزن
 
 
می توان زندگی روزانه را شادتر کرد. این موضوع به انتخاب ما بستگی دارد. این طرز نگرش ما است که موجب احساس شادی یا غم می شود. درست است، ما با انواع موقعیت ها طی روز برخورد می کنیم که برخی از آنها موجب شادی ما نمی شوند. می توانیم به فکر کردن در مورد حوادث غم انگیز ادامه دهیم یا از تفکر در مورد آنها خودداری کنیم و در عوض از لحظه های شاد لذت ببریم. همه ما با موقعیت های مختلفی روبه رو می شویم، ولی نباید به آنها اجازه دهیم بر عکس العمل ها و احساسات ما تأثیر بگذارند.
اگر اجازه دهیم حوادث بیرونی بر احساس های ما تأثیر بگذارند، اسیر آنها خواهیم شد و آزادی خود را از دست خواهیم داد. ما اجازه می دهیم نیروها و عوامل بیرونی خوشحالی ما را تعیین کنند. از طرف دیگر ما می توانیم خود را از عوامل دیگر آزاد کنیم. ما می توانیم انتخاب کنیم که شاد باشیم و می توانیم کارهای بسیاری برای اضافه کردن شادی به زندگی مان انجام دهیم.
شادی چیست؟ شادی احساس آرامش درونی و رضایت باطنی است و معمولا وقتی شادی را احساس می کنیم که هیچ نوع نگرانی، ترس و افکار ناراحت کننده ای وجود نداشته باشد و این اتفاق معمولا وقتی می افتد که ما کاری را که دوست داریم، انجام بدهیم یا به آنچه دوست داریم برسیم و برنده شویم یا به هدفی که ارزش بسیاری برای ما دارد دست یابیم. به نظر می رسد که این شادی نتیجه اتفاق های مثبت خارجی است ولی در واقع همه آنها از درون ما نشأت گرفته اند که با اتفاق های خارجی تحریک می شوند.
برای بسیاری از افراد، شادی فرار و گریز پا است زیرا آنها اجازه می دهند حوادث خارجی متغیر بر آن تأثیر بگذارد. یکی از بهترین راه ها برای تداوم شادی، به دست آوردن آرامش درونی با مدیتیشن روزانه است. وقتی ذهن به آرامش بیشتری دست می یابد انتخاب عادت شاد بودن آسان تر می شود.

در اینجا نکاتی را برای افزایش شادی در زندگی روزانه ارائه می کنیم؛

1- تلاش کنید نوع نگاه تان را به مسائل تغییر دهید. همیشه به قسمت روشن نگاه کنید. شاید ذهن تان شما را به سمت منفی فکر کردن و توجه به مشکلات سوق دهد. نگذارید این کار را انجام دهد. به بخش های خوب و مثبت هر وضعیت فکر کنید.
2- به راه حل ها بیندیشید نه به مشکلات.
3- به موزیک شاد و آرامش بخش گوش دهید.
4- کمدی های شادی را که موجب خنده می شوند، تماشا کنید.
5- هر روز ساعتی را به خواندن صفحاتی از یک کتاب یا مطالعه ای الهام بخش اختصاص دهید.
6- مراقب افکارتان باشید. هرگاه خود را در موقعیتی یافتید که دارید با افکار منفی سر می کنید، فکر کردن به مسائل شادی بخش را از سر بگیرید.
7- همیشه به آنچه انجام داده اید نگاه کنید و انجام نداده ها را فراموش کنید.
8- هر روز کار خوبی برای خودتان انجام دهید. این کار می تواند کوچک باشد، مانند؛ خریدن یک کتاب و یا خوردن غذایی که دوست دارید، تماشای یک برنامه تلویزیونی مورد علاقه، رفتن به سینما و حتی قدم زدن کوتاه در اطراف پارک.
9- هر روز حداقل یک کار انجام دهید که موجب شادی فرد دیگری شود مثل؛ گفتن سخنان مهربانانه، کمک به همکاران، متوقف کردن ماشین در چهارراه برای عبور پیاده ها، دادن صندلی تان در اتوبوس به فردی دیگر یا دادن هدیه ای کوچک به فردی که دوست دارید. این مثال ها بی نهایت هستند، وقتی شما فرد دیگری را خوشحال می کنید، خودتان نیز خوشحال می شوید، در این صورت افراد دیگر سعی در خوشحال ساختن شما می کنند.
10- همیشه شاد بودن را انتظار داشته باشید.
11- نسبت به افراد شاد حسادت نکنید، برعکس از شادی آنها شاد شوید.
12- با افراد شاد همراه شوید و سعی کنید شاد بودن را از آنها بیاموزید. به یاد داشته باشید که شادی مسری است.
13- هنگامی که کارها مطابق انتظارتان پیش نمی روند، نهایت تلاش تان را برای حفظ خونسردی به عمل بیاورید. خونسردی به شما کمک می کند تا آرام بوده و خلق و خو و عکس العمل هایتان را کنترل کنید. خونسردی به معنای بی تفاوتی نیست، این کار به معنای پذیرش خوب و بد و حفظ تعادل است. خونسردی کمک زیادی به آرامش درونی می کند و آرامش درون موجب شادی است.
14- بیشتر مواقع لبخند بزنید.



تاريخ : یکشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٩:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خلاصه کتاب همه چیز با خدا ممکن است

 

قانونمندی طبیعت

حضور در طبیعت قانونمند

اساس صحبت قانونمندی طبیعت، قوانینی است که بر زندگی ما جاری‌ است. خداوند مهربان وقتی هستی را آفرید، یک سری قوانین بر آن حاکم ساخت که تحت عنوان سنت‌های‌الهی یا قانونمندی طبیعت از آن یاد می‌شود.

 

در واقع می‌توان گفت با اینکه انسان در رأس هرم مخلوقات قرار دارد در هر حال جزئی از این هرم است و عنصری از یک مجموعه که باید قوانین حاکم بر آن را اجرا کند. اگر اجرا کند حمایت و پاداش طبیعت را می‌بیند و اگر سرپیچی کند لطمه می‌بیند.

قانون اول: قانون خالی شدن (خلاء)

اولین قانون، قانون خلاء است. این قانون می‌گوید:

همیشه خلاء باعث جذب می شود.

هرچه خلاء بیشتر باشد، هر چه خالی بیشتر باشد جذب بیشتر است. اگر من می‌خواهم ..........

مطالعه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب
تاريخ : دوشنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ٩:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

عده­ای دوست در یک میهمانی شام گرد هم جمع شده بودند.. هر یک از آنها خاطراتی از گذشته تعریف می­کردند، یک نفر پرسید: بهترین روز عمرتان کدام روز بوده است؟زن و شوهری گفتند: بهترین روز عمر ما روزی بوده که ما با هم آشنا شدیم.زنی گفت: بهترین روز زندگیم روزی بود که نخستین فرزندم به دنیا آمد.مردی گفت: روزی که از کارم اخراج شدم بهترین و بدترین روز عمرم بوده است. آن روز، باعث شد که روی پای خودم بایستم و راه تازه­ای را شروع کنم و از آن روز از هر قسمت زندگیم راضی بودم.این گفتگو ادامه داشت تا اینکه نوبت به زنی رسید که تا آن هنگام ساکت بود. از او پرسیدند: بهترین روز عمر تو چه روزی بوده است؟

زن گفت بهترین روز زندگی من امروز است. زیرا امروز روزی است که بیش از همه روزها برایم ارزشمندتر است. من نمی­توانم دیروز را بدست بیاورم و آینده هم مال من نیست. اما امروز مال من است.. تا آن را هر طوری که می­خواهم بگذرانم و از آنجا که امروز تازه است و من هم زنده هستم پس بهترین روز من است و خدا را برای این شکر می­کنم

 



تاريخ : سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۳:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

بلاگرها در طول روز چگونه کار می کنند؟
 

 

همانطور که می دانید هر کاری نیاز به استایل خاصی برای روش زندگی کردن دارد. وبلاگنویس ها و وب مسترهای بزرگ جهان که از طریق اینترنت کسب درآمد می کنند نیز از این قاعده جدا نیستند.

این پست در مورد قوانین مدیریت و برنامه ریزی روزانه، ماهانه و سالانه نیست. در صورتی که در این زمینه یعنی قوانین مدیریت و برنامه ریزی و … می خواهید اطلاعات کافی را کسب کنید به شما پیشنهاد می کنم که کتاب های برایان تریسی را مطالعه کنید. در این پست صرفا به شما چند متد برای روش زندگی کردن و پیش برد کارهای مجازیتان ( کسب و کار اینترنتی ) معرفی خواهم کرد.

  • قانون ۲۰/۸۰

این قانون را می توان قانون کلیدی در تمام زندگی در نظر گرفت، قانون بیست/هشتاد می گوید شما یک سری کارهای مهمی دارید که شامل ۲۰ درصد زندگیتان می شود، اما این بیست درصد چنان اهمیت دارد که باعث می شود که ۸۰ درصد دیگر زندگی و کارتان بدان بستگی داشته باشد. برای مثال شما در زندگی یک شغلی برای کارکردن انتخاب می کنید و در آن تحصیل می کنید که این می شود ۲۰ درصد و ۸۰ درصد باقی زندگیتان با کمک حرفه ای که یاد گرفته اید کسب و کار می کنید.

این قانون را در طول هر روز کاریتان بکار ببرید! مهمترین نکته در کسب و کار اینترنتی انتخاب یا تولید یک محصول یا مطلب است! در نتیجه ابتدا محصولتان را انتخاب کنید یا مطلبتان را تولید کنید که می شود همان ۲۰ درصد و سپس شروع به تبلیغات و … برای پیشبرد و موفقت به هدفتان که مش ود ۸۰ درصد را انجام دهید! پس حتما در همان ابتدا ۲۰ درصد روزتان را انجام دهید.

  • قانون۶۰:۱۰:۶۰:۳۰

این قانون بسیار ساده است به این معنا که شما ابتدا ۶۰ دقیقه کار می کنید! روی صندلی می نشینید و جلوی خودتان را می گیرید تا کار دیگری انجام ندهید! در این مدت اگر فکر دیگری به ذهنتان رسید مدام به خودتان می گویید این مال بعدا است الان و این ۶۰ دقیقه وقت کار کردن است! پس از اینکه این ۶۰ دقیقه تمام شد ۱۰ دقیقه استراحت کنید! طوری استراحت کنید که کاملا ذهنتان از کاری که انجام می دهید رها شودد.

بعد از ۱۰ دقیقه شما مجددا ۶۰ دقیقه کار می کنید! و در انتها ۳۰ دقیقه استراحت دوباره جایزه می گیرید!

این سیستم کاری معجزه ای برای بهبود کسب و کارتان ایجاد می کند که خودتان نیز باور نمی کنید! کافیست یک ماه امتحان کنید.

  • خواب مصنوعی

سیکل خواب طبیعی ۱:۳۰ دقیقه است! یعنی شما پس از یک ساعت و سی دقیقه به سیکل بعدی خواب می روید، و اگر در محیطی آرام و تاریک به خواب فرو رفته باشید در یکی از ضرایب ۱:۳۰ دقیقه از خواب پا می شوید. بدن انسان نیاز به ۶ ساعت خواب خوب ( به این معنا که در محیطی آرام و تاریک ) یا ۷:۳۰ دقیقه خواب خوب دارد. و در صورتی که این قاعده را از رعایت نکنید بدنتان با مشکل مواجه می شود.

بعد از یک سری کارهای فشرده و مطلب نویسی مغزتان خسته می شود! در این حالت کافیست یک قهوه ( نسکافه هم شد عیبی ندارد، مهم این است که چیزی که می نوشید کافئین بالا داشته باشد) و ترجیحا کم شکر و بدون شیر، بنوشید! اتاق را تاریک کنید و در جایی که صدایی آرامشتان را بر هم نزند دراز بکشید. ساعت را روی ۱۵ دقیقه کوک کنید! دقت کنید دقیقا ۱۵ دقیقه چرا که بعد از ۱۵ دقیقه به سیکل بعدی خواب خواهید رفت و در این صورت می خوابید و زمان را از دست می دهید! در این ۱۵ دقیقه کافئین جذب بدنتان می شود. سپس زمانی که ساعت زنگ زد، بلند شوید! کمر نرمش کنید! و بعد می بینید مجددا انرژی کافی را دارید و انگار که تازه از خواب بیدار شده اید! فکر می کنید چه اتفاقی افتاده؟ بله به زبان ساده مغزتان Restart شده است، به همین راحتی با کمک علم مغزتان را گول زده اید.

  • موسیقی

از موسیقی لایت و بدون کلام در حین کار کردن و مطلب نویسیتان استفاده کنید. تنها دقت کنید که موسیقی باید حتما بدون کلام باشد تا شما شروع به هم خوانی با آهنگ را نکنید، همچنین موسیقی را به اصلاح به صورت Background گوش دهید ( یعنی با صدای کم ).

  • جعبه احمق ها

تلویزیون را از زندگیتان حذف کنید! وقت شما ارزش دارد! آنرا با جعبه ای که احمق ها برای به هدر دادن زندگیشان از آن استفاده می کنند ، تلف نکنید!!!

  1. می خواهید فیلم ببینید؟ می توانید DVD های فیلم های محبوبتان را تهیه کنید و ببینید
  2. می خواهید از اخبار روز دنیا مطلق شوید؟ سایت های خبری به وفور یافت می شوند
  3. می خواهید در مورد چیزی اطلاعات کسب کنید؟ ویکیپدیا و گوگل بهترین گزینه اند!

پس لطفا به سراغ تلویزیون نروید!!! ببینید من نمی خوام بگم تلویزیون کلا چیز بدیست اما برنامه ریزی کنید برای دیدن یک برنامه مورد علاقتان! برای مثال من هفته ای یک بار یک سریال تلویزیونی طنز را دنبال می کنم.

  • در انتها هم همانند عکس بالا رفتار کنید! البته این تنها یک پیشنهاد است اما حتما و حتما دیاگرام کار روزانه خود را طراحی ( نقاشی ) کنید


تاريخ : سه‌شنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۸:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

درست نفس کشیدن یک هـنر می بـاشـد کـه قـابـل یادگیری نیز است. ما همواره در حــین تنفس تنها ازبخشی از ظرفیت تنفسی خود بهره میگیریم. در زیر چند تمرین ساده وجود دارد که به شما کمک میکنـد درست نفس بکشید. تنفس ناقص را میتوانید در زیرمشاهده کنید:

1- تنفس ترقوه ای: کم عـمـق ترین و بدترین نــوع تنفس میباشد. درحین تنفس شانه ها و استــخوان تـرقـوه بـالا آمـده در حـالی کـه در هـنـگام عـمــل دم
منقبض می گردد. بـیشترین میزان انرژی در این نوع تنفس مصرف شده امـا کـمتـریـن مـیـزان اکسیژن به ریه ها میرسد.

2- تنفس با قفسه سینه: این نوع تنفس بوسیله عـضلات دنـده ها صورت می گـیـرد توسط منبسط کردن قفسه سینه. این تنفس نیز ناقص میباشد.

3- تنفس عمیق شکمی: بهترین و عمیق ترین و آهسته ترین تنفس می باشد. هوا به بخش اعظم ششها میرسد و دیافراگم نیز بدرستی بکار گرفته میشـود.

بـرای دسـت یابی به بهترین روش تنفس مراحل زیر را پیروی کنید. در ابـتدا ممکن است آنها برای شما دشوار بنظر برسند اما با اندکی ممارست قطعا متوجـه تفاوت در عملکرد خود خواهید شد. روی یـک ســطح هموار به پشت دراز بکشید و یک بالش زیر سر خود قرار دهید:

1- فعالیت بخش تحتانی شش را افزایش دهید(ناحیه شکم):

  • یک دست خود را روی شکم خود قرار دهید.
  • عضلات شکم خود را منقبض کنید تا سفت شوند.
  • مجددا آن عضلات را شل کنید تا تفاوت میـان انـقـبـاض و شـل بـودن عـضـلات آن ناحیه را احساس کنید.
  • این تمرین را 5 مرتبه تکرار کنید تا آگاهی شما از ناحیه شکم افزایش یابد.
  • چند لحظه استراحت کنید و سپس نفس بکشید. مـهـم نیـسـت سـریـع نـفــس بکشید و یا آهسته.
  • یک دست خود را روی شکم قرار دهید بـطـریقـی نـفـس خود را بدرون بکشید تا دست واقع روی شکمتان بسمت بالا حرکت کند.
  • از طریق دهانتان عمل بازدم را انجام دهید با صدای کشیده هااااا. توجه کنید که چگونه شکم شما از هوا خالی شده و دستتان به پایین باز می گردد. این عمـل را 10 مرتبه تکرار کنید.

2- فعالیت بخش فوقانی شش را افزایش دهید (ناحیه قفسه سینه):

  • روی زمین دراز کشیده و دستهای خود را از یکدیگر باز کنید (مـانـنـد یـک صــلیب گردید) طوری کـه دستـانـتـان خـط افـقـی و بدنـتان خط عمودی صلیب را تشکیل دهند. اکنون متوجه خواهید شد از هم گشـودن دستهایـتـان فـضای بیشتری در اختیار قفسه سینه شما قرار میدهد.
  • اکنون دستان خود را محکم روی قفسه سینه قرار دهید بطور دســت به سینه و گویی خود را در آغوش گرفته اید. 5 مرتبه این عمل را انجام دهید.
  • این تمرین را تکرار کنید اما این بار نفس خود را بدرون بکشید در حالیـکه دستان خود را کاملا بسمت خارج از هم گشوده اید و نفس خود را خـارج کنـید در حالی که دستان خود را روی قفسه سینه بطور دست به سینه قرار داده اید. 10 مرتبه این عمل را تکرار کنید.

3- فعالیت فوقانی و تحتانی را هماهنگ کنید:

  • از طریق ناحیه شکم نفس بکشید و اجازه دهید هوا حفره قفسه سینه را نیز پر کند. این عمل را تا آنجا که ممکن است با ملایمت انجام دهید.
  • این عمل را تکرار کنید تا انجامش برای شما سهل گردد.
  • اکنون دم و بازدم خود را هماهنگ کنید.عمل دم را بدرستی انجام داده و سپس اجازه دهید هوا پیش از آنکه از ناحیه شکم خالی گردد نخست از بخـش فوقانی ششها خارج گردد.
  • آنقدر این تمرین را تکرار کنید تا بسهولت قادر به انجامش گردید.

تنفس صحیح برای شما بسیار حائز اهمیت میباشد چون با بکارگیری از ظرفیت ششها اکسیژن بیشتری به بدنتان خواهد رسید و همچنین در هنگام مواجه با عـوامل استرس زا بهتر می توانید واکنش نشان دهید.

نتایج تنفس صحیح عبارتند از:

1- افزایش تمرکز
2- حداکثر تبادل اکسیژن
3- آرامش ذهن در پی آرامش جسم
منبع:مردمان



تاريخ : یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

را هی ساده برای درست نفس کشیدن
درست نفس کشیدن یکی از تمریناتی است که می تواند سلامت انسان را تضمین نموده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند.

تحقیقات نشان می دهند برای اینکه درست نفس بکشیم و حداکثر اکسیژن را به بدن خود برسانیم باید از طریق دیافراگم تنفس کنیم، این شیوه تنفس در فرهنگ یوگا به پارانایما (Pranayama) معروف است. پارانا (prana) به معنی انرژی و یاما (yama) به معنی کنترل می باشد.

حتی اگر شما تمرینات یوگا را کاملا انجام نمیدهید تکنیک های نفس گیری آن میتواند سبب آرامش و رساندن اکسیژن کافی به بدن شما شود. برای یادگیری این نوع نفس گیری باید به پشت بخوابید سپس یک دست را روی سینه و دست دیگر را روی شکم بگذارید.

اگر قبلا تکنیک نفس گیری را تمرین نکرده باشید و به مانند همیشه نفس بکشید متوجه خواهید شد که دستی که روی سینه تان قرار دارد بالا و پائین میرود اما دستی که روی شکم قرار دارد تقریبا بی حرکت است .

ولی برای درست نفس کشیدن باید تمرین کنید که دست روی سینه حرکتی نکند اما دست روی شکم در زمان دم و بازدم بالا و پائین برود.

چگونه نفس گیری کنیم
زمانیکه شما بر اثر تمرین توانستید هنر نفس کشیدن را از دیافراگم که در ابتدا مشکل است یاد بگیرد باید شمارش در هنگام نفس گیری را آغاز کنید.

هنگامیکه از راه بینی شروع به نفس گرفتن می کنید شکم شما بزرگ شده و مانند نفس کشیدن نوزادان بالا میاید سپس به مدت پنج ثانیه نفس خود را حبس کرده و بعد به آرامی از راه دهان بازدم انجام میدهید. سپس بعد از پنج ثانیه دیگر دوباره عمل دم را انجام دهید.

این تمرینات را 50 تکرار کنید تا هم زمان که آرام می شوید اکسیژن کافی به سلولهای بدنتان برسد.

ممکن است که شما در زمان نفس گیری از یک کلمه یا عبارت استفاده کنید که این کلمه را مانترا (mantra) می نامند و مانترا می تواند هر کلمه یا عبارتی که سب مثبت شدن افکار شما شود باشد مانند عبارت خداحافظ استرس و جملاتی از این قبیل. این امر سبب میشود که بعد از نفس گیری احساس آرامش بیشتری داشته باشید.


تاريخ : یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

در مطالب سایه (۱) و سایه (۲) در خصوص چیستی و چگونگی سایه ها صحبت کردیم، نکته بعدی اینجا است که آیا بایستی تمامی این ابعاد را زندگی کرد ؟

نه لزوماً !!!

می توانیم ، با زندگی کردن مسئولانه ابعاد سرکوب شده وجودمان در موقعیت های صحیح ، مانع سرکوب این انرژی ها در درونمان باشیم. البته به خاطر داشته باشیم که لزومی ندارد تمامی ابعاد سایه خودمان را عیناً زندگی کنیم تا به شناخت کافی برسیم و رشد کنیم !! اهمیت فاکتور آگاهی را در نظر داشته باشیم و باور کنیم که به محض آگاه شدن نسبت به موضوعی ، آن را از آن خود کرده ایم . .

در لحظه حال زندگی کنیم ، و به جای واکاوی گذشته و یا نگران آینده بودن ، همین لحظه در راستای خورشید آگاهی حرکت کنیم !!!

خداوند در آیات زیر از سوره فجر می فرماید :

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَادْخُلِی جَنَّتِی

اى جان آرام گرفته (جانى که در سایه کمال تقوا به مرتبه‏اى رسیده که هواها و شیاطین توان انحرافش را ندارند) به سوى پروردگار خویش بازگرد در حالى که تو از او خشنود و او از تو خشنود است. پس در میان بندگان من درآى. و در بهشت من داخل شو.

چگونه سایه های خود را پیدا کنیم ؟

یکی از سوالاتی که در خصوص سایه ها مطرح می شود این است که چگونه می توان سایه را پیدا کرد ؟ اگر سایه ها دمِ دست بودند که دیگر سایه نبودند !! سایه های ما نا آگاهی های ما هستند ، اگر ناآگاهی ها قابل دیدن بودند که نا آگاهی نبودند !! پس چگونه آن را ببینیم تا بعد به آن آگاه شویم ؟؟

سایه ما ، بخشی از وجودمان است که به آن آگاه نیستیم و پیرامون خود جذب می کنیم .

برخی برای پاسخ به این سوال ، سالهای سال درون نگری و روانکاوی را پیشنهاد می کنند و معتقدند باید زمان زیادی را صرف این کرد که با روش های مختلف ، دوران کودکی و سالیان اول زندگی ، همچننی عقده ها را به دقت بررسی کرد تا متوجه ویژگی های سرکوب شده شد !

در حالیکه راه ساده تری نیز وجود دارد ،

پاسخ به این سوال در این جمله خلاصه می شود :

ما فقط آنچه خودمان هستیم را می بینیم !! “

برای پیدا کردن سایه های خودمان ، می توانیم از اطرافیان مان کمک بگیریم !! سایرینی که بر اساس قانون جذب پیرامون ما هستند ، به ما کمک می کنند تا قسمت های تاریک وجودمان را ببینیم !

بیایید مثالی بزنیم !

تصور کنید شما خشم و عصبانیت را در خود سرکوب کرده اید وآن را در قسمت سایه وجودتان قرار داده اید !یعنی به این خصوصیت آگاهی و اشرافی ندارید و نمی دانید در وجود شما وجود دارد . باتوجه به قانون جذب ، افراد عصبانی را در اطراف خود جذب خواهید کرد ، در خانه ، محیط کار و حتی خیابان !! خوب چه اتفاقی می افتد ؟؟

شروع می کنید به فرافکنی خشم و عصبانیت در دیگران ، مرتب از اینکه سایرین چقدر بی ملاحظه و خشمگین هستند تعجب می کنید، شاید حتی نق نق و غرغر کنید که چرا همه مردم اینقدر عصبانی هستند ؟ چرا داد می زنند ؟ چرا فریاد می کشند ؟ و …

به این رفتار ما فرافکنی می گویند . فرافکنی یعنی : نسبت دادن غیر ارادی رفتار ناآگاهانه خود به دیگران است. بطوریکه فکر می کنیم این ویژگی فقط در دیگران وجود دارد نه در ما !!!

در بیشتر ما سایه ها انقدر ماهرانه مخفی شده اند که اگر پدیده فرافکنی نبود شاید به سختی و بعذ از سالها می توانستیم آنها را ببینیم.

می گویند ، روزی فردی با ملانصرالدین قرار داشت تا با هم گفتگو کنند، هنگامی که به خانه او امد ملا نصرالدین هنوز به خانه نرسیده بود. مرد بسیار خشمگین شدو و با گچ روی در نوشت “نادان ابله” . ملانصرالدین به خانه آمد و وقتی نوشته روی در را دید شتابان به سمت خانه مرد رفت و گفت :”قرارمان را فراموش کرده بودم ، مرا ببخشید. تا به منزل آمدم و اسم شما را بر در خانه مشاهده کردم ، به یاد قرارمان افتادم”.

………………………………………………………………

ناراحتی ما از رفتار خاصی در دیگران به دلیل سرکوب و نا آگاهی ما نسبت به همان موضوع در درون خودمان است . به سخنرانی ها و حرفهایمان به سایرین خوب گوش کنیم ، مخاطب حقیقی صحبت هایم ما، خود ما هستیم . ما نقطه ضعف های خود را به دیگران نسبت می دهیم و مطالبی را به دیگران می گوییم که در واقع باید به خود بگوییم.

اینکه سایرین و افراد پیرامون ما کمک می کنند احساسات پنهان خودمان را بشناسیم ، فرصت فوق العاده ای برای رشد ما است ! و اهمیت جمله “راه خدا از میان خلق خدا می گذرد ” را به شکلی دیگر به ما یادآور می شود . با تعامل با دیگران است که می توانیم به ویژگی های شخصیتی درونی و عمیق مان پی ببریم !

قدر دان دوستان و اطرافیانمان باشیم که در حین تعامل با آنها ، می توانیم به ویژگی های سرکوب شده و دور از دسترس وجودمان ، دسترسی داشته باشیم .

.

دردرون همه ما گنج های فراوانی است که بی نهایت ابعاد ما را به ما نشان می دهند.

از این به بعد، به جای فرار و انکار سایه ها (نا آگاهی هایمان) ، آنها را ببینیم . بپذیریم که بخشی از وجود بی نهایت و همه جانبه ما هستند، با شناخت آنها ( آگاه شدن به آنها ) ، حوزه امکان و آگاهی های خودمان را برای رشد همه جانبه بزرگتر کنیم .

از تاباندن نور به سایه ها ، و آگاه شدن به آنچه نمی دانیم، لذت ببریم !!!.

 

……………………

 

(پیشنهاد : همین الان لحظه ای صبر کنید و ببینید چه چیزی در اطرافیان شما باعث ناراحتی یا خشم شما می شود ؟ کدام خصوصیت در دوستان و همکاران شما است که از آن کلافه می شوید و فکر می کنید خودتان آنرا ندارید ؟ بعد از پیدا کردن آنها ، واقع بینانه این ویژگی ها را در خودتان بررسی کنید )

(پیشنهاد : از خودتان بپرسید معمولاً چه نصیحتی به دیگران می کنید ؟ چه ایرادی را در اطرافیان خود می بینید که به نظرتان پررنگ است و در خصوص آن سخنرانی می کنید و نظر می دهید ؟ این  نکات غالباً ویژگی هایی است که بایستی در خودتان مورد بررسی قرار دهید. )




تاريخ : شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

سایه (۲)

در ابتدای خود شناسی و با دیدن بخشی از سایه ، شاید برخی از ما جرات ادامه مسیر را نداشته نداشته باشیم ، چشمانمان را ببندیم و به سرکوب ها ادامه دهیم، اما نکته مهم اینجا است که بخشی از وجود و محتوای روانمان را که خودآگاه و ناخودآگاه سرکوب کنیم و با کنترل های بیرونی و درونی آنرا نادیده بگیریم، نه تنها تصحیح نمی شود ، بلکه قدرتمند تر و شدید تر خواهد شد .

تک تک خصوصیاتی که نفی می کنیم و از انها بدمان می آید و در برابر آنها مقاومت می کنیم ، در ما جان می گیرند و باعث می شوند از حال خوب حقیقی فاصله بگیریم ( حال خوب حقیق یا شعف ، در نتیجه همسویی و هماهنگی تمام ابعاد وجودی ما و پذیرش همه ابعاد وجودی مان در همین لحظه ، است ) . این عواطف و احساسات و ابعاد ناشناخته ، کنترا ما را به دست می گیرند و … .

 

اگر آگاه نشویم ، ابعاد ناشناخته و سرکوب شده وجودمان مارا تسخیر خواهند کرد

 

فنری را تصور کنید که هر بار با نیروی بیشتری آن را فشار می دهیم تا ارتفاع آنرا کوتاه کنیم ، مسلماً هر چه بیشتر فشار وارد کنیم ، نیروی ذخیره شده پتانسیل آن بیشتر می شود و بالاخره زمانی خواهد رسید که تمام این نیروی انباشته شده آزاد می شود و توان مهار آنرا نداریم !!!

در چنین مواقعی ، توان مدیریت رفتار و گفتار و اعمالمان را نخواهیم داشت و سایه های ما (نا آگاهی های ما ) هستند که مارا کنترل می کنند !

به عنوان مثال،  ترس هایی که پایه و اساسی ندارند و ما هرگز به آنها توجه نکرده ایم ناگهان در جایی که انتظارش را نداریم سرباز می کنند، ما را اسیر خود می کنند و افسار زندگی ما را به دست می گیرند !!!

ابعاد ناشناخته وجودمان در صورت عدم آگاهی ، همیشه ترسناک و مهیب بنظر می رسند .

 

همانطور که اشاره شد چون تصور اغلب ما از سایه ، مجموعه خصوصیاتی است که آنها را پست و به درد نخور می دانیم ،  تلاش می کنیم با زندگی نکردن آنها ، خوب و موجه و دوست داشتنی باشیم و بتوانیم تائید از خود و از اجتماع بگیریم !

اما خود حقیقی مان چه می شود ؟ آیا برای زندگی کردن آگاهانه بایستی سایه ها را سرکوب کرد ؟ یا بایستی آنها عیناً زندگی کرد ؟ تکلیف ما با سایه ها چیست ؟؟؟

تعریف ما از زندگی ، آگاهانه زیستن و آگاهانه انتخاب کردن است ! برای انتخاب صحیح نیاز به شناخت و آگاهی از حوزه امکان و سپس مسئولیت پذیری داریم !

خوب و بد ، سیاه و سفید ، زشت و زیبا و … همه نمایانگر دو سمت و سوی طیفی هستند که ما می خواهیم در وسط آن حرکت کنیم . سایه های وجود ما ، به اندازه بخش های روشن و خودآگاه ما اهمیت دارند و با دیدن آنها ، شناختن آنها است که کلید حل مسائل را به دست می اوریم. حوزه امکان ما برای انتخاب ، عبارت است از دانسته های ما ، یعنی آنچه که می دانیم نمی دانیم و آنچه که می دانیم می دانیم ! (در صورت تمایل مطلب جوینده حوزه امکان را می شناسد را در همین ارتباط مطالعه بفرمائید).

 

 

سایه ها همیشه همراه ما هستند، مگر می توان سایه هایمان را از خودمان دور کنیم ؟ فرض کنید در حال قدم زدن در خیابان هستید و ناگهان متوجه وجود سایه تان می شوید و می خواهید از آن فرار کنید ! با چه سرعتی باید دوید تا از آن دور شد ؟ به کدام سمت می خواهید فرار کنید تا دیگر سایه نداشته باشید ؟ مگر راه فراری وجود دارد ؟

 

 …………….. ………     

با هر سرعت و به هر جهتی که بدوید ، سایه شما به دنبالتان خواهد آمد. تنها راه ایستادن زیر نور خورشید ، یعنی عمل بر اساس آگاهی هایمان است

 

تنها راه برای نداشتن سایه این است که در راستای نور خورشید (یعنی همان آگاهی ) قرار بگیریم و تنها در این حالت است که سایه های ما کوچکتر می شوند و به تدریج محو می شوند . فرض کنید درست زیر سایه آفتاب ظهر باشد و خورشید درست بالای سر ما باشد ، وقتی کاملاً در همان راستای خورشید (آگاهی) هستیم و انتخاب مسئولانه می کنیم ما سایه نداریم .

در غیر اینصورت ، یعنی زمانیکه بر اساس آگاهی زندگی نکینم ، یعنی همسو با اگاهی حرکت نکنیم و از خورشید دور باشیم، سایه های بلند تری داریم

……………………………………………………………

سایه های ما ، ابعاد مختلف وجودی ما هستند که به آنها آگاه نیستیم

 

 

با توجه به مطالب فوق ،شناخت سایه از اهمیت بسیاری برخوردار است ، سایه ها نا آگاهی های ما هستند و با شناخت آنها ، نور آگاهی را بر آنها می تابانیم تا به جای سرکوب و فشار و فرار ، حوزه امکان و دایره توانمندی هایمان را نیز افزایش بدهیم .

ما انسانها موجوداتی چند بعدی هستیم (مطلب انسانهای چند گلبرگی نیز در همین خصوص است ) و با شناخت ابعاد بیشتر از وجودمان ، رشد می کنیم  . بایستی با واقع بینی به ابعاد مختلف وجودمان بنگریم (پیشنهاد می کنیم مطلب نگرش زنبوری و مگسی ، در خصوص واقع بینی را مطالعه بفرمائید ، چرا که مرحله اول نگرش واقع بینانه به خود است )

سایه ها کلید راه ما هستند ، آنها نشانه هایی هستند که به کمک آنها انحراف و فاصله مان را با آنچه باید باشیم و حقیقتاً هستیم می بینیم .

سایه ها ، معیار ما برای حرکت صحیح هستند.حال باید ببینیم چگونه می توانیم سایه ها را شناسایی کنیم ؟؟

سایه ها کلیدهایی هستند که به ما میزان مغایرت را نشان می دهند و نشانه هایی هستند که مسیر شخصی مان را به ما نشان می دهند

 

 

 

 

این مطلب ادامه دارد ………………

( پیشنهاد :

        دقایقی با خود خلوت کنید و یک یا چند نمونه از ترس هایان را به خاطر بیاورید . فارغ از اینکه چرا چنین ترسی در شما ایجاد شده ،‌ ببینید چه اگاهی برای حل این مسئله نیاز دارید و از چه راهی می توانید آنرا به دست بیاورید . )



تاريخ : شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

سایه (١)

احتمالاً تا به حال در مباحث مربوط به خودشناسی، روان کاوی و روان تحلیل گری، واژه سایه را دیده اید و در خصوص آن مطالبی شنیده اید. سایه از مباحث مهم خودشناسی محسوب می شود و در این مطالب می خواهیم با بیانی ساده ، سایه و ابعاد آنرا بررسی کنیم و به سوالات زیر پاسخ بدهیم.

تعاریف متداول از سایه چیست ؟ تعریف صحیح سایه را چه می دانیم ؟ سایه ها را چگونه پیدا کنیم ؟ فرافکنی چیست ؟ آیا سایه ها را باید عیناً زندگی کرد ؟ با سایه ها چه کنیم ؟


………………………………

برخی به اشتباه سایه ها را تنها ، ابعاد دوست نداشتنی و زباله وجود انسان می پندارند !!!

 

وجود ما انسانها را می توان به سه بخش کلی خودآگاه ، ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی تقسیم کرد. سایه ،بخشی از  قسمت ناخودآگاه شخصیت ما است . در اغلب مطالب منتشر شده در خصوص سایه ها و همچنین در ذهن بیشتر ما ، سایه ها   ضعف ها و  نقاط ضعف ، زباله های وجودی و جنبه های دیگر شخصیت ما است ، که  نمی خواهیم آنها را بپذیریم ، از داشتن آنها شرمگین و شرمنده هستیم  و وجودشان را انکار می کنیم .

…………………………………………………………..

آیا حقیقتاً سایه های ما فقط از قسمت های بد و نادرست و نامطلوب تشکیل شده است ؟

 

مثلاً : ترس، عصبانیت ، خودخواهی، زشتی، بی ارزشی، ضعف، خستگی ،پر خوری، خشم ، تنبلی، فریبکاری،  عیبجویی، کینه ، به درد نخور بودن ، بد غذا بودن ، آب زیر کاهی، شکست و  … .

بااین تصویر و تصوری که از سایه ها ی خود داریم ، غالباً می خواهیم از آنها فرار کنیم و آنها را نادیده بگیریم و حتی اگر به هر دلیلی بخشی از آن را دیدیم ، پا به فرار  می گذاریم !

 

…………………………………………….

تعریف برخی از سایه ما به اشتباه ابعاد منفی و وحشتناک و ناپسند شخصیتمان است

 

به نظر شما تعریف صحیح سایه چیست ؟

نکته مهمی که باید بدانیم این است که ، سایه تنها خصوصیات منفی و نا پسند وجودی ما نیست ، سایه آن بخشی از شخصیت ما است که به آن آگاه نیستیم و  آن را زندگی نمی کنیم ! در حالیکه ،چه بسا در بسیاری از تعاملات روزانه ، احتیاج به آنها داشته باشیم ! و انتخاب صحیح ما،  بخشی از سایه های ما باشد ! اما چون به آن آگاه نیستیم نمی توانیم آنرا زندگی کنیم !

ما انسانها مجموعه بی نهایت و شگفت انگیزی هستیم ، که با توجه به آگاهی که از خود داریم ، در وجودمان نور تابیده است . و قسمت هایی که هنوز نور آگاهی به آنها نتابیده ، در سایه مانده اند و تیره و هراسناک به نظر می رسند !!!

در حالیکه ، این بخش های دور از دسترس ، گاهی بسیار کلیدی و اثر گذار هستند و قسمت مهمی از بودنِ ما را به خودشان اختصاص می دهند .

سایه ما می تواند عشق ، ابراز علاقه ، ورزش ، رفتارهای احساسی و حتی کودکانه کودکانه و … مواردی از این دست باشد.

 

……….

سایه ها تنها ابعاد منفی وجودی ما نیستند بلکه هر بخشی که آنرا نادیده گرفته و به آن آگاه نیستیم سایه  ما است

 

مطمئن باشید که همه ما انسانها دارای سایه هستیم و کسی نمی تواند ادعا کند که  سایه ای ندارد !!!! و همه ابعاد وجودی خودش را به روشنی و با وضوح کامل  می شناسد. همه ما در کنار آنچه می دانیم ، ندانسته های بسیاری نیز داریم !

سایه اولین قسمت از لایه های پنهان شخصیت هر یک از ما است که با شروع خود شناسی و تحلیل پیرامون رفتار و افکارمان آشکار می شود و اغلب با دیدن این بخش از وجودمان متعجب می شویم و می پرسیم ؟”یعنی من این هستم ؟ من هم این ابعاد تیره و تار را دارم ؟ یعنی من هم  … “

 

………………………………………….

سایه های ما گاهی ابعاد لطیف وجود ما است که سرکوبشان کرده ایم و بی تفاوت از کنارشان عبور می کنیم !!!!

هر چه کمتر از قسمت سایه وجود خود با خبر باشیم، سایه ما سیاه تر و غلیظ تر است  ،یعنی تا زمانیکه در صدد کسب آگاهی بر نیاییم و از سر عادت زندگی و گذران عمر کنیم، حجم نا آگاهی های ما بیشتر از آگاهی ما است و با قسمت بزرگی از نا شناخته ها مواجه می شویم.

این مطلب ادامه دارد …….


(پیشنهاد :

زمانی که متوجه وجود ویژگی جدیدی درخود می شویم که آنرا سازنده و آگاهانه زندگی نمی کنیم ! پیش از اینکه بخش نکوهشگر وجودمان ، باعث تخریب شخصیت ما شود ، با تمرین واقع بینی ، در کنار این نا آگاهی ، کلِ وجودمان را زیر سوال نبریم ، بلکه تمرین کنیم با واقع بینی به اندازه لازم به جل آن مساله بپردازیم ! به عنوان مثال اگر متوجه خشم سرکوب در درونمان شدیم ، به جای اینکه با زیر سوال بردن کل وجودمان خود را نکوهش کنیم ، آن را به اندازه ای که هست ببینیم و در خصوص آن کاری انجام دهیم.)



تاريخ : شنبه ۱٠ اردیبهشت ۱۳٩٠ | ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.