کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیم

یکی کوچک,یکی بزرگ

یکی بلند و یکی کوتاه

یکی قوی تر و یکی ضعیف تر

اما هیچکدام دیگری را مسخره نمیکند

هیچکدام دیگری را له نمیکند

و هیچکدام برای دیگری تعظیم نمیکند

آنها کنار هم یک دست میشوند و کار میکنند

چرا ما انسانها اگر از کسی بالاتر بودیم,لهش میکنیم و اگر از کسی پایینتر بودیم او را میپرستیم

شاید بخاطر همینکه یادمان باشد,نه کسی بنده ماست,نه کسی خدای ما,خداوند انگشتهای ما را اینگونه آفرید

آری,باید باهم باشیم و کنار هم

آنگاه لذت یک دست بودن را میفهمیم



تاريخ : چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳ | ۳:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

اگر جای دانه هایت را که روزی کاشته ای فراموش کردی،

باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای ...

 

"پس نیکی را بکار،بالای هر زمینی...و زیر هر آسمانی ....برای هر کسی .. "

 

تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!!

که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند ...

اثر زیبا باقی می ماند،

حتی اگر روزی صاحب اثر دیگر حضور نداشته باشد .

 



تاريخ : چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳ | ٢:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

از نو  می سازمت دل خدایی

 

تا خدا هست، ابدیت هست.

تا خدا هست، فراوانی هست.

تا خدا هست، شقایق هست.

تا خدا هست، زندگی جاریست.

تا خدا هست، غم ، نا امیدی، همه تولد است، مرگی نیست.

مرگ روز نا امیدیست.

دنیای فراوانی خوبی هاست.

 

قایق تان شکست ؟ پاروی تان را آب برد؟ تورتان پاره شد؟ صیدتان دوباره به دریا برگشت ؟ 

غمت نباشد چون خدا با ماست! 

هیچ وقت نگو از ماست که برماست 

بگو خدا با ماست.

 

اگر قایقت شکست ، باشد !

 دلت نشکند! دلی نشکنی.

 

 

اگر پارویت را آب برد ، باشد ! آبرویت را آب نبرد! آبرویی نبری.

 

اگر صیدت از دستت رفت ، باشد ! امیدت از دست نرود! وامیدکسی را ناامید نکنی.

 

امروز اگر تمام سرمایه ات از دستت رفت ، دستانت را که داری !

 پس خدایت را شکر کن. دوباره شکر کن! بیا شکر کنیم که اگر کفشی به پا نداریم، پا که داریم راه برویم و اگر چیزی به دست نداریم دست که داریم دوباره به دست می آوریم.

دوباره می سازیم و دوباره به دست می آوریم.دوباره می خریم و دوباره می خندیم



تاريخ : چهارشنبه ٥ آذر ۱۳٩۳ | ٩:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

 

کسی که از خودش اطمینان دارد، دیگری را تخریب نمی کند. 

حق کشی، زوز ، ظلم ، بی احترامی نمی کند

ﻣﺮﺩﯼ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺯﯾﺮ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﯽ ﻧﺰﺩ ﺍﻭ ﺁﻣﺪ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻗﺮﺑﺎﻥ ﺍﺯ

ﭼﻪ ﺭﺍﻫﯽ ﻣﯿﺘﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﺭﻓﺖ؟

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﻭ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﻧﺰﺩ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺁﻣﺪ ﻭ

ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯿﺮﻭﺩ

ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟

ﺳﭙﺲ ﻣﺮﺩﯼ ﻋﺎﺩﯼ ﻧﺰﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺁﻣﺪ ﺿﺮﺑﻪ ﺍﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺍﻭ ﺯﺩ ﻭ

ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﺣﻤﻖ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺘﺨﺖ ﻣﯿﺮﻭﺩ ﮐﺪﺍﻣﺴﺖ؟

ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ

ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ ﮐﺮﺩ ﻣﺮﺩ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻨﺎﺭ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﻭ

ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ؟

ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ

ﺑﻮﺩ ﻣﺮﺩ ﺩﻭﻡ ﻧﺨﺴﺖ ﻭﺯﯾﺮ ﺍﻭ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺳﻮﻡ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ

ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ

ﻣﺮﺩ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺍﺯ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺷﺪﯼ؟ ﻣﮕﺮ ﺗﻮ

ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻧﯿﺴﺘﯽ؟

ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ …

ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﻃﻤﯿﻨﺎﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺩﻟﯿﻞ

ﺍﺩﺍﯼ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﮐﺮﺩ …

ﻭﻟﯽ ﻧﮕﻬﺒﺎﻥ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﯼ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﺭﺕ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﺞ ﻣﯿﺒﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ

ﻣﺮﺍ ﮐﺘﮏ ﺯﺩ ...

ﻃﺮﺯ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻫﺮ ﮐﺲ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﺍﻭﺳﺖ

 



تاريخ : سه‌شنبه ٤ آذر ۱۳٩۳ | ٦:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

همبشه از خوبی دیگران دیوار بساز

وقتی در حق تو بدی کردند، فقط یک آجر از دیوار بردار

بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی !!!

 



تاريخ : جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳ | ۸:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

نیایش زیبا از امام سجاد:

الهی

دردهایی هست که نمی توان گفت

و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست

الهی

اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت

و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد

و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند

الهی

پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست

درهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید

قصد هایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود

الهی 

تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد

تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست

و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود

الهی

قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی

و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی، شرمنده خواهم شد.

الهی

با این همه باکی نیست

زیرا من همچو تویی دارم

تویی که همانندی نداری

رحمتت را هیچ مرزی نیست

ای تو خالق دعا و مالک" آمین"...

صحیفه سجادیه



تاريخ : چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۳ | ٩:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

خوبی

مردم می گویند: آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید. اما باید اینگونه باشد، خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. هیچکس کامل نیست. 

They say: find the good ones and let go of the bad ones.

But it should be: find the good in people and overlook the bad things in them. nobody's perfect.



تاريخ : چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳٩۳ | ۸:٥۳ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 کسانی که در کفر از یکدیگر سبقت می گیرند غمگینت نکند.

 احساسمون را خوب نگهداریم ، ترس ، غم همیشه هست از بی ایمانیه از مکر دیگران غمگین و نگران نباش

در هر شرایطی نعمتهایت را بشمار

 کارگردان خداست

انما نجوا من الشیطان (إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

شان نزول آیه
 

هر آینه نجوا کردن کار شیطان است که می خواهد مؤمنان را محزون کند و، حال آنکه هیچ زیانی ، جز به فرمان خداوند ، به آنها نمی رساند و مؤمنان باید که بر خدا توکل کنند

خدا چو ابراهیم و آتش نگهدارست.

چو موسی و فرعون 

چو یوسف و چاه

در هر شرایطی افکار مثبت را قدرت ببخشید ، افکار مثبت سخن خداست ، نجواهای منفی همان شیطان است.

غمگین نباش به قدرت و زرنگی و بیشتری و زور غیر از خدا

شادی شادی و غم غم می آورد.  در یاد و احساس خدا 

مراقب احساساتت باش.

 

 

 



تاريخ : دوشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩۳ | ۸:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

ً* آیا می دانید که *

در میان 27 نوع احساس ، حس " غم " با 120 ساعت ، ماندگارترین حس در بدن انسان است .

محققان بلژیکی با مطالعه روی 233 دانش آموز دبیرستانی ، دریافتند که احساسات 19 گانه غم ، شادی ، نفرت ، درماندگی ، حسادت ، آرامش ، اشتیاق ، ستایش ، استراحت و آسودگی ، گناه ، استرس ، غرور ، گیجی ، عصبانیت ، تحریک ، ترحم ، تحقیر ، ترس ، شرم ، انزجار طول عمر مشخصی دارند .

در این میان ،" غم " با 120 ساعت ماندگارترین حس است اما شادی فقط 36 ساعت عمر دارد ، در توضیح این علت ، آمده است : از دست دادن یا دوری از عزیزان ، به این دلیل غیر قابل تحمل است که احساس اندوه ناشی از آن ، 240 برابر بیشتر از سایر احساس ها نظیر شرم ، شگفتی و خشم طول می کشد ، حادثه های پی در پی ، اندوه انسان را بیشتر می کند و معمولا مردم ، زمان طولانی تری لازم دارند تا بر آن غلبه کنند بدون آنکه واقعا به ماهیت اندوه خود پی ببرند .

 

براساس این تحقیق ، میزان ماندگاری احساس به ترتیب عبارتند از : غم 120 ساعت ، نفرت 60 ساعت ، شادی 36 ساعت ، درماندگی ، امید ، اضطراب ، ناامیدی و خشنودی 24 ساعت ، حسادت 15 ساعت ، آرامش 8 ساعت ، اشتیاق ۶



تاريخ : یکشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩۳ | ٩:۱٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

بالاترین گناه نا امیدی است.

 از وجودت باید امید به بارد

امید به خدا

ما روح هایی هستیم، که چند صباحی در این دنیای خاکی، آمده ایم تا زندگی کنیم.

زیبا زندگی کن، ما رأیت الا جمیلا

ساده می گم.

ایمان، انسانیت به قلب رئوف، قلبی با گذشت، و امیدواری به خدا، و انعطاف پذیری ، که  بپذیرد دست بالای دست بسیار است.

 نماز ، روزه، حافظ قرآن بودن همه نیکیها خوبند..

اما شمر ها، ابن ملجم ها که حافظ قرآن بودند، در رکت اول بعد حمد، سوره بقره می خواندند، در رکت دوم بعد حمد ، سوره الرحمن، امام خود را شهید کردند...

چون شکم پرست بودند، بالا تر از خود را  نمی توانستند ببینند. و کنترل خشم نداشتند. (قلب رئوف؟؟ نداشتند.)

خدایا خود هدایتمان کن.

 

 



تاريخ : چهارشنبه ٢۱ آبان ۱۳٩۳ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

به آرامی آغاز به مردن می‌کنی - شعرى از پابلو نرودا

ترجمه: احمد شاملو

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر سفر نکنی،

اگر کتابی نخوانی،

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی،

اگر از خودت قدردانی نکنی.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی،

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند.

به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر برده‏ی عادات خود شوی،

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ...

اگر روزمرّگی را تغییر ندهی

اگر رنگ‏های متفاوت به تن نکنی،

یا اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی.

تو به آرامی آغاز به مردن می‏کنی

اگر از شور و حرارت،

از احساسات سرکش،

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامیدارند،

و ضربان قلبت را تندتر میکنند،

دوری کنی . . .

تو به آرامی آغاز به مردن میکنی

اگر هنگامی که با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را عوض نکنی،

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی،

اگر ورای رویاها نروی،

اگر به خودت اجازه ندهی

که حداقل یک بار در تمام زندگی‏ات

ورای مصلحتاندیشی بروی . . .

امروز زندگی را آغاز کن!

امروز مخاطره کن!

امروز کاری کن!

نگذار که به آرامی بمیری.

متن شعر به زبان اصلی ( لاتین ) ... در ادامه مطلب

A beautiful poam by Pablo Neruda

 

 

 

A beautiful poam by Pablo Neruda

 

You start dying slowly

You start dying slowly

 if you do not travel,

if you do not read,

If you do not listen to the sounds of life,

 If you do not appreciate yourself.

You start dying slowly

When you kill your self-esteem;

When you do not let others help you.

 You start dying slowly

 If you become a slave of your habits,

Walking everyday on the same paths...

 If you do not change your routine,

If you do not wear different colours

Or you do not speak to those you don't know.

 You start dying slowly

If you avoid to feel passion

And their turbulent emotions;

Those which make your eyes glisten

 And your heart beat fast.

You start dying slowly

If you do not change your life

 when you are not satisfied with your job,

 or with your love,

If you do not risk what is safe for the uncertain,

 If you do not go after a dream,

If you do not allow yourself, At least once in your lifetime,

To run away from sensible advice...


Pablo Neruda



تاريخ : سه‌شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۳ | ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

خدا را باور کُن

 

ما نیاز داریم ، ذهنمان را آرام کنیم

سعی کن ، چیزهای زیادی را مهم نکنی

افراد موفق ، بدون استثناء بسیار بسیار خونسرد هستند،

اصلا نگران نباشید، هیچی در زندگی شما مهم نیست، تو به آرامش برس ، همه چی اتفاقات خوب می اُفتد.

موضوع اینکه فکرمان مشغول است.

شاد و آرام باش، ربطی به امکانات ندارد.

موضوع اینکه فکرمان پر از آشغاله ، پر از اتفاقاتی است که هیچ وقت رُخ نمی دهد.

برای اینکه خوب زندگی کنی، فکرت را مشغول نکن،

از هیچ چیز نترس، از جن، روح، اسبابازیتون خراب بشه، طلاق عاطفی  بدن ما را ، از اخراج، 99 درصد فکرهامون ، بی ارزشند.

به آرامش برس، خدا زود تر و بهترین را انجام می دهد. به قول مولانا: .... آب آتش را مدد شد همــــــــــچو نـفت

خدا را باور کُن

بزار خدا کارشو بکنه، هر اتفاقی بیفته بدون کارها به نفعه منه،

هر اتفاقی بیفته باور کن که به نفعه ، این باور حسینی بودن است.

این است راز آرامش

  



تاريخ : چهارشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩۳ | ۱٠:٢٥ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

طوری زندگی کن ، که خدا به تو افتخار کند. و بعد خود زمین را برای دیگران جای بهتری کن

امام حسین (ع) شهید شد تا  دین و انسانیت  زنده بماند.



تاريخ : دوشنبه ۱٢ آبان ۱۳٩۳ | ۸:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا شُکر به خاطر همه چی

«حمد و سپاس خدایی را سزاست که تیر حتمی قضایش را هیچ سپری نمی‌شکند

و لطف و محبت و هدایتش را هیچ مانعی باز نمی‌دارد و هیچ آفریده‌ای به پای شباهت مخلوقات او نمی‌رسد.

...جهل و نادانی من و عصیان و گستاخی من، تو را باز نداشت از اینکه راهنمایی‌ام کنی

به سوی صراط قربتت و موفقم گردانی به آنچه رضا و خشنودی توست.

 

پس

هرگاهکهتوراخواندم،پاسخمگفتی؛

هرچهازتوخواستم،عنایتمفرمودی؛

هرگاهاطاعتتکردم،قدردانیوتشکرکردی؛

و هر زمان کهشکرترابرجاآوردم،برنعمتهایمافزودی؛

و اینها همه چیست؟

جز نعمت تمام و کمالواحسانبی‌پایان تو!؟

... من کدامیکازنعمت‌های تورامی‌توانم بشمارم یاحتیبهیادآورموبهخاطربسپارم؟

... خدایا! الطاف خفیه‌ات و مهربانی‌های پنهانی‌ات بیشتر وپیشترازنعمتهایآشکارتوست.

...خدایا ! من را آزرمناک خویشقراردهآن‌سان کهانگارمی‌بینمت.

من را آنگونهحیامندکنکهگوییحضورعزیزترااحساسمی‌کنم.

 

خدایا!

من را با تقوای خودت سعادتمند گردان

و با مرکبنافرمانی‌ات بهوادیشقاوت وبدبختی‌ام مکشان.

در قضایت خیرم را بخواه

و قدرت برکاتترابرمنفروریزتاآنجاکهتأخیررادرتعجیل‌های تووتعجیل را درتأخیرهایتونپسندم.

آنچهراکهپیشمی‌اندازی دلمهوایتاخیرشرانکند

و آنچهراکهبازپسمی‌نهی منرابه شکوهوگلایهنکشاند.

...پروردگارمن!

... من را از هول و هراس‌های دنیا و غم و اندوه‌های آخرت، رهایی ببخش

و من را از شر آنان کهدرزمینستممی‌کنند درامانبدار.

 

...خدایا!

به کهواگذارممی‌کنی؟

به سوی کهمی‌فرستی‌ام؟

به سوی آشنایان و نزدیکان؟ تاازمنببرندورویبگردانند؛

یا به سوی غریبان و غریبه‌گان تاگرهدرابروبیافکنندومراازخویشبرانند؟

یا به سوی آنان کهضعفمرامی‌خواهند وخواری‌ام راطلب می‌کنند؟

... من به سوی دیگراندستدرازکنم؟درحالیکهخدایمنتوییوتوییکارسازوزمامدارمن.

...ای توشه و توان سختی‌هایم!

ای همدم تنهایی‌هایم!

ای فریادرس غم‌ها و غصه‌هایم!

ای ولی نعمت‌هایم‌!

...ای پشت وپناهمدرهجومبی‌رحم مشکلات!

ای مونس و مأمن و یاورم در کنج عزلت و تنهایی و بی‌کسی! ای تنها امید و پناهگاهم در محاصره اندوه و غربت و خستگی! ای کسی که هر چه دارم از توست و از کرامت بی‌انتهای تو!

 

...تو پناهگاه منی؛

 

تو کهفمنی؛

تو مأمن منی؛

وقتی کهراه‌ها ومذهب‌ها باهمه فراخی‌شان مرابهعجزمی‌کشانند وزمینبا همهوسعتش،برمنتنگیمی‌کند، و...

...اگرنبودرحمتتو،بی‌تردید منازهلاک‌شدگان بودم

و اگرنبودمحبتتو،بی‌شک سقوطونابودیتنهاپیش‌روی منمی‌شد.

...ای زنده!

ای معنای حیات؛ زمانی کههیچزنده‌ای دروجودنبوده است.

...ای آنکه:

با خوبی و احسانش خود را به من نشان داد

و من با بدی‌ها و عصیانم، در مقابلش ظاهر شدم.

...ای آنکه:

در بیماری خواندمش و شفایم داد؛

در جهل خواندمش و شناختم عنایت کرد؛

در تنهایی صدایش کردموجمعیتمبخشید؛

در غربت طلبیدمش و به وطن بازم گرداند؛

در فقر خواستمش و غنایم بخشید؛

 

من آنم کهبدیکردممنآنمکهگناهکردم

من آنم کهبهبدیهمتگماشتم

من آنم کهدرجهالتغوطه‌ور شدم

من آنم کهغفلتکردم

من آنم کهپیمانبستموشکستم

من آنم کهبدعهدیکردم ...

و ... اکنونبازگشته‌ام.

بازآمده‌ام با کوله‌باری از گناهواقراربهگناه.

پستودرگذرایخدایمن!

ببخش ای آنکهگناهبندگانبهاوزیاننمی‌رساند

ای آنکهازطاعتخلایقبی‌نیاز استو با یاریوپشتیبانیورحمتشمردمانرابهانجامکارهایخوبتوفیقمی‌دهد.

...معبود من!

اینکمنپیشرویتوأمودرمیاندست‌های تو.

آقای من!

بال گستردهوپرشکستهوخوارودلتنگوحقیر.

نه عذری دارم کهبیاورمنهتوانیکهیاریبطلبم،

نه ریسمانی کهبدانبیاویزم

و نه دلیل و برهانی کهبدانمتوسلشوم.

چهمی‌توانم بکنم؟وقتیکهاینکوله‌بار زشتیو گناه بامناست!؟

انکار!؟

چگونهوازکجاممکناستوچهنفعیداردوقتیکههمهاعضاءوجوارحم،بهآنچهکرده‌ام گواهیمی‌دهند؟

 

...خدای من!

خواندمت، پاسخمگفتی؛

از تو خواستم، عطایم کردی؛

به سوی تو آمدم، آغوش رحمت گشودی؛

به تو تکیهکردم،نجاتمدادی؛

به تو پناهآوردم،کفایتمکردی؛

خدایا!

از خیمه‌گاهرحمتتبیرونماننکن.

از آستان مهرت نومیدمان مساز.

آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان.

از درگاهخویشتمارامران.

...ای خدای مهربان!

بر من روزی حلالت را وسعت ببخش

و جسم و دینم را سلامت بدار

و خوف و وحشتم را به آرامش و امنیت مبدل کن

و از آتش جهنم رهایم ساز.

...خدای من!

اگرآنچهازتوخواسته‌ام، عنایتفرمایی،محرومیتازغیرازآن،زیانندارد

و اگرعطانکنیهرچهعطاجزآنمنفعتندارد.

یا رب! یا رب! یا رب!

...خدای من!

این منم و پستیوفرومایگی‌ام

و این تویی با بزرگیوکرامتت

از من این می‌سزد و از تو آن ...

...چگونهممکناستبهورطهنومیدیبیفتمدرحالیکهتومهربانوصمیمیجویایحالمنی.

...خدای من!

تو چقدربامنمهربانیبااینجهالتعظیمیکهمنبدانمبتلایم!

تو چقدردرگذرندهوبخشنده‌ای بااینهمه کاربدکهمنمی‌کنم واینهمهزشتیکردارکهمندارم.

...خدای من!

تو چقدربهمننزدیکیبااینهمهفاصله‌ای کهمناز توگرفته‌ام.

...تو که اینقدردلسوزمنی! ...

...خدایا تو کی نبودیکهبودنتدلیلبخواهد؟

تو کیغایببوده‌ای کهحضورتنشانهبخواهد؟

تو کیپنهانبوده‌ای کهظهورتمحتاجآیهباشد؟

...کوربادچشمیکهتوراناظرخویشنبیند.

کوربادنگاهیکهدیده‌بانی نگاهتورادرنیابد.

بسته باد پنجره‌ای کهروبهآفتابظهورتوگشودهنشود.

و زیانکاربادسودایبنده‌ای کهازعشق تونصیبندارد.

 

...خدای من!

مرا از سیطره ذلتبار نفس نجات ده و پیش از آنکه خاکگور،برانداممبنشیندازشکوشرک،رهایی‌ام بخش.

...خدای من!

چگونهناامیدباشم،درحالیکهتوامیدمنی!

چگونهسستیبگیرم،چگونهخواریپذیرمکهتوتکیه‌گاه منی!

ای آنکهباکمالزیباییونورانیتخویش،آنچنانتجلیکرده‌ای کهعظمتتبر تمامیماسایهافکنده....

یا رب! یا رب! یا رب



تاريخ : یکشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩۳ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : | نظرات ()

 

خدایا بهشت و جهنم ، بود و نبود محبت و لطف توست  .

تنهایی و ترد شدن یه دوست که محبت بهش داریم دلمون می شکنه ،

وای به حالی که خدا لطفش را بگیره ، از جهنم بتره.

بهشت و جهنم،  نظر و لطف یا ناراحتی و خشم توست.

یا رب  نظر تو بر نگردد. کلید محبتت حسین ( ع ) را از ما نگیر. 



تاريخ : شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩۳ | ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ | نویسنده : | نظرات ()
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.